طرفداری - دقیقا به همین شکل است. گاهی اوقات یک طلوع شیرین دقیقا پس از تاریک ترین شب ها اتفاق می افتد. برای آنتونیو کونته هم به عنوان سرمربی ایتالیا، از  روزگاری که دیوار نویسی مرگش اتفاق افتاد تا شب گذشته که در عرش قدم می زد، همچون چشم بر هم زدنی به نظر می رسید. با این حال دست کم تا بازی دوم ایتالیا همه برای او ایستاده کف می زنند. بالافاصله پس از بازی وقتی آریگو ساکی، فدریکو بالزارتی، مارکو تاردلی و مارکو دل وکیو، در شبکه رای شروع به ستایش از کونته کردند، دقیقا می شد حدس زد که اوضاع از چه قرار است. کونته با یکی از بی ستاره ترین ایتالیاهای تاریخ موفق شد بلژیک، تیمی که ذخیره هایش نیز  از بازیکنان فیکس ایتالیا قیمت بیشتری دارند، از پا در آورد و این از پا در آوردن، زمانی لذت بخش تر می شود که بدانیم تماما آنچه برداشته شده، از کاشته های خود کونته است. نکته اول 2-5-3 و همان صخره معروف عقب زمین ایتالیاست. جایی که کونته همان ترکیب یوونتوسی را انتخاب کرد که پیش از این خودش در این تیم پایه ریزی کرده است. همان BBC که معمارش خودش بود و بعدها آلگری نیز در یوونتوس آن را ادامه داد. نکته کلیدی برای ایتالیا همین «صخره» بود. جایی که احتمالا هیچ مدافعانی روی کره خاکی درک این 3 بازیکن را از یکدیگر ندارند و قضیه زمانی جذاب تر می شود که ابر دروازه بانی همچون جی جی، پشت این صخره قرار داشته باشد. این BBC تمام و کمال معمارش آنتونیو است و لئوناردو بونوچی، یکی از  اساسی ترین ارکان این مثلث، زیر نظر کونته به بلوغ تاکتیکی و انفرادی رسیده است.

نکته بعدی گلِ اول ایتالیاست که به کلاسیک ترین شکل ممکن به ثمر رسید. لئو بونونچی به عنوان یکی از بهترین «ball-playing defender» های دنیا زیر نظر کونته بارها و بارها در گذشته به همین روش برای بازیکنان یوونتوس موقعیت سازی کرده بود. ارسال های مستقیم بونوچی از نزدیک و میانه زمین به پشت مدافعان حریف، از روش هایی بود که کونته در یووه از آن استفاده می کرد و باز مکس آلگری نیز با شدت و ضعف آن را ادامه داد. بار دیگر چرخش به کونته رسید تا گل کلاسیک اول ایتالیا، از روش قدیمی خودش زده شود. توانایی های بونوچی در ارسال چنین پاس های پیرلو گونه ای، زیر نظر کونته رشد کرده بود.

نکته سوم نوع چینش 2-5-3 ایتالیا بود که با مصدومیت های دلخراش مارکیزیو و وراتی، در مرکز زمین با تغییرات اساسی رو به رو شد. البته این ترکیبی نبود که مورد نظر کونته باشد، اما شما زمانی که 2 تن از بهترین هافبک های اروپا را از دست می دهید، باید بتوانید شرایط را مدیریت کنید. همین طور شد که کونته ترجیح داد میانه زمینش را «کارگری» کند. جاکرینی و پارولو، مصداق بارز بازیکنان کارگر هستند. بازیکنانی که 90 دقیقه بی امان می دوند، در فضاهای مختلف قرار می گیرند و تبدیل به سوهان روح هافبک های حریف می شوند. قطعا پارولو و جاکرینی گزینه های اول کونته در مرکز زمین نبودند و نیستند، اما زمانی که دستتان از خلاقیت خالی می شود، باید مدیریت کرد. پارولو را احتمالا با نگاه عامیانه شما بی مصرف ترین بازیکن زمین خواهید دانست، اما او در طول بازی سوهان روح دی بروین، هازاد، مرتنز و باقی مهره های خلاق بلژیک شده بود. در فاز تدافعی او همه جای زمین خودی بود و با دوندگی های بی امانش فضاهای مختلف را تحت کنترل داشت. داستان برای جاکرینی نیز همین بود. البته او در فاز تهاجمی توپ هایی را لو داد، اما کنترل فوق تخصصی اش و ضربه تمام کننده اش روی پاس بونوچی، همانی بود که بارها و بارها پیش از این تمرین شده بود.

پیروزی کونته مقابل تیمی که فوق ستاره فینال لیگ قهرمانان بازیکن ذخیره اش محسوب می شد، آن هم در شرایطی که او احتمالا سخت ترین شرایط را به عنوان یک سرمربی در تاریخ فوتبال ایتالیا، تجربه کرده بود، همچون اولین شب آرامش است. البته فوتبال دقیقا می تواند به اندازه شب گذشته غیر قابل پیش بینی باشد. مثل همان بلایی که سر ایتالیایی 2014 پراندلی آمد. شاید کونته با شکست مقابل سوئد و ایرلند از  دور  رقابت ها کنار  رود، اما آنچه دیشب از ایتالیا در بعد تاکتیکی و انگیزشی مشاهده شد، تمام و کمال «برند» خاص و منحصر به فرد آنتونیو کنته است. او صاحب سبک ترین تیم دور  اول یورو 2016 را خلق کرد. البته کسی نمی داند در ادامه چه اتفاقاتی خواهد افتاد، اما کونته نشان داد که تاثیرش را در تیم ملی ایتالیا گذاشته است.