اختصاصی طرفداری- احتمالا وسعت دغدغه های یک کارگر ساده کارخانه و یک نظافت چی ساده تر نیمه وقت در روزاریو نباید فراتر از کم و زیاد نمک غذا یا گرمی هوا باشد، ساده و بی پیرایه باید زود بیدار شد تا زود رسید تا زود خوابید تا دیرتر مرد، حرجی هم نیست که در تقسیم کار نوین این شیوه زندگی فرصت گشودن بال های رویا را کمتر به اکثریت جامعه می دهد اما این که عکس مارادونا می شود نگاره تن دیوارهای شهر، ساده شده اش می شود: برای او که پرواز را بلد است همیشه راهی به نیمه تاریک ماه وجود دارد، ،آن هم برای مردمی که هزاران سال پس از مصریان باستان معتقدند اگر اقلام ضروری حیات برای شان مهیا باشد درعالم مردگان به حیات خود ادامه می دهند، مثل دیوانه هایی که با تابوت بوکاجونیورز به خاک سپرده می شوند، براستی برای اینچنین مردمانی ضرورت زندگی پس از اکسیژن چه چیزی به جز فوتبال می تواند باشد،  بیست و چهار ژوئن هزار و نهصد هشتاد و هفت اما برای این همه دیوانه همه از جنس زندگی است آخر "لئو، لیونل مسی متولد شده است".

باید خیلی خرابِ این داستان باشی تا در نگاه اول توی ساق های یک پسر یازده ساله شعله ابدی یک حماسه را ببینی، دستمال ساده ای را از جیب دربیاری، هورمون های نداشته اش را با اعتماد داشته ات پر کنی و بعد عالمی را به شب میهمانی طردست بزرگ هزاره سوم دعوت کنی و هزار کیلومتر آن طرف تر چشم های حیرات زده را صفحه تلوزیون بدوزی.  ریورپلاته 900 دلار در ماه را به یوسف دنیای فوتبال ترجیح داد همین شد که پادشاه آرژانتین در جغرافیای دیگری تاج گذاری کرد، یک دستمال ساده شد سوگندنامه او به کاتالونیا و فرزندانش، همان سال ها که بارسلونا در سرگیجه های ناشی از انتقال کاپیتان به رقیب توی کوچه پس کوچه های رقابت سکندری می خورد، مثل یک بغض فروخورده در انتظار انفجار، آرام آرام بزرگترین اختراع لاماسیا در حال پردازش بود، دست در دست سسک تا نزدیکی های درب جدایی هم رفت اما خانگی ترین فرزند لاماسیا همانجا ماند تا چند سال بعد به مدد جادوی بی پایان همین اژدهای صد و شصت و چند سانتی متری ، بارسلونا طلایی ترین دوران تاریخ خود را آغاز کند.

کشاورز، صنعت گر یا کلاه بردار، آن ها هر کاره ای که باشند شغل دومشان بی تردید انتخاب جانشین مارادوناست. اورتگا، آندرس دی الساندرو و آیمار در اوج دلربایی هم آنی نبودند که در انتظارش بودیم، انتظاری که ابته خود دیگو سال 2006 آن را به پایان رساند:" من بازیکنی را دیده ام که جایگاهم در فوتبال آرژانتین را به ارث خواهد برد و او نامش مسی است". شصت و دو متر دریبل زدن بازیکنان ختافه، جا گذاشتن شش بازیکن آن هم از مبدا و مقصدی مشابه با همان حماسه معروف و بعد حرکت به سمت نقطه کرنر، هت تریک در مقابل ایکر کاسیاس بزرگ در شب فاجعه بار اولگر همه و همه ادله محکمه پسندی بودند در اثبات این مدعا که خیلی زودتر از پاپ فرانسیس دوم یک آرژانتینی دیگر بر دل ها میلیون ها مسلمان و مسیحی و آتئیست حکمرانی خواهد کرد. بعدها در پایان فصل نیز حرکت مشابه مسی در زدن گل با دست به کامنی در هفته سی و هفتم صرف نظر از اخلاقی بودن این فعل دوباره این زخم را بر ذهن ها زد که جانشین نهایی و حتمی مارادونا ظهور کرده است.

تکیه پپ بر نیمکت بارسلونا در فصل 2008-2009 ماه ساکت آرژانتینی ها را کامل کرد. دو گل از شش گل بارسلونا در سانتیاگو برنابئو بر قلب بی جان رئال به انضمام بردن همه جام های ممکن او را بهترین مهاجم فصل اروپا کرد. گنجینه دنیای فوتبال به زعم کرایوف فقید در سال 2010 موفق شد دومین توپ طلای خود را برد تا خیلی سال بعد از محمد علی و جو فریزر، دوئل جدیدی در دنیای ورزش با حضور مسی و رونالدو آغاز شود، رقابتی که با انتقال رقیب به لالیگا بیش از پیش بوی خون گرفت. همان سال در نیمه نهایی چمپیونز نصف رئال را دریبل زد و توپ را فرستاد گوشه دروازه ایکر برای دومین بار دست های سر الکس و قلب هواداران یونایتد را لرزاند، رکورد دی استفانوی بزرگ را شکست تا دومینو قهرمان کوچک داستان همان گونه پیش رود که سیر دراماتیک قصه می طلبد با شتابی سرسام آور افسانه کینگ لئو قطعه قطعه در حال تکمیل است.

خدای فوتبال امروز بیست و نه ساله است و هیچ کادوی برای او بهتر از همان کوپا امریکایی نیست که خودش باید برای خودش به ارمغان بیاورد، در روزهایی که به قول فرنگی جماعت on fire  است فینال کوپا مقابل متخصص این سال های کوپا می تواند نقطه سر خطی باشد بر سیل انتقاداتی که جملگی اشاره به ناکامی های او در عرصه ملی دارد. بیرون از بی شمار توانایی فنی مسی که خود بالذات درون مایه صدها نوشتار اینچنینی است شخصیت متواضع و گیرای مسی عنصر دیگری است که ارزش این فوق ستاره را برای تیم باشگاهی افزون می کند. همین همگرایی و وحدت که محور اصلی اش اوست( همان قدر که می تواند آن را بر هم بزند) رمز شکوفایی سوارز و نیمار آن هم پس از شروع نا امیکننده هر دو در بارسلونا و بردن 5 جام مهم در دو سال اخیر با همین مجموعه بوده است. سولیست ارکستر بارسلونا نه فقط شاه کارهای دشوار توتال فوتبال را به خوبی اجرا می کند بلکه با شکیبایی بی مانندش فضای تنفس کافی برای سایر نوازندگان را نیز فراهم می آورد هم از این روست که بی تردید در سال های گذشته چه خوشمان بیاید چه نیاید بارسلونا با درخشش ابدی ذهن پاک لئو شنیدنی ترین نغمه دنیای فوتبال بوده است.