طرفداری- اسطوره تیم آرسنال، پاتریک ویرا می گوید تا پیش از پیوستن به آرسنال، چیزی راجع به این تیم نمی دانسته و انتقالش به لندن به دلیل اعتبار آرسن ونگر بوده است. در تابستان 1996، ویرا که در تیم میلان عضویت داشت، در حال مذاکره با آیاکس بود اما مذاکرات، به دلیل تلفنی از سوی آرسن ونگر متوقف می شود.
ویرا در گفتگو با وب سایت رسمی آرسنال گفت:
من چیزی در مورد انگلیس یا آرسنال نمی دانستم. اما در مورد شهرت آرسن ونگر و اعتبار او زیاد شنیده بودم. من فوراً قبول کردم. نمی دانستم به کجا دارم می روم، فقط می دانستم جایی در انگلیس است! می دانستم که قرار است به لندن بروم، اما چیز زیادی در مورد آرسنال نمی دانستم.
ویرا که روز پنج شنبه 40 ساله شد، بعد ها به یکی از بزرگترین اسطوره های تاریخ آرسنال تبدیل شد. او به همراه آرسنال موفق به کسب 3 قهرمانی در لیگ و چهار قهرمانی در جام حذفی شده است، همچنین این بازیکن در تیم "شکست ناپذیر" سال 04-2003 نقش تاثیرگذاری داشته است. این بازیکن بعد از حضور در آرسنال، بار دیگر به ایتالیا بر می گردد و در تیم های یوونتوس و اینتر در سری آ به میدان می رود. پس از آن پاتریک ویرا در تیم منچستر سیتی از دنیای فوتبال خداحافظی می کند. ویرا هم اکنون سرمربی تیم نیویورک سیتی است، جایی که بازیکنان بزرگی نظیر داوید ویا، فرانک لمپارد و پیرلو حضور دارند.
ویرا در مورد شروع خودش در لیگ برتر می گوید:
زبان سخت بود، فرهنگ آنجا کاملاً متفاوت بود و بازی که من می دانستم، در آنجا کاملاً متفاوت بود. من باید در همه زمینه ها خودم را ثابت می کردم، زیرا از میلان آمده بودم و کسی من را نمی شناخت. من یک استعداد جوان بودم که کار خاصی در طول دوران حرفه ای خود انجام نداده بود. پس باید در همه زمینه ها خودم را ثابت می کردم.
ویرا پس از تونی آدامز، در سال 2002 کاپیتان آرسنال شد و بسیاری معتقدند پس از او، کاپیتانی با خصوصیات رهبری ویرا در تیم آرسنال ظهور نکرد. این بازیکن می گوید خصوصیات رهبری، یک چیز ذاتی است. این بازیکن در تیم کن، در حالی که تنها 19 سال سن داشت بازوبند کاپیتانی را به بازو می بست.
سرمربی (در تیم کن) من را به عنوان یک رهبر دید، نه برای طرز صحبت کردن من، بلکه به خاطر رفتار من در زمین فوتبال. من همیشه این را در درون خودم داشته ام، حتی زمانی که جوان بودم. این بخشی از سبک بازی من است، فکر می کنم دلیلی که منجر به موفقیت من شد، همین است. این مسئله یک میل درونی و ذاتی است.



