این خلاصه ای از قسمت اول فصل دوم کتاب سایمون کوپر با نام "Soccernomics" است . وی در این فصل به این می‌پردازد که انتظار از قهرمانی انگلستان چقدر منطقی است و چرا موفق نمی‌شود. با توجه به شکست‌های قبلی انگلستان در جام‌های جهانی خارج از خاک خودش در آستانه هر تورنمنت این الگو مانند یک آیین اتفاق می‌افتد: فاز اول، قبل از شروع مسابقات: انگلستان قطعاً قهرمان جام جهانی می‌شود. فاز دوم، در حین مسابقات: انگلستان با یکی از رقبای دیرینه و سرسخت روبرو می‌شود. فاز سوم، انگلیسی‌ها ادعا می‌کنند بدشانسی که تنها برای آن‌ها اتفاق می‌افتد نتیجه بازی را معلوم می‌کند. مانند بیماری بنکس در 1970، درخشش توماشفسکی در 1973، کاشته غیرعادی رونالدینیو در 2002 فاز چهارم، دیگران همه تقلب کردند. مثلاً بنکس را CIA مسموم کرد، دست خدای مارادونا، اخراج بکام و رونی فاز پنجم، انگلستان بدون اینکه حتی به کسب جام نزدیک شده باشد از آن کنار می‌رود.(به‌جز 1990) فاز ششم، فردای حذف، زندگی عادی ادامه دارد (به‌جز شکست ناباورانه حزب کارگر چهار روز بعد) فاز هفتم، یک نفر سپر بلا می‌شود مثلاً بکام در 1998، رونالدو در 2006 فاز هشتم، انگلستان با این تصور که قهرمان می‌شود پا به جام جهانی بعدی می‌گذارد شاید فکر کنید هواداران انگلستان قهرمانی در تمام دوره‌های قبلی را ترجیح می‌دهند؛ اما این مراحل به آیینی شبیه کریسمس برای آنان تبدیل شده است. همچنین این مسئله تصویری مشخص از انگلستان را نشان می‌دهد، سرزمین قهرمانان بدشانسی که دیگر فرمانروای جهان نیستند، هرچند فکر می‌کنند حقشان است که باشند.