همیشه نقل و انتقالات فوتبال ایران پر از حواشی و اتفاقات خاص بوده است اما این فصل با وجود شبکه های اجتماعی و انتقال طارمی و رضاییان به ترکیه تب این بازار بالا رفت و کار به فحاشی و آنفالو کردن هم رسید. بهانه هم نداشتن تعصب و وفاداری به تیمشان است. حالا آنها سیبلی شده اند برای هر که در چنته تیری دارد. روزنامه نگار و عکاس و مدیرعامل و روابط عمومی و آن یکی ثروتمند و این یکی رفیق ثروتمند و بازیکن سابق و بازیکن کنونی، حالا همه تیر از کمان رها می کنند. همه حالا به سوگ وفاداری نشسته اند گویی که این دو نفر گناهی مرتکب شده اند. گرچه کار رضاییان اشتباه بود که البته خودش دفاعیاتی دارد اما طارمی چرا؟ مهدی ساده و دوست داشتنی داستان ما چرا زیر بار فحش و ناسزا باید برود؟ او از هفته ها قبل، علاقه اش به رفتن را نشان داده بود. وقتی باشگاه از جایگزین کردن بازیکن جدید از کرواسی تا ایران از رضایی گرفته تا حسن زاده نا موفق بود، به خیال خودشان آمدند تا طارمی را در عمل انجام شده قرار دهند. از اسم کریمی و پروین سو استفاده کنند تا این پسر نجیب را به زنجیر بکشند! مگر نگفته بود اگر نتوانم به اروپا بروم در پرسپولیس می مانم؟ پس چرا دوستان سعی کردند تا او را در تله ای به نام رو به رو شدن با هواداران گیر بیاندازند؟ این چه کار غیر اخلاقی بود؟ مگر طارمی در مدت حضورش بی اخلاقی کرد، مگر قبل از اتمام قراردادش کوله بار سفر بست که باشگاه اینطور ناجوانمردانه با او رفتار کرد؟ حالا آنهایی که باید بابت قرارداد ناقص رضاییان جواب پس بدهند انسان های خوب ماجرا شده اند! آنهایی که اجازه می دادند فلان دلال شب و روزش اطراف باشگاه و بازیکن ها بگذرد حالا ژست مدیران موفق را گرفته اند! کمی آنسوتر برای مثال سعید آذری در ذوب آهن مدیر است و آقایان هم اینجا مثلا باشگاه داری می کنند. حالا ذهن طرفدارها به جای اینکه از بین تخصص که شاخصه اصلی است با وفاداری که یک موضوع فرعی است، به سمت تخصص مدیران نامدیر برود، طارمی را به عدم وفاداری متهم می کند. اما کدام وفاداری؟ این روز ها از چه چیزی حرف می زنند؟ طارمی به قراردادش وفادار بود پس حتما این روز ها از وفاداری به باشگاه و هواداران حرف زده می شود! اما دیر نیست؟ خیلی دیر به سوگ وفاداری ننشسته اید؟ چرا انتظار وفاداری یک طرفه دارید؟ آری، یک طرفه! همین مهدی طارمی همین داستان لعنتی که حالا اسمش را وفاداری گذاشته اید! مهدی تازه از سفر طولانی به گوام بازگشته بود. خسته و فرسوده رسیده اما ترجیح می دهد که بازی کند، بازی با استقلال اهواز اگر چه او گل می زند اما موقعیت های زیادی به دلیل خستگی خراب می کند. اینجا استارت اعتراضات بی رحمانه به طارمی زده می شود. طارمی در بازی بعد با نفت هم پنالتی خراب می کند. اعتراضات حالا به اوج رسیده است. صفحه اینستاگرام طارمی پر از اعتراض و پرخاش و القاب نادرست می شود. کار چنان بیخ پیدا می کند که چند تن از بازیکن های پرسپولیس به حمایت از طارمی از اینستاگرام خداحافظی می کنند! دقت کنید که همین مهدی طارمی بهترین گلزن لیگ بوده است. چه بی رحمانه به او اعتراض می شود. سوال اینجاست، مهدی آقای گل و در آماده ترین شرایطش وقتی بعد از یکی دو بازی نسبتا ضعیف مورد تاخت و تاز قرار گرفت، حالا چطور می تواند تصور کند اگر این دو هفته، تبدیل به پنج هفته شود و از دوران اوجش فاصله بگیرد همین طرفدارهایی که از وفاداری حرف می زنند چه بلایی بر سرش می آورند! روزهای سخت طارمی مگر او وفایی دید؟ پس چطور حالا از وفاداری حرف می زنید و از نبودنش می نالید؟ مگر محسن بنگر که تا لحظه آخرش ماند، از باشگاه، از مربی از هوادار، وفایی دید؟ تاریخ انقضایش که تمام شد برایش غزل خداحافظی هم نخواندند و سرنوشتش شد لیست مازاد! آرش برهانی و حنیف و طالب لو بعد از اینکه افت کردند و تاریخ انقضایشان تمام شد سرنوشتشان چه شد؟ اتفاقا این مواقع خیلی خوب حرفه ای فکر می کنید که دیگر افت کرده اند و دلیلی برای ماندنشان وجود ندارد! حالا شما خیلی دیر بر سر نعش وفاداری رسیده اید. آنگاه که نیازتان بود نه آنگاه که نیازتان داشتند!