پسر بچه استعداد خالص بود. مربی ریسک مرد و او را با خود به جام جهانی برد. در بازی سوم به پسربچه بازی داد و او با یک پاس گل گره بازی را گشود و تیمش را به مرحله بعد فرستاد. بازی بعد پسربچه از ابتدا بازی کرد و تک گل او تیم را برنده کرد. نیمه نهایی بود و بازی بزرگ مقابل فرانسه و ژوست فونتین. پسرک هتریک کرد تا فرانسه در هم کوبیده بشه. حالا همه دنیا پسرک را میشناختند و چشم ها به بازی فینال دوخته شده بود. دو گل و دو پاس گل کافی بود تا مقابل چشم هواداران تیم میزبان پسربچه کشورش رو برای اولین بار قهرمان جام جهانی کنه و خودش رو بهترین بازیکن جهان!