زندگی آدما خیلی فراتر از توپ گردو زمین سبز ، فوتبال و هوادریشه شاید کم اهمیت ترین مساله زندگیمون باشه اما برای جوونی که هیچ تفریحی وهیچ دلخوشی خاصی نداره و از همه طرف هم مالی هم روانی هم اعصاب و هم احساس تحت فشاره فوتبال شده یه حیاط خلوت امن که توش دنیارو استپ میکنه و نود دقیقه از دنیای واقعی فاصله میگیره و همه کس و همه چی رو بیخیال میشه ... اما وای به روزی که همین حیاط خلوت از برزخ دنیا سبقت بگیره و در نقش جهنم ظاهر بشه چیزی شبیه میلان، برلوسکونی و گالیانی ، این دو نفر به حدی اشباع شدن که هیچی براشون مهم نیست فقط میخوان سر تیتر رسانه ها به نمایش دربیان حالا به هر قیمتی، من هوادار بخاطر نود دقیقه آرامش برای فروش باشگاه بیتاب شدم لحظه به لحظه اخبار منفی رو کنار هم گذاشتم و آرزوی فروش باشگاه رو کردم بخت یار شد و خبر فروش به مستر بی از راه رسید، ولی بدبختانه امروز و فرداها به سال کشید و ... پروژه میلان ایتالیایی و مربی های جوون در نطفه خفه شد و کار به جایی رسید که حضرت بروکی منفورترین بازیکن نمای تاریخ میلان(به اعتقاد بنده ) سرمربی شد و در نهایت از رقابت با ساسولو عاجز ماندیم و مثل سالیان اخیر از رقابت های اروپایی محروم شدیم که البته خدارو شاکرم که قسمتمان نشد وگرنه تماشای باخت به تیم های درجه دو سه اروپا واقعا به مرز انفجار عصبی می رساندمان در اوج نا امیدی چینی ها پیدایشان شد لیست سرمایه هایه عظیمشون و عملکردشون تو لیگ چین بسی شنگولمان کرد ساعت به ساعت اخبار رو چک کردیم ولی سناریو تکرار شد امروز فردا هفته دیگه ماه بعد اول ماه وسط ماه آخر ماه بیمارستان جراحی ملاقات کمپوت دوره نقاحت شک و تردید میفروشم نمیفروشم و و و در حالی که رقیب به همان چینی ها یک هفته ای فروخت دمشون گرم به هوادرشون حال دادن ...این دور تسلسل بلای جان اعصابمان شد باشد که آخرش خوشحالمان کند و گرنه در این حیاط خلوت را هم باید بست حیاط خلوتی که آربلوا وسطش باشد را باید آسفالت کرد ... وسلام