شروع داستان از شوخی‌‌های خودمانی یک خبرنگار با هاشم بود. کم کم هاشم تبدیل شد به کوتاه‌ترین دیوار موجود برای هواداران استقلال در بازی‌های این تیم برابر حریفان. انحراف فرهنگی‌ ما از همان ابتدا شروع شد تا رسید به فاجعه امروز. آبی و قرمز، زرد و سبز به خود اجازه داد از بازیکن کم حرفی‌ که قطعا بد‌ترین بازیکن استقلال و تیم ملی‌ نبود(شاید در چند بازی مهم بهترین هم بود), به انواع مختلف انتقاد کنیم اما در همان فوتبال، به مسخره‌ترین انتقالات فوتبالی، " کوچ زیدان" و "سفر جادوگر" لقب دادیم. ما بار‌ها نشان دادیم زمانی‌ که در دیزی باز باشد، حیایمان سوزنی می‌‌شود در انبار کاه. هاشم دم نزد چون بلد نبود زیر گوش مدیر عامل بزند تا چکش را نقد کند. و چه موقعیتی بهتر از جوان سر به زیری که می‌‌شود تا آنجا که بتوان به سخره‌اش گرفت. این یک موقعیت ناب برای جامعه موقعیت خواه ایران است که یادش ندادند شوخی‌ هم می‌‌تواند تلخ باشد.

پیش از این هم چرک نوشته‌های خود را به عنوان طنز روی صفحات دیگران نوشته بودیم. اما ریشه قضیه به شکل نگاه ما بر می‌‌گردد. ما ابتدا خندیدیم سپس تحلیلش کردیم. مثل آن نوجوان شمالی که نتوانست جلو دوربین دوام بیاورم و ۷۰ میلیون ابتدا به وی خندیدند سپس رفتارمان رو گذاشتیم زیر میکروسکوپ. مثل آن برنامه کودک. مثل رحیم خالقی. مثل آن پدری که خواست کمی خوشبین باشد.

حال جامعه مطبوعاتی و روشنفکر ما به دنبال ریشه این قضایا است بی‌ آنکه بداند خودش در دام این انحراف فرهنگی‌ افتاده. کافیست ما چرک نوشته‌های آنها را باز نشر نمی‌‌کردیم. آن شخصی‌ که هاشم را با مسی مقایسه کرده تا چند نفر بیشتر وی را بپسندند، خود را طنز پرداز می‌‌شمارد و چه چیزی بد تر برای یک طناز وقتی‌ که دیده نشود. خوانده نشود. پسندیده نشود و لطیفه‌اش گرد و خاک بگیرد در صفحات مختلف.

جزیره‌ کوچک شبکه‌های اجتماعی تنها ظاهر شکیل تری از ماست. بهترین نوشته‌ها را می‌‌خوانیم و زیبا‌ترین تصاویر را به اشتراک می‌‌گزاریم اما هیچ تفاوتی با خود درونی ما ندارد. اجازه می‌‌دهیم دیگران به همه چیز و همه کس بپردازند و پس از اینکه از خنده ریسه رفتیم، به خانه بر میگردیم و از دشت بی‌ فرهنگی‌ ملت می‌‌گوییم. جالب آنکه هیچگاه "خود" را عضوی از آن دشت بی‌ فرهنگی‌ نمی‌‌دانیم و تافته جدا بافته هستیم. انگار نه انگار که در صف اول چرک نوشته‌های دیگران هستیم. دیگرانی که می توانند محبوب ترین مجری کشور هم باشند!