تقریبا 22 سال پیش بود که یه بچه ی 6-7 ساله پای صفحه تلویزیون مثل خیلی از هم سن و سال های خودش محو جادوی خدای(بودای) کوچک شدند...فینال 94 بود. مردی که امید یه ملت بود پشت توپی ایستاد که تنها قابی که بعد از ضربه در خاطره ها مونده اولین قابی که با سرچ کردن اسمش در گوگل بدست میاد کمر شکسته و خمیده قهرمان یک ملت بود. خیلی از هم نسل های من اون موقع طرفداری از تیم رقیب رو انتخاب کردند ولی من و هزاران نفر دیگه اون لحظه دچار اشک هایی گلادیاتورهای سرزمین اسطوره های ابدی شدیم..دچاری که 98 در پنالتی،2000 در گل طلایی،2002 با تبانی و ناداوری،2004 با تبانی،2008 با پنالتی و ...هر روز و هر لحظه بیشتر و بیشتر میشد تا جایی که این عشق فراتر از فوتبال رفت و واسه خیلی ها از جمله من ایتالیا فقط یه تیم نیست،ایتالیا یه کشور،کشوری که همیشه ارزوی بودن در اون رو داشتیم... اینگار این وسط 2006 و قهرمانیش کمترین اثر رو توی عشق ما به این تیم داشت. حالا هم سرت رو بالا بگیر مرد،سرت رو بالا بگیر کاپیتان که مطمئن باش،باور کن این جام یورو بود که لیاقت دست های تورو نداشت و برخلاف حرف بارزاگلی همین الان بچه های 6-7 ساله ای هستند که غیرت و عشقی که شما واسه این پیراهن در این جام گذاشتید و حذفی که مثل همیشه دراماتیک بود باعث میشه 20 ساله بعد عاشقان سینه چاک جدیدی داشته باشید. مرسی مربی،مرسی کاپیتان،مرسی BBC،مرسی پارولوی بی ادعا،فلورنزی خستگی ناپذیر و کاپیتان آینده شهر ابدی(رم) ،مرسی دیشیلیو که چقدر خوب با غیرت بازی کردی و اون بوسه بر پیرهن بعد پنالتیت چقدر چسبید،مرسی جاکرینی فداکار،مرسی گلادیاتور رم ،مرسی لورنزو ی به قول داداشم بچه پرو که با اون قد کوچیکش داشت اقایی میکرد وسط مدافعان ژرمن،مرسی همه...حتی دارمیان و پله و زازا که البته این دوتای آخری یکم زمان میبره بخشیدنشون،این تیم جاش رفت ته قلب من و هزاران نفر دیگه.... کاری که کردید وحشتناک عالی بود وحشتناک....عقب افتادن جلوی این آلمان و رفتن تا مرز پیروزی و رویا... رفتن تا مرز و پیروزی و رویا شاید تنها حسرت بازی دیشب همین بود،شاید اگه 1-0 میباختیم الان خیلی شادتر بودیم ولی اینکه مثل همیشه تا دم رسیدن به رویا رفتیم و بهش نرسیدیم هنوز یکم واسمون حسرت گذاشته.... دیشب بیشتر و بیشتر عاشق شدم... فورزا ایتالیاااا