مصاحبهی آندرهآ بارزالی پس از حذف ایتالیا در برابر آلمان و اینکه «هیچکس ما را بخاطر نخواهد آورد» پرسشی را در باب فراموشی و عدم فراموشی در ذهنهای برخی هواداران آورده است.
آندرهآی عزیز -مانند هر انسان دیگر- از فراموش شدن فرار میکند و در اوج احساسات مطلبی را عنوان میکند که هم حقیقت ندارد و هم حقیقت دارد.
چرا حقیقت ندارد؟
بپرسید «کرویف چند جام جهانی برد؟»، «مجارستان پوشکاش از ذهنها حذف شد؟»، «فرانسهی ژوس فونتن چطور؟»، «برزیل دههی هشتاد فراموش شد؟»، «واقعا وای بحال باجو و مالدینی؟»، «فرانسهی دو هزار و شش کجاست؟»، «اشکهای مردم برزیل در فینال ۱۹۵۰ فراموش شدند؟»، «کتف شکستهی بکنبائر را بچهی ده ساله هم میشناسد.»
میبینید؟ بسیاری از این تیمها حتی در فینالی هم حضور نداشتند و میتوان این لیست را ادامه داد و به اشکهای اوسهای کوفور و سانتیاگو کانیزارس و آندرهآ پیرلو رسید؛ به بهت چهرهی اسکولز و لرزش دستان فرگوسن.
چرا حقیقت دارد؟
چه چیز از فراموش شدن جلوگیری میکند؟ جز زنده نگاه داشتن یاد و خاطره؟
بله اگر «طبیعی» پیش برویم از جامهای جهانی و مسابقات چیزی نمیماند مگر اسناد مختلف که نام قهرمان بر رویش برجسته است. اما این «ما هستیم» که به خاطر میسپاریم همانطور که تا کنون به خاطر سپردهایم «تکیهی الیور کان به تیرک دروازه» را، «اشکهای کریستیانو رونالدو»، «عبور زیدان از کنار جام جهانی طلایی»، «عصبانیت و بهت ویسلی اسنایدر»، «شرمزدگی ایتالیا» تا گریهی لیونل مسی، جیانلوییجی بوفون و آندرهآ بارزالی...
پس هیچ عاشق فوتبالی فراموش نخواهد کرد.
و ما هم فراموشت نخواهیم کرد آندرهآی عزیز!