«برای نام روی پیراهن بجنگید و [مطمئن باشید که] مردم نام پشت پیراهن را به خاطر خواهند سپرد.» ........ ........ از هرکسی که بپرسی «پائولو مالدینی کیست؟» شروع میکند «فلان سال در میلان بازی کرده» و «فلان‌تا چمپیونز لیگ دارد» و... و بعد هی شروع میکند روبروی این عناوین تاریخ‌میگذارد و سال مشخص می‌کند. از من اگر بپرسی «پائولو مالدینی کیست؟»، یک پاسخ ساده خواهم داشت: «مردی که می‌گفت نام روی پیراهن مهم تر از نام پشت پیراهن است.» مردی که برایش تیم مهم‌تر از شخص بود و جمع مهمتر از فرد. مالدینی -شاید ناخواسته و نادانسته حتی- به خال زده بود. تاریخ را افراد نمی‌سازند بلکه جمع‌ها می‌سازند. جمع اگر نباشد شرایط نبوغ فرد اساسا معنا پیدا نمی‌کند. مالدینی می‌داند که اگر «تیم» نبود، «او» هم نبود و «هواداران» هم نبودند و اگر «هواداران» نبودند، «تیمی» هم نبود و چیزی از فوتبال باقی نمی‌ماند مگر «دنبال توپ دویدن و به آن لگد زدن». مالدینی از کسی نمیخواهد که برای «آث‌میلان» بجنگند یا برای «تیم‌ملی ایتالیا». مالدینی از «افراد» میخواهد که برای «تیم» بجنگند، هر جا که هستند و هر رنگی که هستند. در عکس می‌بینیم که استاد دستی به صورت شاگردی می‌کشد که خود روزی استادی بزرگ شد. اما این کلاس نه کلاس فوتبال و جار و جنجال، که کلاس تاریخ است.