کیلینی برای من تعریف یک عبارت است: «حضور اضطراری»
از آنهاست که وقتی هست تنها چند عبارت پیش پا افتاده برایش برانگیخته میشود... نه کسی قربان صدقهی آرامشش میرود، نه کسی بهبه و چهچه میکند برای پاسهای بلند به عمقش و نه...
اینها به کنار، تازگیها دیگر کسی یادش نمیآید که او در «فصل پس از برلین» جوان بود، یادش نمیآید که تا کنون هیچ مهاجمی نتوانسته طی مدت یک بازی کامل در مقابلش «تن به تن» پیروز شود و...
آنهایی که پیگیر بازیهایش بودهاند -یا بهتر بگویم مسابقاتی که او هم در آنها حضور داشته-، میدانند که خط آتش حریف همواره باید دور تا دور زمین و تاکتیکها و ترکیبات بچرخد تا از منطقهای که کیلینی در آن است دور بماند.
کیلینی تا هست کسی حرفش را نمیزند، خیلی وقت هم از قربان صدقهی پیشانیِ باندپیچی شدهاش که برای ما شد پروفایل پیکچر گذشته است، اما وقتی نیست...
هواداران یوونتوس میتوانند جملهی بالا را پر کنند. نبود کیلینی دلهرهای به دل آنها میاندازد که تنها نبودن بوفون از آن فراتر میرود.
کلیّت بازی کیلینی همچون پیِ یک ساختمان عظیم است که به چشم نمیآید اما نبودنش...
کیلینی برای من تعریف و مصداقیست از «حضور اضطراری».