ازهم حق خوری، البته که ما مردم خوزستان عادت کرده ایم به این نوع رفتارها و ناعدالتی ها…. از نفتی که زیر پای مان جریان دارد و دودش به چشم مان می رود و اما دلارهایش می شود فیش های حقوقی آنچنانی و اختلاس های… از کارونی که فقط بوی فاضلاب ش برای ما مانده، از خاکی که چندین سال است ریه های مان را نابود کرده، از مدیران غیر بومی که دل شان به حال هیچ یک از جوانان ما نمی سوزد، از جوانان بیکارمان که هر روز دل مرده تر از روز قبل می شوند ،از…. ما عادت کرده ایم به این که وسیله ای باشیم برای ترقی دیگران. در روزهای سختی به سراغ ما بیایند و به محض این که کارشان تمام شد ،ما را رها کنند به امان خدا… آن روزها به هر دری زدند تا سهمیه وزن ۱۳۰ کیلوگرم کشتی فرنگی را بگیرند و نتوانستند و به قول خودشان به دلیل بی انضباطی کشتی گیری که در چند مرحله نتوانست سهمیه المپیک را کسب کند کنار گذاشتند و در دقیقه های آخر دست به دامان پسر محجوب مسجدسلیمان، امیر قاسمی منجزی شدند و او توانست در تنها مسابقه ای که به او میدان دادند سهمیه المپیک برزیل را کسب کند و امید را به اردوی ناامید تیم ملی برگرداند. اما ته دل ما تاریک تاریک بود چرا که می دانستیم در ورزش پهلوانی کشتی که همه از روح پاک این رشته صحبت می کنند و همیشه نامش را با پوریای ولی و آقا تختی بر زبان می آورند،این روز ها ملاک انتخاب کشتی گیران ،اخلاق مداری، تمرین مداوم و گرفتن سهمیه نیست. این ناامیدی ها زمانی بیشتر می شد که سرمربی تیم ملی در تمام پست های صفحه مجازیش هیچ گاه از عکس تو استفاده نکرد. پ ن:متاسفانه باید اعتراف کنم که مسیولین استان مانفهم هستند شمابریدببینید نمایندگان تبریز و ارومیه برای پرویزهادی(که درمسابقه گزینشی شکست خورد وحقش نبودبره المپیک چه کردن)اون وقت این هم استانی ماکه سهمیه المپیک روگرفت باناحقی تمام وبدون هیچ حمایتی از مسیولین استان خطش زدن ازتیم ملی موندم چی بگم؟؟