یه زمانی (هفت یا هشت سال پیش)، یه جوون 19 ساله با موهای بلند بود که گهگاهی جای یکی از بزرگای اونموقع رئال میومد توی زمین. زمان گذشت و جای همون بزرگا رو توی خط حمله رئال گرفت. زمان گذشت و اون بزرگا رفتن و خودش تنها موند. زمان گذشت و همه هیگواین رو شناختن. زمان گذشت و روزای خوب و بد رو توی رئال تجربه کرد. هم سال با جام داشت هم سال بی جام. هم با رئال خندید هم با رئال ناراحت شد. زمان انقد گذشت، انقد گذشت که دیگه بعد از رائول نوبت به خودشم رسید. زمان،، گنزالو رو هم راهی کرد. :(( توی چند سال گذشته رئال بازیکن زیاد فروخت. فقط اگه همین امسال رو بخوایم درنظر بگیریم باید کلی اسم بیارم. از کایخون و آلبیول وآدان بگیر تا اوزیل با اون همه سر و صدا. ولی یه نفر وقتی با لباس یه تیم دیگه عکس گرفت، نتونستم هضمش کنم. وقتی از رئال رفت نتونستم هضمش کنم. کاری به کیفیت فوتبالش ندارم. میدونم فصل گذشته میتونست بهتر از اینا باشه. میدونم یه جاهایی خودمم میگفتم چرا اینقد ضعیف شده. همه ی اینا رو میدونم ولی وقتی رفت یه حس خیلی عجیبی بود برام. اوزیل رفت ولی رفتن اوزیل همه رو شکه کرد. همه تعجب کردن از رفتنش. اما رفتن گنزالو یه چیز دیگه بود. ناخودآگاه یاد بازی هاش کنار رائول افتادم. انگار تازه رائول رفته بود. همه میدونستن چند ماهه که ناراحته و میخواد بره. همه انتظارشو داشتن که بره. مثل اوزیل یدفعه ای نبود ولی وقتی رفت،، رفتنش با همه فرق داشت برام. با همه فرق داشت! این مطلبو گذاشتم چون عکساشو دیدم که دیشب با حذف ناپولی گریه کرد. فقط خواستم بگم ای کاش، ای کاش میشد که بمونی و نمیدیدم که ناراحت شدی. امیدوارم یه روز برگردی مادرید. همین. EL PIPITA GONZALO HIGUAIN