مردی که برای جمع آوری هیزم به جنگلهای نیوجرسی رفته بود با پلاستیکی برخورد کرد که از قسمتهای پوسیده شده آن استخونهایی بیرون زده بود او فکر کرد که آنها متعلق به یک حیوان هستن اما به کلانتر محل نیز جریان را گزارش داد کلانتر که به محل رسید متوجه شد که اینها استخوانهای قفسه سینه یک آدم هستن و آنها را به پزشکی قانونی منتقل کرد پزشک شیفت که هیچ سرنخی برای شناسایی این استخوانها نداشت از کلانتر خواست به محل پیدا کردن جسد برگردد و ببیند که چیز مشکوکی پیدامیکندیا نه بعد از 1 ساعت کلانتر برگشت و گفت که یک عروس دریایی پلاستیکی پیدا کرده پزشک که تعجب کرده بود آن را از کلانتر گرفت و متوجه شد که شماره سریالی روی آن وجود دارد و در واقع اینها سلیکونهایی هستن که برای بزرگ کردن سینه زیر پوست کار میگذارند با پیگیری شماره سریال متوجه شدن که این استخوانها متعلق به دختری جوان به اسم کیرون کارتر هستن.