اختصاصی طرفداری- مورینیو وقتی پا به چلسی گذاشت ابتدا " ماشین تخریبش" را خرید، اسین را. کونته هم به محض ورود به چلسی کانته را خرید، " ماشین تخریبش" را. همین اقدام ابتدایی کونته خیلی از سوال های تاکتیکی مبهم نسبت به ایده هایش در چلسی را روشن ساخت. فوتبالی که در آن " تخریب کننده" نقش اصلی را دارد: بفرمائید، این شما و این هم یک کاتناچیوی دیگر در چلسی، اما با دستپخت آنتونیو کونته. آنچه که کونته قصد دارد متفاوت تر از آشپزهای قبلی سرو کند. متفاوت تر. متفاوت تر و آیا خوشمزه تر؟ برای پاسخ به این سوال باید سر و ته این تفاوت ها را درآورد.
الگوی تیم، ایتالیای یورو 2016 است. ایتالیایی که برخلاف سبک های دفاعی دیگر که به تخریب "زمان " می پردازند به تخریب "موقعیت" می اندیشد. این تفکر مخصوصا برای بازی مقابل منچسترسیتی به عنوان یکی از رقیبان حسابی کاربرد خواهد داشت. زیرا بازی مالکانه پپ پاس می دهد و پاس می دهد و مشکلی ندارد که لحظاتی دیرتر حمله کند و تلاش فداکارانه تیم مدافع برای تاخیر زمانی در حمله آنها زیاد کارساز نخواهد بود. در حالی که اگر چلسی کونته، همانند ایتالیای کونته برابر اسپانیا، یک نسبت صحیح بین لحظه ای که باید فشار آورد و لحظه ای که باید پوشش داد به وجود آورد حریف مالکیت توپ را خواهد داشت اما توان تصاحب مالکیت موقعیت را نه، به همین دلیل خیلی زود توپ را از دست خواهد داد. ایتالیای کونته ابتدا پوشش و پوشش و پوشش را انجام می داد و وقتی فشار تیم را کاملا حمایت می کرد دست به پرسینگ توپ می زد و خوب، برای تیم های بریتانیایی که در حمله کردن عجله ذاتی دارند نبود کانال یعنی " سکته" .
آریگو ساکی جمله معروفی دارد: "به ازای یک زیدان، یک ما که له له" . در واقع یعنی به ازای یک سرویس گیرنده، یک سرویس دهنده و مربیان ایتالیایی معتقدند این " اصل" راز شماره یک است و کونته هم ایتالیایی است. بله، باید در قدم اول جهت دستیابی به این تعادل اقدام نمود. اینجا ما با یکی دیگر از تفاوت های کونته نسبت به اسلافش در اجرای کاتناچیو آشنا می شویم. کونته برخلاف مربیان قبلی که تلاش می کردند این راز شماره یک را با دو بازیکن اجرا کنند تا به تعادل برسند، یعنی کانته را و هازارد را در کنار هم قرار دهند (به عنوان مثال)، از ایده دیگری استفاده می کند. ایده ای که در الگوی بازی ایتالیای یورو 2016 نمایش داده شد: یک گروه سرویس دهنده، یک گروه سرویس گیرنده به جای یک بازیکن سرویس دهنده، یک بازیکن سرویس گیرنده. ایده ای که منجر به اجرای روش تاکتیکی" دو سازمان" که این روزها کم کم دارد بین مربیان محبوب می شود، شد. سه مدافع تیم و ده روسی در گروه سرویس دهنده، در سازمان عقب تیم، دو هافبک وسط و دو مهاجم تیم در گروه سرویس گیرنده، در سازمان جلوی تیم. اینجا نقش ویژه سیستم سه پنج دو و پیستون ها بیش از حد مهم می باشد، پیستون هایی که با هم عرض خط دفاع، با هم عرض خط حمله قرار گرفتن در بازی سراسر انتقالی تیم، تعادل سازی را به نقطه اوج خود می رسانند. همین نیز یکی از مبهم ترین مسائل می باشد: کونته با چه سیستمی الگوی ایتالیای 2016 را پیاده می کند؟ در بازی های دوستانه تلاش مبتنی بر اجرای چهار دو سه یک بود و احتمال اینکه این سیستم اصلی تیم باشد زیاد است ولی با احتمال نود درصد کونته بازیهای مهم را با سه پنج دو آغاز می کند.
پیغام کونته به ادن هازارد: "تو را به بازیکنی در سطح مسی تبدیل می کنم" . پیغامی که پر بیراه نیست. فوتبال کاتناچیو محور، نیاز ویژهای به بازیکنی در سطح تکنیکی هازارد دارد. نیاز خیلی ویژه. در واقع هازارد همان بازیکنی است که وقتی همه خواب هستند با یک استارت انفجاری، با یک مجموعه دریبل پیاپی، دست به تغییر نابود کننده ریتم بازی بزند و این برای کونته "ارزش بزرگ" محسوب می شود. چنانچه مورینیو با همین تفکرات تاکتیکی، در فصل درخشش ویژه هازارد، به نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا و قهرمانی لیگ برتر جزیره رسید.
آنچه که مشخص است اگر طبق گفته های خود کونته، قرار باشد نمونه ای از ایتالیای یورو در تیم چلسی به علاوه دو بازیکن ویژه یعنی کانته و هازارد اجرا شود و با توجه به عدم حضور تیم در مسابقات اروپایی، به احتمال زیاد چلسی "مستحکم، متعادل و صد البته چغر" را در لیگ جزیره شاهد خواهیم بود و مطمئنا همین برای قرارگرفتن روی سکو کفایت می کند.



