جوکر: اون ماجرا زیر سر من نبود هاروی: افراد تو، نقشه‌ی تو جوکر: واقعا من مثل یه آدم دارای نقشه هستم؟ میدونی من چی ام؟ من یه سگم که بدنبال ماشین هاست! اگه یکیو میگرفتم نمی دونستم باهاش چیکار کنم! میدونی، من فقط کارها رو انجام میدم...خلافکار ها نقشه دارن، پلیس ها نقشه دارن، گوردون نقشه داره، اون ها نقشه می کشن...کسانی که نقشه میکشن سعی میکنن دنیاهای کوچیک شون رو کنترل کنن... من نقشه نمی کشم. سعی میکنم به کسانی که نقشه میکشن نشون بدم که چقدر تلاش شون برای کنترل چیزهایی که واقعا هستند تأسف انگیزه!...این طراحان نقشه هستند که تو رو به این جایی که هستی می کشونن... تو یه نقشه کش بودی. نقشه هایی داشتی، اما ببین به کجا کشوندت... فقط کاری که خوب انجام میدم رو انجام دادم!، دستت رو خوندم و نقشه ات رو سر خودت پیاده کردم... نگاه کن و ببین با یه خورده بشکه‌ی بنزین و یه چند تا گلوله چی به سر این شهر میارم... میدونی... میدونی چیو فهمیدم؟... وقتی کارها طبق نقشه پیش بره هیچ کس وحشت زده نمیشه... حتی اگه اون نقشه، وحشتناک باشه... اگه فردا به مطبوعات بگم که مثلا به عضو یه گروه خیابونی شلیک میشه، یا یه کامیون سرباز منفجر میشه، هیچکس وحشت نمیکنه چون همه اش جزو نقشه ست... اما وقتی بگم که یه شهردار کوچولوی پیر خواهد مُرد، خب همه عقل شون رو از دست میدن... با یه کم هرج و مرج چطوری... قوانین رو بهم بریز و اونوقت در همه چی هرج و مرج بوجود میاد... من مأمور هرج و مرجم... یه چیزی رو در مورد هرج و مرج میدونی؟: منصفانه ست! منبع : http://topmovies.blog.ir/tag/The%20Dark%20Knight