کتاب داستان هایی برای هدایت مولف=عمرو خالد مترجم=ژیلا قوامی راوی داستان می گوید دوستی صمیمی داشتم که مانند برادر به هم نزدیک بودیم هفته ی گذشته بر اثر حادثه ی رانندگی از دنیا رفت خدا او را مشمول رحمت بی انتهای خود کند وبه خانواده و نزدیکانش صبر و ارامش عطا فرماید. او البوم مستهجن و سایتس مبتذل حاوی عکس های مستهجن دارد. اما بد شانسی اینجاست که رمز سایت ها را نمی دانیم... می خواهیم ان ها را از بین ببریم... اما نمی توانیم... ای انسان های نیکوکار! این مرد اکنون مرده است... و البوم او عکس های سکسی را دریافت می کند... تنها خدا ما را کفایت می کند و او بهترین پشتیبان است!! مادرش خواب دیده که کودکانی بر قبر او می گذرند و روی ان ادرار می کنند... بیچاره از اصل ماجرا خبر ندارد!! به خدا قسم این کودکان که بر قبر او ادرار می کردند همان کسانی هستند که حال ان عکس ها را به البوم او می فرستند!! به شرکت پذیرنده ی سایت اطلاع دادیم جواب ان ها این بود که نمی توانند کاری انجام دهند!! ای مردم!ان مرد مرد.. و اثار او دل های ما را خونین کرده است ... تا کی این وضع ادامه دارد!! ان البوم کثیف و پلید و ان سایت الوده به او بدی می کنند واین به خاطر مکر و فریب شیاطین (جنی یا ادم نما)است از شر ان ها به خدا پناه می برم ... در برابر کسی که او را فریب داد تا ان سایت ها را ایجاد کند فقط خدا برای من کفایت می کند!! امیدوارم با انتشار این نامه ان ها که زنده هستند تا فرصت باقی است کارهای بد و زشت خود را جبران کنند و به کسانی که ادرس سایت های مستهجن یا البوم پستی مبتذل را دارند یا با ان سایت ها اشتراک دارند می گویم= به خدای بلند مرتبه و بزرگ قسم می خورم که این خطاکاران هیچ سودی به تو نمی رسانند بلکه در روز قیامت تو را دچار حسرت و پشیمانی می کنند روزی که دیگر پشیمانی سودی ندارد!! فقط خدا مرا بس است و او بهترین پشتیبان است