این مرگ چه زیباست
۵۲۰ بازدیدیکشنبه ۰۳ مرداد ۱۳۹۵ - 0۴:۲۲
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
کتاب داستان هایی برای هدایت مولف= عمرو خالد مترجم=ژیلا قوامی
جوانی مانند همه ی جوانان بود در یکی از روستا های کردستان به دنیا امد سپس همراه پدرش به دمشق مسافرت کرد و همانجا پرورش یافت و پیش یکی از علمای مشهور ان جا شاگردی کرد تا این که در سن 20 سالگی علوم شرعی را فرا گرفت او دچار غرور عجیبی شد و با علم و دانش خود بر دیگران فخر می فروخت تا اینکه خدا خواست او را هدایت کند.
روزی شخص ساده ای امد و به او توصیه کرد که در مجلس تزکیه ی یکی از علمای بزرگ که در جبل قاسیون برگزار می شود شرکت کند ابتدا از رفتن به ان جا خوداری کرد اما طولی نکشید که خداوند سینه اش را فراخ نمود و به ان مجلس رفت مجلسی که به شدت بر او تاثیر گذاشت به گونه ای که همیشه در ان جلسات حاضر می شد و عمیقا او را تغییر داد.
همسرش می گوید= قبلا هنگامی که برای شیخ امین غذا می بردم اگر کمی شور بود یا نمک کم داشت دنیا را به هم می ریخت اما بعد از تغییری که در او ایجاد گردید و تبدیل به شخصی متعهد شد مقابل او غذای شوری گذاشتم او تبسمی کرد و گفت= برای من غذای کم نمک بیاور تا باعث رنجش خاطر من نشود و این شیخ شروع به اموزش و تدریس کرد و خداوند به واسطه ی او به افراد زیادی فایده رساند و در اخرین روز های زندگی اش به بیماری مبتلا شد که به سختی قادر به حرکت بود اما برای پند و اندرز مردم مقاومت و ایستادگی می کرد و یقین داشت که خداوند عمل او را تباه نمی کند و باید به خداوند حسن ظن داشته باشد شیخ امین در سن 63 سالگی وفات یافت در حالی که دانش اموزان و پسرش( شیخ احمد) کنار او بودند او مرگ را احساس می کرد و کسانی که اطراف او بودند نیز ان را حس کردند ان ها سعی کردند شهادتین را به او تلقین کنند اما او به ان ها نگاه کرد در حالیکه می گفت (بگویید هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست) به جای اینکه ان ها به او بگویند سپس صدایش ضعیف شد و به جایی خیره شد در حالیکه می گفت(ای نفس مطمئن به حضور پروردگارت باز آی که تو خشنود به او و او راضی از توست باز آی و در صف بندگان خاص من درآی و در بهشت داخل شو (فجر=20-30)) و با اخرین رمقی که داشت به اطرافیانش نگاه کرد و گفت= سلام بر شما و رحمت و درود خدا بر شما باد
در ان شب-شب قدر که بهتر و پربرکت تر از هزار ماه است- روحش به سوی خالقش بازگشت
چنین مرگی چه زیباست


