يادي كنيم از اسطوره بي تكرار تاريخ ايران، شيث رضايي، شماره ١٣ افسانه اي پرسپوليس. ١٣ فروردين ١٣٦٣ در روزي كه همه يا در حال سبزه گره زدن بودن و يا جوجه كباب تناول ميكردند ، در حميد آباد ساري، شيث بزرگ چشم به جهان گشود و به اين ترتيب سرنوشت فوتبال دچار دگرگوني شد. شيث در دوران دبستان در تئاتر شهر عضويت پيدا كرد و در نمايش پتروس فداكار نقش سَد سوراخ شده را با هنرمندي به نمايش در آورد. علاقه ي بازي در اين نقش تا به امروز با وِي ماندگار بوده. شيث در سن ١٧ سالگي به عضويت تيم جوانان سايپا در آمد و پله هاي ترقي رو در حالي كه انگولك ميشد طي كرد. ٢ سال بعد به پرسپوليس پيوست و ٥ سال در اين باشگاه ماند. در فصلي كه منجر به قهرماني پرسپوليس با حضور افشين قطبي شد، به تيم صباي قم پيوست تا شيوخ قمي ، مقداري پيسر هنرمند پرسپوليس را به راه راست هدايت نمايند. شيث هر روز به خدمت شيوخ ميرسيد و شيوخ هم هر روز به خدمت شيث ميرسيدند تا پس از يك فصل اسطوره به تيم سابقش برگردد و اين بار حماسه هاي تاريخي تري خلق كند. شيث در آن برهه ٣ بار از پرسپوليس اخراج شد كه هر ٣ بار با ريش گرو گذاشتن و بوس دادن مشكلش حل شد و همين عوامل باعث ماندني شدن وي در پرسپوليس در طول ٣ فصل شد. فقط اندكي باقي مونده بود كه علي دايي به شيث بگه"كيوني از تيم من برو بيرون" كه عمر مربي گريش كفاف نداد و از پرسپوليس اخراج شد. در فصلي كه تاريخ فوتبال ايران ورق خورد شيث بار ديگه نقش سَد را بازي كرد اما نه در سالن نمايش بلكه در زمين فوتبال :)) بازي محمد نصرتي در نقش پتروس به قدري خوب بود كه نمايش هنرمندانه ي اين دو سر از سايت ياهو، شبكه ام تي وي و امثالهم در آورد و حتي با اندكي پيگيري ميشد در سايت برازرز هم اين فيلم رو ثبت كرد كه متاسفانه با كم كاري مسئولين اين امر محقق نشد. بعد از آن نمايش، شيث و ممد نصرتي دچار حاشيه هاي فراوان شدند. شيث به تبريز نقل مكان كرد و عمل زيبايي بيني انجام داد تا افراد بيشتري رو راغب به ايفاي نقش پتروس فداكار كند. . مس كرمان مقصد بعدي شيث بود و در بازي مقابل پرسپوليس، بازيكنان اين تيم ٦ گل به مس زدند و انتقام ممّد نصرتي را از او گرفتند. پس از آن بود كه شيث با دلي چركين به راه آهن پيوست و به قدري با خاطرات نمايش پتروس فداكار زندگي كرد تا رفته رفته از صحنه اول فوتبال محو شد. پاياني تلخ براي اسطوره بي تكرار...