
آیا شیعه جعفری (دوازده امامی) مشرک است؟-قسمت اول
۱٬۲۲۷ بازدیدشنبه ۰۹ مرداد ۱۳۹۵ - 0۹:۵۸
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
شیعه دوازده امامی به مسلمانی گفته می شود که نه تنها اعتقاد به امامت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) دارند بلکه یازده تن از فرزندان ایشان را طبق دستور پیامبر اکرم (ص) امام می دانند. این موضوع نه تنها دلیل نقلی بلکه دلیل عقلی نیز دارد، چرا که تفسیر قرآن و تصحیح و رد روایات از هر فردی بر نمی آید و حتی اگر افراد سال ها برای این کار زحمت بکشند باز هم نمی توانند کلام خدا را به طور کامل تفسیر کنند. تنها فردی که تفسیر کامل قرآن را می دانستند نبی اکرم (ص) بودند که خداوند این علم را به ایشان عطا فرمود.پیامبر اکرم (ص) فرمود : من شهر علمم و علی (ع) در آن است، هر کس می خواهد به شهری وارد شود باید از در آن وارد شود[1].
بنابراین علم خدادادی خویش را به امیرالمومنین علی (ع) آموختند و ایشان نیز به فرزندان گرانقدر خویش آموختند.
طبق آیات قرآن مانند آیه تطهیر، آیه ولایت ، آیه تبلیغ و آیه انذار و حوادث پس از آن ها و احادیث بیشماری که علمای فریقین آن ها را تایید کردند امامت ایشان به روشنی آشکار است. بنابراین شیعه دوازده امامی از غلات (علی اللهی) جداست و اعتقاد به مخلوق بودن پیامبر (ص) و اهل بیت ایشان دارند.
حال به بخشی از کتاب شب های پیشاور نوشته سید بزرگوار سلطان الواعظین شیرازی توجه نمایید:
«داعی (سلطان الواعظین) :جامعه شیعه امامیه (دوازده امامی) معتقدند به وجود ذات واجب الوجود حضرت احدیت جلًّ و علا و نظیر ندارد، نه جسم است و نه صورت نه جوهر است و نه عرض دارد و از جمیع صفات امکانیه معرّا و مبرّا می باشد بلکه خالقِ جمیع اعراض و جواهر است و شریکی در خلق موجودات و افاضه فیوضات بر موجودات ندارد و چون ذات واجب الوجود هرگز رویت نشود و از طرفی هم بایستی خلق را هدایت و راهنمایی نماید لذا رسل و فرستادگانی از جنس بشر برگزیده کامل عیار برای هدایت افراد بشر با دلائل و براهین و معجزات و بیّنات و دستورات کافیه به اقتضای حال و احتیاجات اهل هر زمان فرستاده که عدد آن ها بسی بسیار و بیشمار است وتمامی آن ها در تحت اوامر پنج پیامبر اولوالعزم که نوح شیخ الانبیا و ابراهیم خلیل الرحمن و موسی کلیم الله و عیسی روح الله-علی نبیّنا و آله و علیهم السّلام باشتد هادی و راهنمای بشر بودند و پیغمبر آخر وجود اقدس خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلّی الله علیه وآله و سلّم می باشد که دین و شریعت او تا روز قیامت باقی و برقرار است.
جماعت شیعه معتقدند که حلال محمد (ص) حلال الی یوم القیمه و حرامه حرام الی یوم القیمه و شریعته مستمره الی یوم القیمه. از جمیع معاضی و گناهان کبیره و صغیره از قبیل شراب و قمار و زنا و لواط و ربا و قتل نفس و ظلم و غیر آن ها اجتناب می نماییم...
حافظ: مطلب به قدری واضح است که گمان نمی کنم محتاج به توضیح باشد بدیهی است با اقرار بخداوند بزرگ توجه نمودن به غیر خدای تعالی شرک است و مشرک کسی است که روی بغیر خدا نموده طلب حاجت از او بنماید. جامعه شیعه بنابر آن چه مشهود است ابدا به خدا توجهی ندارد و تمام تقاضای خود را از امامان خود می نماید بدون اینکه نام خدا را ببرند حتی می بینم فقراء شیعه در معابر و درب خانه ها و دکان ها که می آیند می گویند یاعلی یا امام حسین یا امام رضای غریب یا حضرت عباس یک مرتبه شنیده نشده که یا الله بگویند این ها خود دلیل شرک است که جامعه شیعه ابدا توجهی به خدا ندارند بلکه تماما توجه خود را به غیر خدا می نمایند...
داعی: قبل از پاسخ به اين سؤال ابتدا بايد تعريف روشن و دقيقى براى شرك، ارائه نمود.
1 . شرك جلی و آشكار، آن است كه انسان در ذات يا صفات يا عبادات و افعال براى خداوند متعال شريك قرار دهد.
* شرك در ذات: يعنی در الوهيت، ذات و وحدانيت خداى تعالی شريك قرار دهد. مثل نصارى كه قائل به پدر، پسر و روح القدس می باشند. هر كدام از اين سه، داراى يك ويژگی می باشند كه دو تاى ديگر ندارد و تا اين سه با هم جمع نشوند ذات خداوندى بارز نگردد.
* شرك در صفات: آن است كه صفات خداوند متعال از قبيل علم، حكمت، قدرت، حيات... را زايد بر ذات بارى تعالی بدانند و اين صفات را عين ذات او ندانند. اشاعره اين گونه می باشند.
* شرك در افعال: آن است كه خداوند را در معنی و حقيقت، بالذّات نداند. يعنی فردى يا افرادى از مخلوقات را مؤثر (كم يا زياد، مستقيم يا غير مستقيم) در افعال و تدابير الهی بداند. يا آن كه امور بعد از خلقت را واگذار شده به خلق بداند. يهوديان اين گونه می باشند، زيرا آن ها معتقدند كه خداوند وقتی خلايق را خلق نمود، از تدبير امور بازماند.
* شرك در عبادت: آن است كه در موقع عبادت توجه، حضور قلب و نيت خود را به غير خدا متمايل سازد. بنابراين هر عبادتی كه نيّت آن براى خلق باشد شرك است. چون براى خدا شريك قرار می دهد و او را در مقام عبادت پرستش می كند.
2 . شرك خفی: شرك در اعمال، عبادات و طاعات است و تفاوت آن با شرك در عبادت، بسيار ظريف است. شرك در اسباب نمونه بارز شرك خفی است.
* شرك در اسباب: و آن زمانی است كه چشم اميد و خوف به خلق و اسباب داشته باشيم. مثلاً يك كارمند، مستقلاً و منحصراً به اداره، كارفرما يا صاحب كارش توجه داشته باشد.
حــــــــــــــــافظ: تمامی فرمایشات شما صحیح است ولی عرض کردم خود شما هم اگر دقت فرمائید تصدیق خواهید فرمود که حاجت از امامان خواستن و توسل به آن ها نمودن خود شرک است چون ما احتیاجی به واسطه بشری نداریم هر زمان که توجهی به حق نماییم نتیجه حاصل می گردد.
داعـــــــــــــــی: خیلی محل تعجب است که مثل شما عالم منصف فکور چرا باید تحت تاثیر عادات اسلاف و بدون تحقیق قرار گرفته و چنین بفرمائید. گویا جناب عالی خواب بودید و یا توجهی به عرایض داعی نداشتید که بعد از ذکر این مقدمات و گفتار که تشریح مطالب نمودم باز می فرمائید حاجت از امامان خواستن شرک است.
عزیزم مگر مطلق حاجت خواستن از خلق شرک است اگر چنین باشد پس تمام خلایق مشرکند و ابدا موحدی یافت نگردد. اگر حاجت طلبیدن از خلق شرک باشد- پس چرا پیامبران از خلایق کمک می طلبیدند- خوب است آقایان قدری در آیات قرآن مجید دقت فرمایید تا کشف حقیقت بر شما بشود.
مقتضی است به آیات 38 تا 40 سوره نمل توجه فرمائید که می فرماید: «قَالَ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِهَا قَبْلَ أَن يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿٣٨﴾ قَالَ عِفْرِيتٌ مِّنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ﴿٣٩﴾ قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ ۚ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَٰذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ ۖ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ ﴿٤٠﴾ »
(معنــــی: جناب سلیمان به حضار مجلس فرمود کدام یک از شما تخت بلقیس را پیش از آن که نزد من آید و تسلیم امر من شود خواهید آورد. از آن میان عفریت جن گفت من چنان در آوردن تخت او قادر و امینم که پیش از آن که تو از جایگاه قضاوت خود برخیزی آن را به حضور آورم و آن کس که به بعض از علم کتاب الهی دانا بود (یعنی آصف بن برخیا که دارای اسم اعظم بود) گفت که من پیش از آنکه چشم برهم زنی تخت را بدینجا آورم چون سلیمان سریر را نزد خود مشاهده کرد گفت این توانایی از فضل خدای من است...)
بدیهی است تخت بلقیس با آن عظمت را از منازل طولانی قبل از چشم برهم زدن نزد سلیمان آوردن کار مخلوق عادی نیست و مسلم است که این امریست برخلاف عادت و جناب سلیمان با علم به اینکه این عمل قدرت خدایی می خواهد-از خداوند درخواست آوردن تخت ننمود بلکه از مخلوق عاجز تقاضای حاجت و کمک نمود و از حاضرین مجلس خود خواست که آن تخت را برای او حاضر نمایند. بنابراین مطلق حاجت خواستن از خلق شرک نمی باشد خداوند دنیا را دار اسباب قرار داده شرک هم امری قلبی است اگر کسی را که حاجت می طلبد خدا یا شریک خدا نداند ابدا مانعی ندارد تقاضای حاجت از او بنماید. پس اگر مریضی درب منزل طبیب و دکتر برود و بگوید آقای دکتر بدادم برس درد و مرض مرا کشت مشرک است؟ اگر غریقی از میان دریا فریاد بزند مردم بدادم برسید بدون اینکه نام خدا را ببرد مشرک است؟ و...
قطعا جواب منفی است و احدی از عقلا این نوع مردم را مشرک نمی خوانند و اگر مشرک بخوانند یا نادانند یا غرض ورزی نموده اند.
آقایان محترم انصاف دهید و مغلطه کاری ننمایید جامعه شیعه عمومند متفق اند اگر کسی آل محمد (ص) را خدایان خود بدانند یا آن ها را شریک در ذات و صفات و افعال خدایی بداند قطعا مشرک است و ما از آن ها بیزاری می جوییم.(همان طور که تمام علمای شیعه علی اللهی ها را کافر نجس می دانند)
اگر شما شنیده اید که شیعیان در گرفتاری ها می گویند یا علی ادرکنی-یا حسین ادرکنی معنای آن این نیست که یا علی الله ادرکنی-یا حسین الله ادرکنی بلکه چون دنیا دار اسباب است که ابی الله ان یجری الامور الّا باسبابها آن خاندان جلیل را وسیله و اسباب نجات می دانند و به وسیله آن ها توجه به خدای متعال می جویند.
حــــــــــــــــــافظ: چرا مستقلا از خدا طلب حاجت نمی کنند که بدنبال وسیله و واسطه می گردند.
داعـــــــــــــــــی: توجه استقلالی ما در طلب حوائج و دفع هموم و غموم نسبت به ذات یگانه پروردگار محفوظ است. ولی قرآن مجید که سند محکم آسمانی است ما را هدایت می نماید که با وسیله باید به درگاه با عظمت او رفت چنانچه در آیه 35 سوره مائده می فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ »
(ای اهل ایمان از خدا بترسید و توسل جویید بخدای متعال یعنی با وسیله به درگاه با عظمت او بروید تا نتیجه بگیرید)
حــــــــــــــــافظ: در کجا نبی اکرم (ص) دستور توسل به آن ها را داده و از کجا معلوم است که مراد از وسیله در آیه آل محمد(ص) هستند.
داعـــــــــــــــی:در بسیاری از اخبار فرموده اند که برای نجات از مهالک متوسل به عترت و اهل بیت من شوید.
حــــــــــــــــافظ: ممکن است از آن اخبار اگر در نظر دارید برای ما بیان فرمایید.
داعـــــــــی: اما اینکه فرمودید از کجا معلوم که مراد از وسیله عترت و اهل بیت پیغمبرند اکابر و علمای خودتان از قبیل حافظ ابو نعیم اصفهانی،حافظ ابوبکر شیرازی و ابن ابی الحدید معتزلی که از اشرف علمای شما می باشد در صفحه 79 جلد چهارم شرح نهج البلاغه خطبه صدیقه کبری در قضیه غصب فدک در حضور مهاجر و انصار نقل نموده که در اول خطبه بی بی مظلومانه اشاره به معنای این آیه می فرمایند به این عبارت و احمد الله الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السماوات والارض الیه الوسیله و نحن وسیلته فی الخلق (معنی: حمد می کنم خدای را که از پرتو نور عظمتش بندگی می کنند اهل آسمان ها و زمین و هدف وسائل ذات اقدس اوست و ماییم وسیله در میان خلق.
از جمله دلایل متقنه بر جواز تمسک و توسل حدیث شریفه ثقلین است که با اسناد صحیحه عند الفریقین (شیعه و سنی) بحد تواتر رسیده که رسول اکرم(ص) فرمود ان تمسکتم به لن تضلوا بعدی (معنی:اگر تمسک به آن جویید هرگز گمراه نشوید از من)
حــــــــــــــــافظ: گمان می کنم اشتباه فرمودید که این حدیث را صحیح الاسناد و متواتر خواندید زیرا این مطلب نزد اکابر ما غیر معلوم است و دلیل بر این معنی شیخ بزرگوار ما قبله و کعبه سنت و جماعت محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح معتبر خود که بعد از قرآن اصح کتب می باشد ذکر ننموده.
داعــــــــــــــــی: اولا اینکه داعی اشتباه ننموده ام بلکه صحت این حدیث نزد علمای خودتان مسلم است حتی ابن حجر مکی متعصب با کمال تعصبی که دارد اعتراف به صحت حدیث نموده. مقتضی است برای روشنی مراجعه نمایید به ص 89 و 90 آخر فصل دوم صوائق المحرقه ذیل آیه چهارم از باب 11 از ترمذی و احمدبن حنبل و طبرانی و مسلم نقل می نماید...
1-ابوطاهر سلفي-خيثمة بن سليمان-ابوجعفر طبري-أبونعيم إصفهاني-احمد بن حنبل-ابن عساكر دمشقي -حاكم نيشابوري


