قبور و بقاع ابو حنیفه و شافعی وبخاری...
مقایسه کنید با قبر فرزندان پیامبر (ص)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ادامه...و اما اینکه فرمودید بخاری در صحیح خود نقل ننموده دلیل بر عدم صحت این حدیث می باشد!از جهات بسیاری این بیان مردود و عندالعلما منفور است چه آنکه این حدیث را اگر بخاری نقل ننموده ولی عموم علما شما نقل نموده اند حتی عدل بخاری،مسلم بن حجاج و تمام ارباب صحاح سته مبسوطا در کتب معتبره خود ذکر نموده اند.(صحیح مسلم،ابی داوود،نسائی،ترمذی و... این حدیث را نقل نموده و صحیح دانسته اند برای آگاهی از جزئیات صفحه و جلد به صفحه 225 کتاب شب های پیشاور مراجعه نمایید)
یا باید آقایان تمام صحاح و کتب معتبره علما خود را شسته و بدور اندازید و مشخص نمایید عقاید خودتان را به صحیح بخاری و اگر معترفید به عدالت و علم و دانش سایر علما خود که در زمان خود میان اهل سنت نابغه علم و دانش و تقوی بوده اند مخصوصا ارباب صحاح سته مقتضی است که اگر خبری را به جهاتی بخاری نقل ننموده و دیگران نقل نموده اند قبول نمایید.
حــــــــــــــــافظ:جهاتی نداشته فقط بخاری محتاط بوده و در نقل اخبار دقت بسیار می نموده هر خبری که سندا یا متنا مخدوش و قابل قبول عقل نبوده نقل ننموده.
داعــــــــــــــــی: اشتباه آقایان اهل سنت روی قائده حب الشی یعمی و یصم. همین جاست که درباره او غلو داریدگمان می کنید که آقای بخاری بسیار دقیق بوده و هر خبری را که در صحیح خود آورده بسیار معتبر و مانند وحی منزل است حال آنکه چنین نیست در سلسله اسناد بخاری بسیار اشخاص مردود منفور کذاب جعال موجود است...مگر داعی چه عرض کردم که جنابعالی عصبانی شدید عرض داعی جز این بود که گفتم اخبار موضوعه از رجال مردوده کذابین در صحاح شما حتی صحیحین بخاری و مسلم موجود است.
شما اخبار صحیح بخاری را با مراجعه به کتب رجال دقیقانه اگر مطالعه نمایید می بینید از بسیاری از افراد جعال وضاع مردود خبر نموده از قبیل ابوهریره کذاب و عکرمه خارجی محمدبن سمرقندی و محمدبن بیان و ابراهیم بن مهدی ابلی و...(بسیاری از علمای اهل سنت کتب بخاری و مسلم را نقد کرده اند)
آیا اخبار کذب سیلی زدن موسی (ع) بر عزرائیل و عریان و بدون عورت رفتن ایشان در میان بنی اسرائیل که قبلا عرض نمودم از خرافات و موهومات نمی باشد.
آیا احادیث رویت پروردگار در روز قیامت با پای مجروح و ظاهر ساختن ساق پای خود که در صحیح نقل نموده و ببعضی از آن ها اشاره نمودیم از کفریات نمی باشد.(شیعه اگر بخواهد راحت می تواند با این عقاید اهل سنت را مشرک بلکه کافر بداند اما چنین نمی کند. اخباری از قبیل رویت خدا و نسبت های ناروا به پیامبران و از جمله پیامبر اکرم (ص) که از خواندن آن ها تعجب کردم حقیقتا دلیل محکم تری برای دادن نسبت شرک و کفر است.)...
کتب معتبره شیعه شرایط نذر و توسل را مبسوطا شرح داده اند
شرط اول نیت مقارن با عمل دوم سیغه بهر لسانی باشد. مسلمان نذرش صورت حقیقت پیدا نمی کند مگر به وجود این دو شرط. وقتی در مقام سوال از فقیهی یا مطالعه رساله ای بر آید می فهمد که اولا باید نیت در تمام عبادات مخصوصا نذر لله و فی الله و طلبا لمرضات الله باشد. پس نذر برای غیر خدا بطور کلی از بین می رود.
شرط دوم آنکه باید در موقع نذر باید صیغه نذر را بخواند و در صیغه تا نام خدا نباشد صیغه جاری نمی شود. مثلا بگوید لله علی ان اترک شرب الخمر یا مثلا نذر می کند گوسفندی برای خدا ببرد در فلان خانه یا معبد یا بقعه امام یا امام زاده بکشد عیبی ندارد ولی اگر نذر کند برای پیغمبر یا امام یا امام زاده و...حتما باطل است و اگر از روی تعمد و علم باشد قطعا شرک است...(شرایط نذر باطل و صحیح در رساله ها و کتب شیعه شرح داده شده است)
توسل امام شافعی به اهل بیت (شعری که شافعی سروده صفحه 227 شب های پیشاور)
توسل خلیفه دوم عمربن الخطاب
...مطلب دیگر که یادم آمد اگر بنا به فرموده شما بشر احتیاج به وسیله ندارد پس خلیفه ثانی عمربن الخطاب چرا در موقع احتیاج و اضطرار با واسطه به سوی خدا می رفت و استغاثه می کرد تا نتیجه می گرفت.
حــــــــــــافظ: هرگز خلیفه عمر رضی الله عنه با واسطه عملی انجام نداده و این اول مرتبه ایست که چنین حرفی را می شنوم متمنی است موردش را بیان فرمایید.
داعــــــــــــی: خلیفه مکررا در موقع احتیاج توسل به اهل بیت می جست وبوسیله آن ها بسوی خدا می رفت تا نتیجه می گرفت.
1-ابن حجر مکی بعد از آیه 14 در صوائق المحرقه از تاریخ دمشق نقل می کند که در سال 17 هجری مکرر مردم برای استسقاء رفتند و نتیجه نگرفتند همگی متاثر و پریشان شدند عمربن الخطاب گفت هر آینه فردا طلب آب می کنم بوسیله کسی که حتما خدا بواسطه اوبه ما آب خواهد داد و فردا نزد عباس عموی پیامبر رفت و از او تقاضا کرد تا برای آن ها طلب آب نماید.
جناب عباس فرمود عمر قدری بنشین تا وسیله فراهم نمایم آنگاه فرستاد بنی هاشم را خبر دادند لباس پاک پوشیده بوی خوش استعمال نموده در آن حال جناب عباس بیرون آمد در حالتی که امام علی (ع) در جلوی او امام حسن (ع) در سمت راست او و امام حسین (ع) در سمت چپ و بنی هاشم در عقب سرش آنگاه فرمود عمر احدی را با ما مخلوط منما پس همین حال رفتند تا بمصلی جناب عباس دست بمناجات برداشت عرض کرد پروردگارا تو مارا خلق فرمودی و دانا بودی به آنچه ما به آن عمل می نماییم آنگاه عرض کرد: اللهم کما تفضلت علینا فی اوله فتفضل علینا فی آخره
جابر میگوید هنوز دعایش تمام نشده بود که ابرها حرکت و بنای باریدن ...
بخاری نقل می کند بشکلی دیگر و ابن ابی الحدید معتزلی در ص 256 جلد دوم شرح نهج البلاغه
اگر شفیع بردن آل محمد (ص) بسوی پروردگار شرک است پس قطعا طبق روایات خودتان خلیفه عمر اول مشرک بوده...
بزرگترین دلیل بر این معنی کتب ادعیه ما می باشد که در تمام ادعیه ماثوره از ائمه معصومین غیر از آنچه عرض کردم بما دستور نشده و ما هم غیر این طریق عملی ننموده و نخواهیم نمود.
داعــــــــــــــــی:مسموعات را کنار بگذارید از مشهودات بفرمائید آیا هیچ کتب معتبره ادعیه علما بزرگ شیعه را ملاحظه و مطالعه فرموده اید.
حـــــــــــــــافظ: دسترسی نداشتم
سپس سلطان الواعظین دعای توسل را برای آن ها می خواند که از اللهم انی اسئلک شروع و برای همه چهارده معصوم (برای حضرت فاطمه (س) با ضمایر مونث) این عبارات را می گوییم یا حجه الله علی خلقه یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله
«ایشان که دعا را می خواندند پیوسته بعضی رجال محترم و اهل ادب سنی (از پشیمانی افترا به شیعه) دست بر دست میزدند و مکرر می گفتند لا اله الا الله سبحان الله چگونه امر را مشتبه می کنند»
گفتم از خود آقایان انصاف می خواهم در کجای عبارات این دعا اثری از آثار شرک می باشد.مگر همه جا نام مبارک خدای متعال نمی باشد؟در کجای دعا ما آن ها را شریک باری تعالی خواندیم؟چرا تهمت میزنید!چرا مسلمانان موحد را غالی و مشرک می خوانید؟چرا تحم عداوت و دشمنی در دل مسلمانان پخش می کنید؟چرا امر را بر مردمان بی خبر مشتبه می کنید تا به برادران دینی و ایمانی خود با نظر کفر بنگرند؟چه بسیار از عوام بی خبر متعصب از شماها بیچاره شیعیان را می کشند بخیال آنکه کافری را کشته و اهل بهشتند.
چرا تا کنون شنیده نشده یک نفر شیعه ولو در بیابان تنها باشد و عامی صرف و بیابانی در قتل یک سنی اقدام ننموده باشد؟چون علمای شیعه سم پاشی نمی کنند و تخم عداوت نمی افکنند و قتل نفس را گناهی بزرک میدانند...(ماجرای قتل شهید اول و ثانی و هتک حرمت شیعیان توسط افغانیان و ازبکان و کشتار آن ها)
ادامه دارد...