Eric Harris هجده ساله و Dylan Klebold هفده ساله بخاطر اینکه در مدرسه دوستان زیادی نداشتن و همیشه توسط بچه قلدرهای مدرسه مسخره و مورد آزار و اذیت قرار میگرفتن بیشتر زمان خودشون رو با همدیگه میگذراندند و به بهترین دوستهای یکدیگر تبدیل شده بودند آنها رانندگی و گوش کردن به موسیقی راک و کانتری و کار با کامپیوتر و ساخت فیلمهای کوتاه را دوست داشتند آنها همچنین به دوران آلمان نازی و نشانهای آن زمان نیز علاقه بسیاری داشتند در دفاتر خاطراتی که از آنها بجا مانده علاقه نویسندگی و نقاشی نیز دیده میشود. دوستان محدودی که داشتند آنها را بسیار باهوش خطاب میکنند آنها در فیلمهایی که میساختن بیشتر به اسلحه و انتقام میپرداختن و در وبلاگ خودشون درباره بچه هایی که اونها رو اذیت میکردن مطالب تهدید آمیز مینوشتن و میگفتن روزی که بدستشان اسلحه بیوفتد آنها را خواهند کشت و روزی که منتظرش بودند فرا رسید با کمک یکی از دوستان بزرگتر از خودشون بصورت آنلاین اسلحه و مهمات خریداری کردند چندین روز به جنگل میرفتن و تمرین تیراندازی میکردن زمانی که احساس کردن آمادگی لازم را دارند شروع به ساخت چندین بمب دست ساز کردن اما آنها را امتحان نکردند روز موعود فرا رسیده بود همزمان با سالروز تولد هیتلر هر دوی آنها با قرار قبلی ساعت 5 صبح روز بیست آپریل 1999 از خواب بیدار شدند دوش گرفتن صبحانه خوردن و وصیتنامه خود را نوشتند بمبهاو اسلحه ها و مهمات را برداشتند با ماشین رفتند و بنزین زدند ساعت یازده بود که به مدرسه رسیدند Dylan Klebold در خاطرات خود نوشته که ساعت 11:18 دقیقه بعد از انفجار اولین بمب تفریح شروع میشه اما بمب بدلیل بد ساخته شدن منفجر نشد و اونها ساعت11:30 زمانی که تمام بچه های مدرسه برای خوردن نهار داخل سالن غذاخوری جمع شده بودن وارد شدن بمبی دیگر را بین بچه ها پرتاب کردند اما باز هم منفجر نشد تلاش کردند بمب را با گلوله منفجر کنند اما موفق نشدن بچه های مدرسه همه از ترس مرگ به طبقه بالا هجوم بردند Dylan Klebold که از بمبها قطع امید کرده بود به Eric Harris فرمان کشتار با اسلحه را داد آنها شروع به گشتن مدرسه کردند یکی از معلمها که صداها را شنیده بود و میدانست که این دو اهل ساختن فیلم در محیط مدرسه هستن زمانی که با آنها روبرو شد از آنها خواست که مدرسه را ترک کنند و قبل از ساخت فیلم بایستی اجازه بگیرند Dylan Klebold نگاهی به او کرد سلام کرد خندید و گلوله ای به سمتش شلیک کرد این معلم از این جراحت جان سالم بدر برد اما بقیه قربانیان آنها موفق نشدند ساعت چهار بود که آنها در کتابخانه مدرسه دست به خودکشی زدند.