طرفداری- وقتی تیم ملی فوتسال بانوان، برای اولین بار بر سکوی نخست آسیا ایستاد، مهدی رستم پور این گونه نوشت:"این قهرمانی به نیلوفر اردلان هم تعلق دارد. حتی به همسرش! او درس بزرگی به ما داد. پاسپورت را از زنانمان می‌توانیم بگیریم، اما اراده، استقامت و ایستادگی‌شان را خیر!". 

از روزی که فوتبال بانوان در کشورمان شروع به فعالیت کرده، ندیدیم یا نشنیدیم بانویی در این میان دست های خود را به نشانه تسلیم بالای سر برده باشد و در مقابل سختی ها دست از کار کشیده باشد. اسامی زیادی بودند که با سختی ها جنگیدند و پا پس نکشیدند. چون می دانستند  رسیدن به هدفشان بیشتر از این ها تلاش لازم دارد. می دانستند عقب رفتن که نه، حتی یک لحظه ایستادن ممکن است همه فرصت ها را از آنها بگیرد. حتی حرکت رو به جلوی آنها هم گاهی نتوانست جلوی کارشکنی ها را بگیرد. کسی نمی داند سرنوشت تیم "شن سا" قهرمان سال 89 لیگ برتر چه شد؟ تیم "استقلال" که با تلاش و زحمت از لیگ یک به لیگ برتر آمده بود، چرا بعد از چند سال منحل شد؟ آینده سازان میهن نجف آباد، پاس همدان و بسیاری از تیم های دیگر در لیگ برتر چگونه روزگار می گذرانند؟ مگر حضور آنها چقدر برای یک باشگاه هزینه دارد؟

زنان ما تصمیم گرفتند قدم به میادین بگذارند و در مقابل هیچ اتفاقی از تصمیم خود منصرف نشوند. حتی اگر روزی با هزینه شخصی از دورترین روستاها خود را به تهران برسانند. به استادیوم آزادی. تا شاید برای نایب قهرمانی شان بتوانند جایزه بگیرند اما حتی اجازه پا گذاشتن بر چمن آزادی را به آنها ندهند. حتی اگر در مظلومانه ترین حالت ممکن قهرمانی خود را جشن بگیرند. حتی اگر کمتر ایرانی ای بداند نام آنها در جمع ده بازیکن برتر دنیا آمده است.

هیچ اتفاقی زنان ما را تسلیم نمی کند. هیچ چیز نمی تواند ایستادگی و اراده را از آنها بگیرد به جز یک چیز.... برای خانه نشین کردن زن ایرانی تنها کافیست آبروی و عفت او را نشانه بگیری. آن وقت است که نمی تواند سر خود را بالا کند و از حقش دفاع کند. نمی تواند در چشمانت خیره شود. آن وقت است که در خانه نشستن را به هر اعتراضی ترجیح می دهد. آن وقت است که پرچم مبارزه و تلاش را زمین گذاشته و پرچم سفید را بالا می برد.

آقایان مسئول! کاری نکنید که از زنان فوتبالیست در ایران تنها خاطره باقی بماند. کاری نکنید که سالها بعد دختران حتی جرئت به زبان آوردن اسم این مستطیل سبز را نداشته باشند.