اشکم در اومد :(((
مثل همون لحظه ای که شوا رفت و برگشت ، مثل همون لحظه ای که کاکا رفت و برگشت ، همون لحظه ای که پائولو رفت ، سیدرف رفت ، گتوزو رفت ، اینزاگی رفت ، نستا رفت ، آمبروسینی رفت ، روی کاستا رفت ، همون لحظه ای آبیاتی رفت و دست دوناروما رو بلند کرد ، همون لحظه که چزاره رفت و میلان و ایتالیا یتیم شدند ...
خدا شاهده اشکم در اومده :(((( من که نمیتونم جلو خودمو بگیرم ، میلان یه چیزی ورای عشق هست برای من ، ورای یه تیم باشگاهی ، میلان یه فلسفس ، یک ایده است ، یه چیزی خیلی قوی تر از عشق .حس من الان حس بونرایی هست که نمیتونست اشکاشو تو خداحافظی اسطوره ها کنترل کنه :((
خداحافظ رئیس ♥♥ تصویری که ازت تو ذهنم هست و میمونه خیلی بیشتر از این 3-4 سال آخره ، تصویر یک نجات دهندس ، یک قهرمان ، فراتر از شوا فراتر از پائولو و چزاره و فراتر از همشون .
دوست نداشتم بره ولی چاره ای دیگه نبود نمیشد میلان رو تو این وضع دید ، مطمئنم خودشم نمیتونه بچشو اینجوری ببینه ، ضعیف ، تحقیر شده و فراموش شده از افتخارات.
به افتخار ♥♥ پرزیدنت ♥♥