طرفداری - حجت همان شب تحویل سال برای سعید معروف تمام شده بود. همان شبی که در ویژه برنامه احسان علیخانی در پاسخ به سوالات عادی و کاملا روتین مجری چنین ویژه برنامه هایی در مورد بیان یک خاطره یا یک شوخی جالب، این چنین گفت:" شما «کاپیتان تیم ملی والیبال» را دعوت کرده اید که در آنتن زنده جک بگوید؟" این حس تافته جدا بافته شدن برای سعید معروف همان حسی بود که رفته رفته پروسه سقوطش را کلید زد. اینکه چه معنی دارد «کاپیتان تیم ملی والیبال» با آن عظمتش(!) روی آنتن زنده جک بگوید یا خاطره و شعری بخواند. منطقی عجیب و غریب که بارها بزرگ ترین ورزشکاران دنیا در برنامه های زنده تلویزیونی در نقاط مختلف دنیا آن را رد کرده اند. برای سعید معروف اما این مسائل تازه بخش اندکی از ماجرا است. او از همان اوج گیری تاریخی والیبال ما پروسه سقوطش را در پارامترهای گوناگون کلید زده بود. مطالعه اتفاقات گوناگون رخ داده در تیم ملی والیبال علی الخصوص از زمان سرمربی گری کواچ به این سمت، به خوبی کدهای واضحی را در اختیار ما قرار می دهد. اینکه «کاپیتان تیم ملی والیبال» رفته رفته نقشی فراتر از یک کاپیتان گرفت و با تفکر تافته ای جدا بافته بودن، خودش را به عنوان رهبر هر نوع اپوزیسیونی جا زد. البته بحث اصلی این مسائل نیست. نقش «کاپیتان تیم ملی والیبال» در این ورزش طی سال های اخیر مسئله مبهمی است که کم و بیش در رسانه ها به آن پرداخته شده و دست کم در این مقطع زمانی حساس، مطرح کردن دوباره آن حتی با ابعاد جدید هم نمی تواند جالب باشد. مسئله در حال حاضر اما نه دیگر یک مسئله والیبالی، بلکه یک مسئله ملی است. «کاپیتان تیم ملی والیبال» در ادامه تافته جدا بافته بودنش، این بار پا را فراتر گذاشت و خودش را در شب تاریخی رژه کشورهای مختلف در مقابل چشم میلیاردها بیننده، به عنوان رهبر اپوزیسیون کاروان ایران جا زد و در اقدامی عجیب و غریب و محیر العقول، به نشانه اعتراض در کنار 2 یار جاویدانش حضور در مراسم رژه را تحریم کرد!!! مسئله ای که برای باور کردنش نیاز است چند بار ماوقع را مطالعه کرد. با این حال باور کنیم یا نکنیم، این مسئله حقیقت محض است. معروف، موسوی و محمودی، 3 ملی پوش تیم ملی والیبال در شبی که بزرگ ترین ورزشکاران تاریخ با افتخار جلوی چشم 3 میلیار د بیننده رژه می رفتند، حضور در بزرگ ترین رویداد ورزشی کره خاکی را تحریم کردند!!
شبی که رافا نادال علی رغم مصدومیت و در ناآمادگی محض، با افتخار حاضر به شرکت در المپیک شد و با برقی در چشمانش زیر پرچم اسپانیا رژه می رفت یا اندی ماری برنده 3 گرنداسلم تنیس بزرگ ترین افتخارش را رژه زیر پرچم بریتانیا نامید، معروف و یارانش ترجیح دادند به علت ندادن لباس فرم به سرپرست تیمشان شرکت در بزرگ ترین گردهمایی ورزشی دنیا و راه رفتن زیر پرچم کشورشان را تحریم کنند. ندادن لباس فرم به سرپرست تیم ملی والیبال، البته که اقدام بی معنی است اما تحریم کردن شرکت در مراسمی فرا رشته ای و فرا ملی توسط 3 بازیکن تیم والیبال، در ابعادی بسیار وسیع تر اقدامی بی معنی و در نوع خود تاریخی محسوب می شود. سعید معروف مدت هاست خودش را تافته جدا بافته می بیند و این حق را برای خود قائل است، که به هر نحوی صلاح می داند رفتار کند. در شبی که زهرا نعمتی باعث افتخار میلیون ها ایرانی شد یا آریا نسیمی شاد با 17 سال سن و دریایی از استعداد در کاروان ما باعث افتخار بود، «کاپیتان تیم ملی والیبال» با افتخار ترجیح داد مراسم را از روی تبلت تماشا کند، چرا؟ مگر نمی دانید، او «کاپیتان تیم ملی والیبال» است...



