« ما با افراد دارای استعداد باشکوه بیگانه نیستیم، ولی طول کشید تا فهمیدیم رابین فن پرسی چهقدر عالی ست. کیفیت فرارهای او حتی برای باهوش ترین بازیکن های ما نیز واضح نبود. حتی پل اسکولز و مایکل کریک، دو نفر از بهترین پاسورهایی که داشته ام، نیز ابتدا در دریافت سرعت حرکات او مشکل داشتند.» رئیس رابین را « چشم و چراغ» تیمش در آخرین فصل مربیگریش در یونایتد می داند. فصلی که یونایتد اولین تیمی شد که از سی بازی اول خود ۲۵ بازی را می برد. جایزه هم چیزی نیست جز بیستمین قهرمانی. « فن پرسی آخرین خرید عمده ی من بود و گل های او، که بعضی از آن ها استثنایی بودند، کیفیت کانتونایی را به تیمی که بدون او نیز بسیار خوب بود، به ارمغان آورد.» رئیس از یک عادت بد بازیکنان می گوید که رابین خیلی زود ترکشان داد: پاس کاری های بیش از حد وسط زمین. « فن پرسی به ما یاد داد- و به موقع یاد داد- که باید به دنبال آن پاس زود هنگامی باشیم که آرایش دفاعی حریف را به هم می ریزد. تا وقتی این مطلب را یاد نگرفتیم، نتوانستیم از قابلیت تحرک شگفت انگیز فن پرسی و غریزه ی گل زنی او سود ببریم.» مشتری های رابین یونایتد و یووه بودند. بانوی پیر در آن زمان دستمزدی نجومی پیشنهاد داده بود. « فکر من این بود: بازیکن به دو دلیل می خواهد تغییر باشگاه بدهد: ۱) کسب افتخار ۲) پول. می توانستم بفهمم چرا او می خواهد به یوونتوس برود: یک باشگاه خوب با دستمزدی نجومی. بسته ی پیشنهادی ما آن قدر خوب بود که بفهمد برای ما چه ارزشی دارد. پشت بند دعوت ما شور و اشتیاق فراوان بود.» پس از پایان ماجرا ونگر به رئیس می گوید:« نمی دانی چه بازیکن خوبی گیرتان آمده است.» و رئیس اعتراف می کند که هرگز این جمله یادش نمی رود. هنگام معرفی به هواداران، رابین گفت: کودک درونش « هوراکش یونایتد» است. « بعدها به من گفت که تمام بچه های هلندی آرزو دارند در منچستر یونایتد بازی کنند.» رئیس گل رابین به استون ویلا را که بیستمین قهرمانی را به ارمغان آورد، از گل های استثنایی می داند.« توپ بلندی توسط رونی فرستاده شد و رابین در حالی که می چرخید سر ضرب آن را به گل تبدیل کرد. یک بازیکن عادی باید این کار را صد بار تمرین کند تا یک بار بتواند در بازی واقعی چنین گلی بزند. ولی این کار برای فن پرسی عادی ست.»