شاید این روز ها چلسی در بهترین فرم خود قرار نداشته باشد، ولی بی شک تا اینجا بهترین فصل چلسی در 4 سال اخیر را شاهد بوده ایم، با این حال باید انتظارات را پایین آورد و صبر کرد، قصد داریم شما را متقاعد کنیم. به گزارش کانون رسمی هواداران چلسی در ایران، روزی که مورینیو به چلسی برگشت، همه دم از گرفتن جام های مختلف، قهرمانی دوم در لیگ قهرمانان، قهرمانی در لیگ برتر بعد از سه فصل و ... می زدند. با این حال واقعیت چیز دیگری بود. مورینیو چندین بار قبل از این که فصل آغاز شود تاکید کرد که این چلسی هدف اولش تغییر سبک بازی، تغییر ذهنیت و پیشرفت کردن می باشد، البته بر روی این نکته هم پا فشاری داشت که تیمش باید نتیجه هم بگیرد. حتی تایید کرد که تابستان با مدیران باشگاه بر سر تغییر سبک بازی تیم جلسه داشته و همه موافق بوده اند که بازی چلسی در حد اسم و رسم باشگاه نیست. با این حال خیلی از هواداران حرف های او را جدی نگرفتند، مورینیو هر ماه تاکید می کند که تیمش مدعی شماره 1 لیگ برتر نیست، بارها گفته که تیمش در لیگ قهرمانان هم مدعی نیست. ولی هواداران با هر باخت و مساوی شروع به انتقاد از تیم می کردند. ولی آیا چیزهایی که مورینیو گفته درست بوده اند؟ چلسی این فصل از نظر مالکیت بر توپ و میدان، موقعیت سازی، خلاقیت و به نمایش گذاشتن فوتبالی زیبا قطعا بهترین تیم انگلیس بوده. این فصل به جز بازی مقابل بازل در لیگ قهرمانان و نیمه دوم بازی مقابل نیوکاسل، چلسی از نظر آماری همیشه با اختلاف از حریفش سر بوده و اینطور نبوده که مانند فصل های گذشته پیش بیاید که در ده ها بازی حتی یک موقعیت برای گلزنی نداشته باشد. هنوز بازی های سرد و بی روح تیم ویلاس بواس، تیم فصل آخر آنجلوتی، بازی های سراسر دفاعی و کم موقعیت دیمتئو از یادمان نرفته، نباید فراموش کنیم که اسکولاری با چلسی چگونه بازی کرد، نباید فراموش کنیم که گاس هیدینک از نظر نتیجه گیری فوق العاده بود، ولی با چه بازیکنانی؟ با بهترین های اروپا. مورینیو قصد دارد که ذهنیت بازیکنان چلسی و فلسفه فوتبالی باشگاه را عوض کند، قطعا هیچ هواداری دوست ندارد که چلسی 90 دقیقه دفاع کند، قطعا هیچ طرفدار چلسی دوست ندارد وقتی تیمش جلوی بایرن و بارسا قرار می گیرد کارشناسان چلسی را تیم ضعیف تر بدانند، پس یک جای کار می لنگید. قطعا این نباید فلسفه باشگاهی مثل چلسی باشد که سرمایه گذاری عظیمی روی بهترین استعداد های تهاجمی دنیا کرده باشد. همانطور که گفته شد، چلسی سرمایه گذاری عظیمی روی "بهترین استعداد های" دنیای فوتبال داشته، نه بر روی "بهترین بازیکنان" جهان. این دو عبارت کاملا متفاوت هستند، شاید پتانسیل و استعداد های نهفته اسکار یا شورله از پتانسیل اوزیل و فرانک ریبری بیشتر باشد، ولی آیا این دو بازیکن به نقطه آخر فوتبال خود رسیده اند؟ قطعا جواب منفیست، ولی آیا ریبری و اوزیل نهایتشان همین است؟ بله، 100 درصد جواب مثبت است. اکثر ستارگان جوان چلسی استعداد هایی فوق العاده می باشند، نه بازیکنانی تاپ. همانطور که می بینید بایرن مونیخ شکیری و گوتزه را دارد که استعداد های تاپی می باشند، ولی همچنان ریبری و روبن که بازیکنانی تاپ و با تجربه می باشند بازیکنان اصلی این تیم هستند. در بارسلونا تیاگو آلکانتا حضور داشت و استعداد تاپی بود، ولی همچنان ژاوی به او ترجیح داده می شد. بازیکن تاپ بودن با استعداد های فوق العاده داشتن خیلی فرق دارد. چلسی سرشار از استعداد های تاپ است. اسکار، ادن هازارد، کوین دی بروین، شورله، لوکاکو، پیازون، ون خینکل، آزپیلیکوئتا، برتراند، کالاس، تورگان هازارد، پاتریک بمفورد، ناتان آکی، ناتانیل چالوبا و ... سوال اینجاست که این استعداد ها چه شکلی به بازیکنانی تاپ تبدیل می شود؟ با 90 دقیقه دفاع کردن؟ با بستن تمام فضا ها در زمین خودی؟ با اسرار مربی روی بردن با هر روشی که می شود؟ با این روش ها چلسی خیلی از بازی ها را نمی باخت وقتی که گل می زد، چند حمله می کرد، گل میزد و بقیه بازی 11 نفره دفاع می کرد، ولی این سیستم نه تنها به مرور زمان باعث شکست می شود، بلکه بسیار از استعداد های تهاجمی تیم تباه می شوند و پرستیژ باشگاه زیر سوال می رود. ولی حالا، در حالی که حدود 4 ماه از فصل گذشته، مورینیو رفته رفته در حال ساختن شخصیت تیمی جدید می باشد، تیمی که از دقیقه 1 تا 90 حمله می کند که گل بزند، بدین ترتیب چند سال بعد، فوتبال تهاجمی و زیبا که خود معمولا باعث پیروزی می شود فلسفه باشگاه می شود، فوتبالی که تیمی نمی تواند جلوی آن بایستد مگر اتفاق خاصی بیفتد. در این شکی نیست که روزی چلسی غیر قابل مهار می شود، همانطور که تیم سال 2005 مورینیو غیر قابل مهار بود، حتی با توجه به استعداد هایی که در تیم حضور دارند می توان رکورد های آن تیم را هم جا به جا کرد. تیم 2005 خارق العاده بود، چون بازیکنان تاپی داشت و یک یا دو استعداد تاپ کنارشان می درخشیدند. ولی حالا چلسی سرشار از استعداد های فوق العاده است، چند بازیکن خیلی خوب مثل لوئیز، رامیرس، ایوانویچ، تری، ماتا و ویلیان نیز در کنارشان هستند، حتی این بازیکنان هم پتانسیل این را دارند که خیلی بهتر از این ها شوند. شاید تنها جوانی از چلسی که همین حالا هم بازیکن تاپیست، ادن هازارد می باشد که می بینید چگونه برای چلسی امتیاز گرفته. حال جدا از پروژه پرورش جوانان و استعداد های فوق العاده باشگاه، مسئله دیگری وجود دارد، آیا بازیکنان با تجربه چلسی هنوز هستند؟ آیا دیگر بالاک یا اسین آماده ای در چلسی وجود دارد؟ فرانک لمپارد همان فرانک لمپارد پر جنب و جوش و خلاق 4-5 سال پیش است؟ هنوز هم کاروالیویی وجود دارد؟ اشلی کول 32 ساله همان اشلی کولیست که در خط حمله بهتر از یک وینگر بود و در خط دفاع بهتر از یک مدافع وسط؟ چلسی سال ها چوب عدم اضافه کردن کم کم ستارگان جوان به تیم اصلی خود را خورد، همه مربیان همان تیم مورینیو را داشتند که به همه جا رسید، تنها چند تغییر کوچک به تیم می دادند و باز هم نتیجه می گرفتند. در تیم آنجلوتی که در فصل اول قهرمان لیگ برتر و جام حذفی شد، دروگبا، مالودا، تری، لمپارد، فریرا، جو کول و چک درخشش خیره کننده ای داشتند، همه این بازیکنان میراث مورینیو بودند. این مربیان آیا خرید جوانی داشتند که از او استفاده کنند؟ فقط می توان به داوید لوئیز اشاره کرد که الان به یکی از مهره های کلیدی تبدیل شده و سودش را همه می بینیم. بعد از پا به سن گذاشتن و خروج این بازیکنان، چلسی هرگز حتی نتوانست برای 2 ماه صدر جدول لیگ برتر باشد. حتی یک بار تیم ششم لیگ شد. دیمتئو بعد از قهرمانی لیگ قهرمانان، چند جوان به ترکیب اضافه کرد، ولی تفکراتش در جهت پیشرفت جوانانش و در عین حال نتیجه گیری نبود و در نهایت هم به دلیل کسب نتایج ضعیف اخراج شد، در حالی که جوانان تیم هم خوب بازی نمی کردند. حالا مورینیو آمده که از نظر ذهنی و فنی این جوانان و استعداد را به قدری آماده کند که دوباره یک غول از چلسی ساخته شود. مورینیو خودش تاکید کرد که هدف اصلی پیشرفت تیم است و این پیشرفت باید همراه با نتیجه گیری باشد. ولی چرا علیرغم بازی های درخشان و سراسر تهاجمی، کم گل می زنیم و بیش از حد استاندراد گل می خوریم تا فوق العاده نتیجه نگیریم؟ جواب این پاسخ فقط و فقط عدم گل کردن موقعیت هاست. در این فصل چلسی در لیگ برتر بیشترین تعداد موقعیت را ایجاد کرده، ولی کمتر از تیم هایی همچون منچستر سیتی لیورپول و آرسنال گلزنی کرده است. چلسی از نظر بازیکنان خط دفاعی هیچ چیزی کم ندارد، کیهیل، ایوانویچ، جان تری و لوئیز بهترین ها هستند، ولی باز هم به دلیل این که همواره چلسی با اختلاف یک گل از حریفش پیش است، احتمال اشتباه کردنشان زیاد است. مورینیو دلیل بروز این اشتباهات را خیلی ساده توضیح داد: "وقتی عالی بازی می کنیم و موقعیت های فراوانی داریم ولی گل نمی زنیم تا بازی را نکشته باشیم و حریف همچنان نفس بکشد، وقتی اینقدر خمله می کنیم و گل نمی زنیم، تیم با هر حمله حریف می لرزد، با هر لرزش و ترسیدن، احتمال اشتباه کردن بالا می رود و در نهایت اشتباه هم باعث گل خوردن می شود." همانطور که مورینیو پس از بازی ساندرلند گفت، بردن بازی وقتی که 1-0 جلو هستیم ساده ترین کار دنیاست و می توانست خیلی راحت بازی را ببرد، ولی عوض کردن شیوه بازی به خاطر گرفتن نتیجه یک قدم رو به عقب است و چنین کاری را نخواهد کرد، چون همه چیز سر جایش است و فقط باید توپ آخر را گل کنیم. این که مورینیو چگونه می خواهد این مشکل گلنزنی مهاجمینی را که در این فصل لیگ برتر جمعا 5 گل زده اند را حل کند، واقعا سخت است. به چند دلیل، اول این که راهکار خرید بازیکنی جدید است، که چنین چیزی بستگی به بازار نقل و انتقالات دارد، چه مهاجمی در بازار وجود دارد که قابل خرید باشد؟ فالکائو 100 میلیون یورو ارزش گذاری شده، ادینسون کاوانی تنها چند ماه از انتقالش به پاریس می گذرد، جکسون مارتینز قیمت بالایی دارد و البته نمی تواند در لیگ قهرمانان بازی کند، لواندوسکی به نظر می رسد دلش با مونیخ است، وین رونی در حال تمدید با یونایتد است، سوارز همینطور، کریم بنزما به شدت افت کرده، آگوئرو 2 ماه مصدوم شده و به تازگی به منچستر سیتی تمدید کرده، شما مهاجم دیگری سراغ دارید که از بازیکنان کنونی چلسی بهتر باشد و در بازار نقل و انتقالات وجود داشته باشد؟ در ضمن خرید گران قیمت آن هم مهاجم در ژانویه قمار است، چون بازیکن پیش فصل را با تیم نبوده و با طول می کشد که با بازیکنان و مربی جدید خود وفق پیدا کند. با این حال تابستان پیش رو باید منتظر مهاجمی با کلاس جهانی باشیم و لوکاکو نیز به احتمال فراوان به تیم بر می گردد. زیرا مورینیو خود در مصاحبه اول هفته اش گفت که چلسی مهاجم تمام کننده ندارد و این که چه کسی بدش می آید که چنین مهاجمی داشته باشد؟ پس اصلا بعید نیست که تابستان یکی از بهترین تمام کننده های دنیا راهی استمفوردبریج شود. در این فصل چلسی مقابل اورتون، نیوکاسل، استوک سیتی و ساندرلند شکست هایی را تجربه کرد که دلیلشان فقط و فقط گل نکردن موقعیت های فراوان بود و فقط جلوی بازل سوئیس به خاطر عملکرد ضعیف شکست خورد. حالا هم اگر بر روی نتایج تمرکز کنیم، چلسی اینجور که به نظر می رسد بد نتیجه نگرفته، بلکه نسبت به 3-4 سال اخیر کاملا موفق تر بوده است. در فصل آخر آنجلوتی در این برهه حدود 15 امتیاز با صدر فاصله داشتیم، زمان ویلاس بواس حتی شانسمان در این مقطع برای رسیدن به رتبه دوم هم خیلی خیلی کم بود، زمان بنیتز هم برای کسب سهمیه تلاش می کردیم. فصل گذشته از جام اتحادیه، جام حذفی و لیگ قهرمانان حذف شدیم. حالا از جام اتحادیه حذف شدیم، در لیگ قهرمانان صعود کردیم، در جام حذفی هم هنوز کارمان را شروع نکرده ایم، در لیگ برتر هم تنها 2 امتیاز با صدر جدول فاصله داریم. آیا نتایج بد بوده اند؟ هرگز، فوتبال را نمی توان پیش بینی کرد، شاید قهرمان لیگ برتر شدیم، شاید اتفاق دیگری افتاد، شاید به فینال لیگ قهرمانان رسیدیم، شاید جلوی همین گالاتاسارای حذف شدیم، ولی در حال حاضر انتقاد از مورینیو تحت هیچ شرایطی درست نیست چون تیم نتایجش زمین تا آسمان با سال های اخیر فرق دارد و برای اولین بار در سه سال اخیر مدعی قهرمانی لیگ برتر هستیم. چلسی نه اینقدر که به نظر می رسد بد نتیجه گرفته و نه اینقدر که به نظر می رسد بازیکن تاپ دارد، چلسی خوب نتیجه گرفته و استعداد های فوق العاده ای دارد که وقتی به اوج برسند بهترین ها در جهان خواهند شد، وظیفه مورینیو این است، ولی در کنارش نتیجه هم می گیریم و نتیجه گیری به قول مورینیو در "دی ان ای" چلسی وجود دارد و جدا نشدنیست. همچنین با نتیجه گیری روند پیشرفت تیم تسریع پیدا می کند. پس در این فصل و حتی شاید فصل بعد، باید صبور بود، با یک باخت و با یک برد هیچ چیزی عوض نمی شود، اگر این فصل چلسی قهرمان لیگ برتر شود که بعید هم نیست، مورینیو کاری را کرده که از دست هیچکس بر نمی آید. چلسی به زودی با مورینیو رکورد های زیادی را جا به جا خواهد کرد، تا آن روز فقط باید صبر کرد و نا امید نشد، به آقای خاص اعتماد داشته باشید.