در مصاحبه چندی پیش کی روش با فرانس فوتبال او جملات جالبی را بیان می کند . " تکنسین های ارزشمند در همه جا هستند. در فوتبال با افرادی سروکار داریم که برنده اند یا بازنده و یا کسانی­ که کمتر از دیگران می­ بازند. اما تفاوت آن­ها با آثاری که از خود به جا می­ گذارند، مشخص می­ شود، با چیزی که هر مربی بعد ازخود به جا می ­گذارد. برخی از مربیان، کلکسیونی از افتخارات را دارند اما اثر قابل ملاحظه ­ای در فوتبال بر جا نمی­ گذارند، آن­ها کسانی نیستند که بازی را عوض کنند." جدا از بحث آثار این نوع مربیان در فوتبال باید آثار مربیان در خارج از این چارچوب و اطراف مستطیل سبز را نیز در نظر گرفت. اگر پولی به چنین مربیانی داده می شود باید از تک تک کارهایشان درس گرفت. باید از آنها درس گرفت قبل از اینکه دیر شود! چند نمونه از حواشی اطراف تیم ملی و کی روش را مرور می کنیم و درس هایی که از آنها گرفته نشد را خواهیم دید. اتفاقاتی که در نگاه اول شاید دم دستی ترین کارهای ممکن باشند و حتی بعضی ها نیز از این کارها به بد اخلاقی و نگاه بالا به پایین کی روش به فوتبال ایران یاد می کنند! 1) سال ها فوتبال ایران شاهد بازیکن سالاری در سطح باشگاهی بود و این مسئله به تیم ملی هم کشیده شده بود. بازیکن هایی که خودشان را از تیم و گاهی از تیم ملی هم بالاتر می دیدند. دخالت در امور فنی و مدیریتی را حق خودشان می دانستند. به طور مثال قهر وحید هاشمیان با تیم ملی! و این جمله پس از بازگشتش با پادرمیانی دادکان : "«فقط و فقط به خاطر مردم برگشتم نه هیچ‌کس دیگری.»" کی روش اما مقابل این خودبزرگ بین های زمان ایستاد و دوباره به پیراهن تیم ملی شخصیت بخشید. او پای همه اثرات منفی این کارش ایستاد اما در نهایت توانست بزرگی تیم ملی را به بازیکن ها بفهماند. اینکه هیچکس حتی بهترین دروازه بان آسیا در آن زمان در تیم او بزرگ تر و مهم تر از روحیه تیمی نیست. اما آیا ما درس گرفتیم؟ با قاطعیت می توان جواب منفی داد. همین دروازه بان با مربی وقت خودش مشکل پیدا می کند. در فصل گذشته نیز طبق گفته مظلومی همین فرد استقلال را به حاشیه برد و تا جایی که می دانیم در بستن تیم دخالت داشت و همچنان هم چنان شایعاتی در اطرافش وجود داد. محرم نویدکیا در سپاهان در همه ابعاد تیمی دخالت آشکاری دارد اما شهامت کنار گذاشته شدنش نه در مربی وجود دارد و نه در مدیری. مهدی طارمی و رامین رضاییان با پا گذاشتن روی پیراهن پرسپولیس و شکلی بد و زننده این تیم را پس زدند اما به صلاحدید کادر فنی و مدیران یکی با افتخار و تونل زدن به تیم برگشته و دیگری در شرف بازگشت است. این مسئله همچنان معضل فوتبال ایران شده است و گویا به سایر رشته ها نیز سرایت کرده است که می توان از آن ها به حاضر نشدن سه والیبالیست در مراسم افتتاحیه المپیک اشاره کرد و غرور خاص عکسی که به یادگار در صفحات مجازی شان منتشر کردند. 2) یکی از پرتنش ترین مسائل کی روش با فدراسیون فوتبال ایران در این سالها مسئله کیفیت پیراهن تیم ملی بوده است. این موضوع به قدری از سوی کی روش پیگیری شد و می شود که حتی از تحمل برخی دوست داران او نیز خارج می شود. اما کی روش هیچوقت عقب ننشست و تا امروز هم برای کیفیت لباس های تیم جنگیده است. شاید هیچوقت فکرش را هم نمی کردیم که روزی تیم های بزرگ لیگ هم با همین معضل دست و پنجه نرم کنند، اما حالا با پیراهن های سایز کوچک استقلالی ها و دوخت های عجیب و غریب این لباس ها به خودمان آمده ایم و حالا به حرف کی روش رسیده ایم. 3) چمن و سخت افزار مناسب، این مسئله هم همواره محل بحث کی روش در ایران بوده است. او تا پای از بین رفتن محبوبیتش نزد هواداران پرسپولیس هم رفت اما یک قدم هم از ساختمانی که قرار بود متعلق به تیم ملی باشد عقب نشینی نکرد و برای ایجاد محل مناسب برای اردوی تیم ملی با نهایت توانش جنگید. برای چمن کمپ تیم ملی هم نیازی به اشاره ندارد که او چقدر حرف زد، انتقاد شنید اما از پای نایستاد تا بالاخره تعویض چمن کمپ با فشارهای او آغاز شد. اما در همین حال علیرضا منصوریان هنوز برای استقلال زمین چمن مناسبی برای استقلال پیدا نکرده و مجبور است زمین شماره دو آزادی را با پرسپولیس تقسیم و نیم دیگر هفته را در چمن نامناسب کمپ زنده یاد حجازی به سر ببرد. پس مربیان قبلی استقلال به جای انتقاد از کی روش چرا از او الگو نگرفتند تا ذره ای به پیشرفت سخت افزاری تیم محبوبشان کمک کنند؟ پرسپولیس مجبور شد در ورزشگاهی با شرایط نامناسب تمرینات خود را انجام دهد تا جایی که ترجیح دادند دوباره به زمین شماره دو آزادی نقل مکان کنند. پس مربیان و مدیران قبل پرسپولیس چرا به فکر زیرساخت ها نبودند؟ لابد به فکر جام هایی که هیچ وقت به دست نیامد، بوده اند! 4) پیرمرد پرتغالی هیچوقت اجازه نداد کسی در کارش دخالتی انجام دهد و حتی با قاطعیت در مقابل وزیر ورزش که آشکارا در کار فدراسیون فوتبال دخالت می کرد ایستاد. ( در سکوت یک مدیر خندان بله قربان گو) . کی روش در نهایت این جدال را با جملات تلخی تمام کرد " همه می‌دانند چه اتفاقی رخ می‌دهد و دیگر نمی‌خواهد من صحبت کنم و منطقی نیست که بیشتر حرف بزنم. دیگر بازی تمام شده است و آنها بردند." آن روزها مخالفین و منتقدین کی روش چشمشان به قدرت وزیر بود و پشت او سنگر گرفته بودند. برخی فوتبالی ها نیز از ایستادن وزیر ایرانی مقابل یک اجنبی به وجد آمده بودند. برخی ها از انتقام از سرمربی تیم ملی بابت دعوت نشدن فلان بازیکن حرف میزدند و خوشحال بودند اما حالا ورق برگشته است. همان آدم ها حالا درگیر دست درازی وزیر ورزش شده اند. حالا شاید آن ها آرزو می کنند که ای کاش همانجا کی روش که اولین سد مقابل دست درازی وزارت خانه بود، محکم تر می ایستاد اما دیگر دیر شده است و حالا آن ها باید طعم تصمیمات وزیر در مورد هیات مدیره و مدیرعامل و سرپرست تیمشان را بچشند.