استقلال گرچه بازی های هجومی به نمایش می گذارد اما در خط دفاع و به خصوص در قلب آن مشکلات زیادی دارد. تعداد گل های زده شده استقلال با تیم رقیب و صدرنشین برابر است اما آنها صدرنشین هستند و آبی ها قعر نشین. نکته جالب در مورد نحوه به ثمر رسیدن اینکه سه گل است که تیم صدرنشین دو گل خود را یکی با اوت دستی و دیگری با سوتی دروازه بان گسترش فولاد دارد اما استقلال هر سه گل را در جریان بازی و بدون اما و اگر و برنامه ریزی شده به ثمر رسانده اما اوضاع در خط دفاعی کاملا متفاوت است. تن آبی ها از تمام توپ های مرده هم در این سه بازی لرزیده است که مبادا گل شوند. کند و بی خیال و کم توان، این خصوصیت مدافعین استقلال بوده است. مهاجمی با چند کیلو اضافه وزن و یک توپ مرده و بین سه مدافع و گلی که منصوریان را به زیر فشار انتقادات هدایت کرد. حالا همه از رفتن بی دلیل حنیف و صادقی می گویند اما آن یکی را، آن سر به زیر فوتبال بلد را فراموش کرده اند که یادی کنند. پژمان منتظری که بعد از رفتنش استقلال روی خوش به خود ندید. نزدیک بود که برگردد اما از شانس بد منصوریان نشد که نشد. شاید الان استقلال به هیچکس، اندازه پژمان محتاج نیست. یک مدافع باهوش، برای جمع کردن منصوریان و تیمش، همه آن چیزی که استقلال نیاز دارد. اما جاذبه دلارهای قطر بیش از اینهاست، خیلی بیشتر از نیاز استقلال. فردا که می آیی به سراغم، نفسی نیست!