اختصاصی طرفداری- پرونده بلندترین داستان نقل و انتقالاتی تابستان 2016، ساعاتی پیش بالاخره بسته شد و پل پوگبا رسماً در پیراهن منچستریونایتد -  با تشریفاتی پر زرق و برق که شایسته گران ترین نقل و انتقال تاریخ فوتبال باشد – به هواداران شیاطین سرخ معرفی شد. با این حال، سوالی که در در ابتدا ذهن هر مخاطب فوتبال را به خود جلب می کند این است که یک هافبک 23 ساله که نه قرار است توپی را از روی خط دروازه بیرون بکشد و نه قرار است همچون گران ترین بازیکنان فوتبال در سال های گذشته – کریستیانو رونالدو و گرت بیل – هر فصل 20 تا 50 گل را برای تیمش به ثمر برساند، چگونه می تواند شایسته 89 میلیون پوند (و به عبارت دیگر، حدود 100 میلیون پوند) باشد؟ برای پیدا کردن پاسخ این سوال، لزوما نباید به زمین های فوتبال مراجعه کنیم، اما در این مورد خاص و به دلیلی خنده دار، ابتدا باید به زمین فوتبال Rose Bowl در پسدینای کالیفرنیا و مصاحبه اد وودوارد – مدیر اجرایی منچستریونایتد – در سال 2014 برگردیم. وودوارد که در آن زمان به همراه اعضای تیم در تور پیش فصل آمریکا به سر می برد، خود انتخاب کرد تا آن مصاحبه را روی یک صندلی در چمن آن استادیوم انجام دهد، مصاحبه ای که هواداران منچستریونایتد از آن به عنوان عنوان نطقی تاریخی یاد می کنند و اکنون از محبوبیت زیادی در شبکه های اجتماعی برخوردار است. در حالی که شیاطین سرخ پس از سال ها موفقیت، فصل را با دیوید مویس در رتبه هفتم به پایان رسانده بودند و به تازگی لوئیس فن خال را به عنوان سرمربی جدید خود می دیدند، وودوارد در آن مصاحبه از افق های روشن جدید – و غریبی - که برای تیمش می دید، صحبت کرد. او در پاسخ به این سوال که "چه جاه طلبی هایی را برای یونایتد دارید؟"، گفت:

اینکه برنده شویم. این کاریست که ما انجام می دهیم. ما به عنوان یک باشگاه، کارهای خارق العاده ای را (در بیرون از زمین) انجام می دهیم که هر از گاهی آن ها را در مطبوعات می خوانید، کارهایی که آوازه آن در 4 گوشه جهان طنین اندازه شده است. اما من می خواهم که ما پیروز شویم. من می خواهم که دیگر نگوییم بهترین بازیکنان جهان به اسپانیا می روند. من می خواهم که ما به عنوان بزرگترین باشگاه جهان، قد راست کنیم. ما یقیناً هرآنچه که ممکن باشد را برای رسیدن به این جایگاه انجام خواهیم داد. من می خواهم اطمینان حاصل کنم که این باشگاه را در وضعیت بهتری از آنچه که تحویل گرفتم، به نفر بعدی واگذار خواهم کرد. وقتی به وضعیتی نگاه می کنیم که باشگاه را در آن تحویل گرفتم، می بینیم که وضعیت فوق العاده ای را داشتیم، بنابراین کارهای بسیار گسترده ای باید برای پیشرفت بیشتر صورت بگیرد. ما می خواهیم به یک سال گذشته (به همراه دیوید مویس) به عنوان یک نقطه کوچک در یک صفحه بزرگ نگاه کنیم. می خواهیم از آن عبور کنیم. تمام کسانی که در باشگاه با من کار می کنند هم همین نگرش را دارند، بنابراین ما برای آینده به سختی کار خواهیم کرد. از نظر من، منچستریونایتد تنها بزرگترین باشگاه فوتبال جهان نیست، بلکه بزرگترین باشگاه ورزشی جهان است، از این رو من شغلم را یک شغل فوق العاده بزرگ می پندارم و عاشق آن هستم. این افتخار بسیار بزرگیست که در این پست فعالیت می کنم. ما قدرت اقتصادی فوق العاده ای داریم و این به ما اجازه می دهد تا در بازار نقل و انتقالات کارهایی  را انجام دهیم که تیم های دیگر تنها رویای آن را دارند.

و بدین ترتیب، وودوارد پروژه ای را در منچستریونایتد شروع کرد که بازیابی پرستیژ از دست رفته باشگاه در دوران سرمربیگری دیوید مویس را هدف گرفته بود. او می خواست با به رخ کشیدن پشتوانه های اقتصادی یونایتد و جذب بهترین اسپانسرها، استعدادها، ستارگان و سرمربی دنیا، یک سال فاجعه آمیز را پشت سر بگذارد. جذب لوک شاو 18 ساله به عنوان یکی از بهترین استعدادهای انگلستان با 27 میلیون پوند، جذب آنخل دی ماریا – ستاره آماده وقت رئال مادرید - با 56 میلیون پوند و جذب قرضی رادامل فالکائو – گلزن مهارنشدنی پیشین اتلتیکو مادرید و ستاره موناکو، همگی نشانه هایی از جاه طلبی های وودوارد برای بستن یک تیم در کلاس جهانی بود. با این حال، لوئیس فن خال با فلسفه های عجیب و پروسه های زمان بری که گویی هرگز پایانی نداشتند، باعث شد تا سرعت پروژه وودوارد تا حد زیادی گرفته شود و پیشرفت مورد انتظار یونایتد تا جایی متوقف شود که بسیاری آن ها را با همان تیم بر آشفته دیوید مویس مقایسه کنند. زمان به همگان ثابت کرد که فن خال هرگز نخواهد توانست منچستریونایتد را به جایی که می خواهد، برساند و از میانه های دومین فصل حضور او در اولدترافورد، درصد زیادی از هواداران شیاطین سرخ خواستار جدایی این پیر مرد هلندی از باشگاهشان بودند. وودوارد اما آن چنان در زمینه اخراج فن خال حرفه ای کار کرد که بسیاری بر این عقیده بودند که او قصد ادامه همکاری با LVG را دارد و یک سال دیگر نیز به او وقت خواهد داد تا پروسه اش را به اتمام برساند. وی به قدری نقشش را در این زمینه خوب بازی کرده بود که فن خال پس از قهرمانی در جام حذفی انگلستان، با رویی خندان و لبخندی سرشار از کنایه به خبرنگارانی که آن ها را دشمنان خونینش می پنداشت، از برنامه هایش برای ماندن در باشگاه و لیست بازیکنان مد نظرش صحبت می کرد. با این وجود، تنها یک روز بعد، اسکای اسپورتس از قطعی شدن انتصاب ژوزه مورینیو به عنوان سرمربی جدید منچستریونایتد خبر داد و دو روز بعد، لوئیس فن خال رسماً با توافقی دو طرفه از یونایتد اخراج شد. با اینکه اکنون به نظر می رسد که اد وودوارد و ژوزه مورینیو از ماه ها قبل با یکدیگر به توافق رسیده بودند و نقشه هایی را برای آینده یونایتد کشیده بودند، اما امروز دقیقاً دو ماه و نیم از تاریخ شروع رسمی همکاریشان می گذرد و در حالی که هنوز 23 روز تا پایان مهلت نقل و انتقالات تابستانی باقی مانده، کار منچستریونایتد در این بازار جنون آور تمام شده است. با هزینه ای حدوداً 160 میلیون پوندی، باند "اد وودوارد-مینو رایولا-ژوزه مورینیو-ژرژ مندس" موفق به جذب 3 ستاره بزرگ و یک مدافع جوان با پتانسیل بالا شده اند. اما سوال اینجاست، "چرا پوگبا؟ چرا هزینه سرسام آور 89 میلیون پوندی برای یک هافبک جوان، وقتی برای مثال زلاتان ابراهیموویچ را به طور رایگان (البته که با حقوق بالا) جذب کرده اید و می توانید مثلاً بلیز متوئیدی را تنها با 25 میلیون یورو جذب کنید؟" پاسخ این سوال را در 2 بعد فنی و روانی – که این خود به دو شاخه دیگر تقسیم می شود - می توان مورد بررسی قرار داد. ابتدا به بُعد فنی ماجرا می پردازیم. منچستریونایتد – حتی با سر الکس فرگوسن افسانه ای – نیز نمی توانست زندگی بدون پل اسکولز را تاب بیاورد. در واقع، نکته جالب در اینجاست که پل اسکولز از جهاتی دلیل اصلی جدایی پل پوگبا از منچستریونایتد در سال 2012 بود. "شاهزاده زنجبیلی" (لقبی که به چند تن از مو قرمزهای انگلستان از جمله پل اسکولز، پرینس هری و کریس اونز داده شده است) در پایان فصل 2012-2011 و در حالی که در 37 سالگی همچنان به وضوح می توانست به فوتبال ادامه دهد، از میادین ورزشی خداحافظی کرد. برای قریب به دو دهه، پل اسکولز – بازیکن آکادمی باشگاه – توانسته بود تا تمام نیازهای یونایتد در میانه میدان، اعم از خلاقیت، دوندگی، شوت های محکم و پاس های قطری زیبا و عمقیِ کارساز را تامین کند و وفاداری مثال زدنی او به باشگاهش، شیاطین سرخ را از داشتن یک آلترناتیو برای او مبرا ساخته بود. در پل پوگبا اما، منچستریونایتد ستاره کم سن و سالی را داشت که از آینده او مطمئن بود. با این حال، وسواس جنون آمیز و عطش بی مثال الکس فرگوسن برای کسب قهرمانی های متمادی باعث شد تا او در طول فصل طولانی 2012-2011، لقمه نزدیک به دهان خود – پوگبا – را تنها 4 بار به میدان بفرستد و پل اسکولز را 21 بار. همین موجب شد تا پوگبای 18 ساله صبرش را برای انتظار بیشتر جهت رسیدن به ترکیب اصلی تیمش از دست دهد و با همکاری مدیر برنامه اش – مینو رایولا، طرح مخفیانه انتقال به یوونتوس را پی ریزی کند. او پیشنهاد تمدید قرارداد یونایتد را در پایان فصل رد کرد و با قراردادی آزاد که تنها 800 هزار پوند را به عنوان حق رشد به یونایتد می رساند، راهی تورین شد. در این مقطع، یونایتد هم ستاره میانه میدانش را از دست داد و هم پشتوانه ای را که از 3 سال پیش برای او در نظر گرفته بود. در ابتدای فصل جذاب 2013-2012، نبود اسکولز - و متعاقباً نبود پوگبا، یک شِبه بحران را در خط میانی یونایتد ایجاد کرد. خط دفاعی 4 نفره یونایتد که از ریو فردیناند، نمانیا ویدیچ، پاتریس اورا و رافائل دا سیلوا تشکیل شده بود، وظایف دفاعیشان را – هرچند نه به طور بی نقص – انجام می دادند و وین رونی، رابین فن پرسی و خاویر هرناندز نیز گل های فراوانی را - عموماً در دقایق آخر – به ثمر می رساندند، اما میانه میدان از وضعیت مشابهی برخوردار نبود. مصدومیت های سریالی هافبک های منچستریونایتد به قدری زیاد شد که فرگوسن یک بحران جدی را احساس کرد و در تصمیمی بسیار عجیب، پل اسکولزِ بازنشسته را یک بار دیگر به میادین فوتبال باز گرداند. اسکولز پس از چند هفته تمرین، بار دیگر در 38 سالگی به هافبک ثابت منچستریونایتد تبدیل شد و تنها در یک نیم فصل، 21 بار برای تیمش به میدان رفت. منچستریونایتد و سر الکس فرگوسن، با اقتدار فصل را با قهرمانی به پایان رساندند و این آخرین باری بود که یونایتد طعم داشتن یک خط هافبک پویا و مهره ای تاثیرگذار همچون پل اسکولز را چشید. از آن زمان تا کنون، منچستریونایتد 3 فصل را پشت سر گذاشته است؛ 3 فصل با 2 سرمربی متفاوت؛ برای تیمی که در 68 سالِ پیش از آن تنها داشتن 6 سرمربی را تجربه کرده بود. اگر به دلیل ناکامی های یونایتد در طول این 3 فصل نگاه کنیم، مشکلی که بیش از همه چشم گیر به نظر می آید، عدم وجود هافبک یا هافبک هاییست که بتوانند برای مهاجمان مقابل و وینگرهای کناری خود موقعیت سازی کنند و در عین حال از موقعیت سازی بازیکنان حریف جلوگیری کنند. دیوید مویس و لوئیس فن خال به راه های متفاوتی متوسل شدند تا این مشکل را برطرف کنند، اما تمام این راه ها با شکست متفاوت شد. مویس که در منچستریونایتد هرگز نتوانست تصمیم های درستی را بگیرد، در آخرین لحظات نقل و انتقالات تابستانی سال 2013، در تصمیمی که در ادبیات فوتبالی انگلستان به “Panic buy” (خرید یک بازیکن در آخرین روزهای نقل و انتقالات به دلیل وحشت و نگرانی از وضعیت موجود) مشهور است، مروانه فلینی را از تیم سابقش – اورتون – به یونایتد آورد، اما او در زمان حضور مویس در اولدترافورد به کابوس هواداران تبدیل شد و حتی چندین بار از سوی هواداران یونایتد "هو" شد، امری که پیش از آن هرگز در اولدترافورد دیده نشده بود. فلینی نه در فاز تدافعی و نه در فاز تهاجمی نتوانسته برای یونایتد کارساز شود و همچنان هواداران یونایتد ترجیح می دهند که او را در جایی خارج از تیمشان ببینند. بازیکنان جدید دیگری همچون مورگان اشنایدرلین و آندر هررا نیز به دلیل عدم رسیدن لوئیس فن خال به یک ترکیب ثابت، نتوانسته اند عملکردهای سابق خود را در یونایتد تکرار کنند و این در یک سال گذشته بیش از هر زمانی تیم سرخ پوش منچستر را به دردسر انداخته است. یونایتد کنونی به طرز واضحی نمی تواند توپ را از خط میانی به خط حمله منتقل کرده و برای مهاجم نوکش – حتی اگر او زلاتان ابراهیموویچ باشد – موقعیت سازی کند. پاس های عرضی بی ثمر و عوض کردن منطقه بازی از سر ناچاری، تنها چیزیست که در بازی هافبک های یونایتد دیده می شود. از سویی، تاثیر اصول و قواعد بازی لوئیس فن خال همچنان در نحوه تصمیم گیری بازیکنان یونایتد دیده می شود. آخرین باری که یکی از هافبک های یونایتد با شوت خارج از محوطه جریمه موفق به گلزنی شده است را شاید کسی به یاد نداشته باشد و این عمق فاجعه را در خط میانی این تیم نشان می دهد. در چنین وضعیتی، چند هافبک را در جهان می یابید که طراوت جوانی، قدرت دوندگی بالا، شوت های سهمگین، پوشش زمین از محوطه جریمه خودی تا محوطه جریمه حریف، تکنیک و خلاقیت مثال زدنی، کیفیت ثابت شده در بالاترین سطح فوتبال و تجربه حضور در فوتبال انگلستان – و حتی خود منچستریونایتد – را داشته باشند؟ بی شک، پل پوگبا اولین و شاید تک گزینه ای است که تمام باکس های نیازمندی یونایتد در خط هافبک را تیک می زند. اگر قطعه ای برای کامل کردن این پازل ناتمام وجود داشته باشد، بی شک باید آن را در پل پوگبای 23 ساله جست. در تیمی که 3 سال است از داشتن یک هافبک کامل رنج برده و بسیاری از ناکامی هایش را به همین خاطر تجربه کرده و میلیون ها پوندِ صرف شده برای هافبک هایش نتیجه ای را به عمل نیاورده، آیا همچنان لازم است که برای جذب پل پوگبا – احتمالاً تنها گزینه موجود برای نجات بحران خط هافبک یونایتد – به قیمت انتقال او فکر کنیم؟ جواب، بدون لحظه ای درنگ، "خیر" است. واقعیت این است که منچستریونایتد با پشتوانه های قوی اقتصادی خود، نیازی به ملاحظات اقتصادی جهت جذب یک بازیکن ندارد. آن ها در 3 سال گذشته از موفقیت های سابق که برایشان به یک عادت تبدیل شده بود، دور شده اند و هزینه 100 میلیون پوندی برای برداشتن گامی بزرگ جهت بازیابی آن موفقیت ها، بی ارزش ترین چیزیست که به آن فکر می کنند. از این گذشته، هزینه انجام شده برای پوگبا قرار نیست بی ثمر بماند. 2 روز قبل، روزنامه تایمز از استراتژی این باشگاه برای بازگرداندن سرمایه هزینه شده برای پوگبا پرده برداشت. طبق این مقاله، یونایتد برنامه های زیادی را برای استفاده هرچه بیشتر از پتانسیل تبلیغاتی زلاتان ابراهیموویچ و پل پوگبا دارد و چنانچه این برنامه ها طبق انتظار پیش رود، 40 میلیون پوند از مجموع 100 میلیون پوند هزینه شده تنها در سال اول حضور پوگبا در اولدترافورد به خزانه باشگاه باز خواهد گشت. با توجه به درآمدهای تجاری عجیب و غریب شیاطین سرخ از زمان روی کار آمدن اد وودوارد، برگشت پول هزینه شده برای پوگبا به یونایتد دور از انتظار نخواهد بود. علاوه بر این، حتی با فرض ناکامی پوگبا در یونایتد، بازار کنونی نقل و انتقالات اروپا آن چنان بی منطق است که بازیکنی همچون هامس رودریگزِ 25 ساله پس از سپری کردن 2 فصل نه چندان موفق در رئال مادرید از برچسب 85 میلیون یورویی – 5 میلیون بیشتر از رقم انتقالش به مادرید – برخوردار است. بنابراین، فروش پل پوگبای 23 ساله با رقمی بالاتر از 89 میلیون پوند بی شک کار سختی نخواهد بود. ژوزه مورینیو درباره قیمت بالای پوگبا و توجیه پذیر بودن یا نبودن قیمت پل پوگبا حرف جالبی را زده است. او هفته قبل در این باره گفته بود:

من نمی دانم که پولی که برای او پرداخت خواهیم کرد، پول زیادی است یا خیر، زیرا بازیکنی که در این تابستان بازیکنی گران محسوب می شود، در تابستان بعد بازیکنی ارزان محسوب می شود. شما یک بازیکن را با قیمتی بالا جذب می کنید و فکر می کنید پول زیادی را برای او پرداخته اید. یک سال بعد، آن قیمت دیگر گران محسوب نمی شود. 

انتقال پل پوگبا به منچستریونایتد، از بُعد روانی نیز – چه بسا به اندازه بعد فنی – قابل اعتناست. منچستریونایتد – قهرمان 20 دوره فوتبال انگلستان و قدرت بلامنازع لیگ برتر در فرمت کنونی (Premier league) - با دیوید مویس و لوئیس فن خال به تیمی تبدیل شد که نه تنها دیگر برای قهرمانی نمی جنگید، بلکه کسب سهمیه را نیز دور از دسترس می دید. این امر موجب شد تا پرستیژ سابق شیاطین سرخ لکه دار شود و بسیاری بر این باور بودند که آن ها راه تیم های نزول کرده ایتالیایی و انگلیسی که در اینجا به رسم ادب از آوردن اسم ها آن ها خودداری می شود را طی کنند. با این وجود، استراتژی های اقتصادی درست و پشتوانه قوی مالی، امکان نزول منچستریونایتد تا چنان سطوحی را عملا غیر ممکن می کند. حتی اگر بخواهید، با تیمی متشکل از وین رونی، داوید ده خیا، مایکل کریک، مارکوس رشفورد و آنتونی مارسیال نمی توانید در جدول لیگ برتر در رتبه ای کمتر از پنجم قرار بگیرید! جذب ژوزه مورینیو (یکی از بهترین سرمربیان قرن حاضر)، زلاتان ابراهیموویچ (یکی از بهترین مهاجمان قرن حاضر)، پل پوگبا (بهترین بازیکن زیر 23 سال جهان و از بهترین هافبک های جهان) وهنریک مخیتاریان (از برترین بازیکنان بوندسلیگا در فصل گذشته با آمار گل و پاس گل خیره کننده) و شکستن رکورد گران ترین نقل و انتقال تاریخ فوتبال، کاریست که در زبان انگلیسی به ‘Statement of Intent’ مشهور است و می توان آن را به "اعلان عمومی یک تصمیم مهم" تعبیر کرد. اد وودوارد – هرچند دیر – بالاخره دریافته است که برای بازگرداندن "عنصر ترس" به اولدترافورد، باید ابتدا افرادی را به "تئاتر رویاها" بیاورد که عناصر ترسناکی در جهان فوتبال به شمار می روند. این امر به هر دلیلی – که باز هم می توان آن را در شیوه غلط سرمربیگری لوئیس فن خال جست – با رادامل فالکائو و آنخل دی ماریا جواب نداد، اما این بار یونایتد ژوزه مورینیو را به عنوان سکان دار کشتی اش می بیند، کسی که بر خلاف فن خال به فوتبالِ مستقیم، سرعتی، بر پایه ضد حمله و بر ضد مالکیت افراطی اعتقاد دارد و ستارگانی را جذب کرده که همگی به زبان انگلیسی تسلط دارند و در فصل گذشته، رباط صلیبی پاره نکرده اند! منچستریونایتد دیگر آن تیمی نیست که حریفان با آسودگی خاطر از تاکتیک های خنده آور سرمربی اش به مصاف آن بروند و با جمعی از بازیکنان افت کرده، چند بازیکن کم سن و سال و بی تجربه و یک داوید ده خیای آماده روبرو شوند. همچنین از سوی دیگر، اضافه شدن یک بازیکن همیشه پیروز همچون زلاتان ابراهیموویچ یا بازیکنی که گران قیمت ترین در تاریخ فوتبال محسوب می شود، این خودباوری را در یونایتد ایجاد می کند که آن ها پس از چندین سال "توسط جمعی از قهرمانان محاصره شده اند"، عبارتی که رابین فن پرسی پس از انتقال به منچستریونایتد در سال 2012 آن را مورد استفاده قرار داد و در نهایت خود پایه گذار بیستمین قهرمانی یونایتد در لیگ برتر شد. همچنین، 4 بازیکن جدید منچستریونایتد به درستی در پست هایی جذب شده اند که این تیم بیشترین ضعف را در آن ها داشت. این امر نه تنها به بهبود کیفیت تیم منجر خواهد شد، بلکه رقابت برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی را نیز بالاتر خواهد برد که باز هم به ارتقای سطح فنی و آمادگی بازیکنان منجر شده و در مواقع مصدومیت نیز به کمک تیم می آید. در دیدار روز یکشنبه مقابل لسترسیتی، 7 تن از بازیکنان اصلی منچستریونایتد از جمله ممفیس، تیموتی فوسو منساه و فیل جونز به دلیل کثرت تعداد بازیکنان،حتی جایی روی نیمکت هم نداشتند. از آنجایی که تصمیمی برای فروش این 3 نیز وجود ندارد، آن ها باید تلاششان را بیشتر کنند تا خود را ابتدا به نیمکت و سپس به ترکیب اصلی تیم برسانند. به یاد داشته باشیم که دوره طلایی منچستریونایتد در عصر جدید، از سال 2007 تا 2011 طول کشید، دوره ای که منچستریونایتد سرشار از بازیکنان با کیفیت در فاز هجومی بود.  کریستیانو رونالدو، وین رونی، کارلوس توز، دیمیتار برباتوف، لوییز نانی و رایان گیگز همگی برای کسب جایگاه در فازهای هجومی ترکیب تیم می جنگیدند و این موجب شد تا یونایتد در طول 5 سال، 3 بار حضور در فینال لیگ قهرمانان اروپا و 4 عنوان قهرمانی لیگ برتر را کسب کند. وقتی پولی باد آورده، سری پر سودا و رویایی بزرگ دارید و تمام پولتان را روی یک قمار بزرگ سرمایه گذاری می کنید، خطر از دست دادن زندگیتان، تهدیدی واقعی محسوب می شود. اما برای یک قمارباز حرفه ای که سال هاست طعم موفقیت را چشیده ومنابع مالی نزدیک به بی نهایت دارد، قماری 100 میلیون پوندی و حساب شده برای خارج شدن از یک نزول موقتی، ممکن است تنها راه رسیدن به موفقیت باشد. این قماریست که منچستریونایتد حاضر به انجام آن شده است.