وقتی که بعد از کودتای درخشان سیاسی و آشوب های بی سرانجامی که گریبانگیر باشگاه پرسپولیس شد ، من هم فکر نمی کردم که روزی باشگاه دوباره جون بگیره و شکل و شمایل یه سازمانه منسجم رو پیدا کنه . وزیر ، انسان معلوم الحالی هست که حتی از نحوه ی تایید صلاحیت شدنش هم می شد فهمید نباید سرانجام خوبی برای ورزش کشور متصور شد "کما اینکه همین الانم دارید شرایط کاروان ایران رو توی المپیک می بینیم ". سیاسی خیلی زود تر از اونچه فکرش رو می کردیم توی بلع لغمه ی بزرگی که خورده بود موند و به زندان رفت . نژاد فلاح توی یک قمار سیاسی خودش رو به باشگاه پرسپولیس رسوند، غافل از اینکه تنها علت نشون داده شدن دره باغ سبز بهش برای این بوده که او رو از صندلی پیچ شدش توی تربیت بدنی استان تهران دور کنن . بلعه وزیر با یک پیچش استثنایی نژاد فلاح رو از تربیت بدنی تهران برداشت و نماینده ی سابق ساواجبلاغ هم قمار کردو ... باخت .
تنها اتفاق خوب برد دربی بود با تیم افتضاح لرد درخشان و بعد اخراج درخشان و بعد اومدن برانکو و باقیه ماجرا ... اما اصل صحبتم از اینجا شروع میشه . وقتی علی اکبر طاهری ، یار غاره وزیری که برای من یکی آدمه ناصحیحی به نظر می رسید ، بدونه سابقه ی خاصی توی فوتبال و بدون هیچ چیز قابله بیانی به عنوانه "سرپرست" به باشگاه پرسپولیس رفت . همه چیز این مرد روی مخ بود ، از جای مهر روی پیشونی تا کت چند سایز بزرگ . از قیافه ی عبوس تا لبخندی که به ندرت دیده می شد . جواب های خشک به رسانه ها و ناامیدی دو چندان که " بعله تیم به اف عظمی پیوند خورد" . تنها چیزه امیدوار کننده توی اون تیم بد خرید و برانکوی جدید و ساختار پلید و بی رمق اداری باشگاه پرسپولیس برام امیدوار کننده به نظر می رسید . عدم تمایل طاهری به مصاحبه کردن بود ، این حس رو داشتم که "حداقل ولع شهرت و رسانه نداره " .
اینکه طاهری چه طور اومد بماند و اینکه من هیچوقت دوستش نداشتم هم بماند . چیزی که روشنه اینه که باشگاه پرسپولیس امروز بعد از مدت ها سرو سامون گرفته و بالاخره شبیه یک باشگاهه قابله احترامه . بدهی ها داده میشه ، بازیکنا مبلغه قراردادشون رو می گیرن . ناله و کم کاری نیست . کمپ در حاله ساخته ، تیم مربی گری با احترامه کامل سره تمرینه و خیلی چیز های قابله احترامه دیگه .
من علی اکبر طاهری رو دوست ندارم ، چون ... نه لبخند ملیح و صورت گولززنده ی رویانیان رو داره ، نه زبون داش مشتی امیر عابدینی ، نه برش مالی و ثروته سیاسی ، نه نفوذ مذهبی و ولع قدرت کاشانی ، نه حماقت و لبخند احمقانه ی نژاد فلاح ، نه سابقه ی فوتبالیه انصاری فرد و نه خیلی چیز های دیگه . من علی اکبر طاهری و دوست ندارم چون اونم جای مهر داره و کت سه سایز بزرگ و قیافه ی عبوس و یک کم دهاتی . من علی اکبر طاهری رو دوست ندارم به هزارو یک دلیل . ولی براش احترام قایلم به خاطره همه ی زحمت هایی که کشیده و میکشه و همه رفتارهای عاقلانه و غیر پوپولیستیش . نداشتن ولع شهرت و گم کردن خودش لای روزنامه و مجله و مصاحبه تلویزیونی . براش احترام قایلم چون یه بار برای همیشه به فردوپوس فهموند که تنها راه ارتباظ با طرفدار ها برنامه ی نود نیست . برای اینکه به همه ی ما فهموند باید کار کرد جایه حرف زدن .
اگه در جریانه روند کاریه باشگاه باشید ، این اوکراینی ها اولین جنجال علیه تیم نیستند . خیلی از حرف ها الان فراموش شده . از کمک مربی ای که می گفتند دوسته صمیمیه طاهری روی نیمکته ، از حکایت ها که از خرید های بی کیفیتش می کردند ، از جنجال برای سیاسی بودنش و نا وارد بودنش ، از اینکه طاهری رو آدم بی اراده می دونستند و الت دست وزیر ، از خرید انصاری و ماریچ و مثنوی بدون ته ، که دیگه حاله تایپ ندارم . من فکر می کنم این جریانه اکراینی ها هم خوب یا بد تموم میشه ، و تجربه می گه که واقعیت از اونچه نود میگه و خیلیای دیگه می گن ، بسیار متفاوت تره . هر اتفاقیم بیوفته چه اون خارجی ها خوب باشن چه بد ، این منو شماییم که باید باور کینم که چه کسی دلاله ، چه کسی دلسوز ...
پینوشت : احساسه قلبی من این هست که وزیر رفتنیه ، خیلی زود . از الان شروع به پروژه چیدن کردن یه سری برای زمین زدن کادر مدیریتی پرسپولیس و اولین قدم شکستن وجهه ی موجه طاهری پیشه هوادارها . چه انگی موجه تر و قابل باورتر از دلالی توی این فوتبال پره دلال و دزد . یک انگ پر طمطراق و دهن پر کن و در عین حال غیر قابله نفی :)
باهوش باشیم