فرش فروشیه بابای امیر 2 طبقه بود , یه زیر زمین داشت یه طبقه هم رو. ما اونجا قرارمون طبقه نبود , می خواستیم جامعه بی طبقه بسازیم. تصمیم گرفتیم حجره طبقاتی بابای امیر رو آتیش بزنیم. امیر می گفت:این یه حرکت سمبلیکه ! منتهی تو این حرکت سمبلیک یه اشکال پیش اومد. خواهر ناتنی امیر که یواشکی تو حجره باباش قایم شده بود زنده زنده جزغاله شد ... (چه کسی امیر را کشت - مهدی کرم پور )