بخشی از وصیت نامه شهید حسین کاشانی : خدایا، این قطره ای از اقیانوس بیکران نعمت هایی است که تو به من دادی که فکر، قدرت تصور آنها را در ذهن ندارد و قلم قدرت نگاشتن آن‌را. اما از این طرف من با این همه نعمت چه کرده‌ام؟ آیا در آن جهتی که باید استفاده کنم استفاده کرده‌ام؟ نه، نه هرگز! خدایا چه کنم؟ آیا مرا با این حال قبول می‌کنی یا نه ؟ اگر قبولم کنی شرمنده و سرافکنده‌ام! با چه رویی می‌توانم به جنت تو داخل شوم؟ زیرا جنت تو بالاتر از آن است که شخصی گناهکار همچون من وارد آن شود و اما اگر قبولم نکنی کجا روم؟ اما وقتی به‌یاد سخن امام چهارم -علیه السلام- می افتم مقداری آرامش خاطر برایم حاصل می‌شود: مولای، اذا رایت ذنوبی فزعت و اذا رایت کرمک طمعت. هرگاه به خطای خودم متوجه می‌شوم، ترس و هراسی مرا فرا می‌گیرد و چون به کرم و جود تو نظر می‌کنم، امیدواری پیدا می‌کنم. بیکارنباش صلوات بفرست