"همه چی مان به همه چی مان می آید"
شروع، اوج، حضــیض و پایان. تقریبا هیچ برنامه موفق تلویزیونی ای در دنیای رسانه از این قاعده مستثنی نبوده است. سوالی که دیشب و بعد از تعریف و تمجید های شفیع وار عادل از عوامل دیروز و امروزش، لاف جریان سازی در رسانه ملی با اشاره به بهزاد کاویانی و پیمان طالبی و محمد حسین میثاقی و اینکه به طور کل چقدر خوبند 90ی هــا، ذهنم را مشغول کرد، این بود که 90 عادل کجای این خط سیر است؟ در جواب ، میثاقی تباران فریاد خواهند زد: اوج، استاد در اوج است، قلعه نوعی مسلکان با نیشخند کنایه خواهند زد که 90 کل یوم در حال دست و پا زدن در ورطه حضیض بوده و هست اما خود عادل خواهد گفت : شـروع، چرا که باهوش تر از اینهاست که نداند نقطه اوج یعنی تیغ تیز نقد و اینکه بعد از اوج حضیضی است اجتناب ناپذیر، پس هر چه دور تر بهتر.
فوتبال ما شبیه اقتصادمان است شبیه سیاست و هنر و خیلی چیزهای دیگرمان که برچسب ایرانی خورده اند. اورگانیسم های معیوب و ناکارآمدی که از درون در حال فروپاشی اند اما بزک دوزک می کنند و مردم هم چاره ای جز سر کردن با آنها ندارند. 17 سال پیش که 90 شروع شد آینه ای غریبِ طبع و جذاب بود که عادل به زور در دکوراسیون زهوار در رفته و زشت فوتبال ایران جایش داد. گرچه کپی برداری ناشیانه و آماتوری ای بود از برنامه ای ایتالیایی اما نو بود و جدید و خیلی زود هم گُل کرد. مردم عادت به دیدن چنین برنامه افشاگرانه و بی پروایی در قاب تلویزیون محافظه کار ملی نداشتند برای همین 90 معادل رسانه ای هیجان بود، کسی درست نمی دانست چرا تا پاسی از شب برای دیدنش بیدار میماند فقط میدانست که نیش و کنایه های مجری صریح اللهجه اش، رو کردن دست مدیران متظاهر و تامین خوراک کرکری های داوری حال خوبی خواهد داشت.
فوتبال پر حاشیه ایران نه خط قرمزهای مرسوم حوزه های دیگر را دور خودش داشت، نه حساسیت های معمول مدیران بالادستی را خیلی تحریک میکرد. تو گویی گنج رسانه ای پنهانی بود که همه این سالها هیچ به اصطلاح برنامه ساز یا مجری ای در تلویزیون علاقه و شاید استعداد پرداخت رسانه ای آن را نداشت. همه چیز خوب شروع شد و عالی جلو میرفت، 90 شبیه هیچ چیزمان نبود، رک و صریح و پر از خلاقیت های نو. اما جذاب ترین بخش ماجرا کنکاش جسورانه بود تا دل تاریکی های فوتبال. نورافکنی شده بود که هر طرف میچرخید سوسک و مار و کثافت را در گوشه ای از فوتبال نمایان می ساخت اما مشکل اینجا بود که هیچ وقت دوباره به آن گوشه حال بهم زن نچرخید تا ببینیم هنوز هم از آن سوسک و مار و کثافت ها خبری هست یا نه؟ شاید چون هزینه اینکار کمتر بود و در ضمن اینکه 90 مشتری های ثابت خود را پیدا کرده بود پس چرا عادل باید خودش را به زحمت مضاعف گرفتار میکرد، به موفقیت عادت کرده بود.
همه چیز از همینجا شروع می شود از اینجا که عادت می کنیم همیشه کرده ایم، به هزاران دلیل و بی هیچ دلیل. اینقدر عادت کرده ایم که زندگی می کنیم بی آنکه دلیلش را بدانیم، اینقدر کارهای بی دلیل می کنیم، اینقدر کارهای بی دلیل با ما می کنند که دیگر حوصله "چــرا " کردن نداریم. ولی از خودتان پرسیده اید که چرا 90 می بینید ؟ برای بررسی داوری بازی ها ؟ برای اطلاع از اخبار فوتبال؟ برای "پرونده ویژه" هایش ؟ چـــــرا ؟
90 ملغمه ای شده است از پاسخی برای همه اینها. آش شله قلمکاری که نه سبزی اش اندازه است نه رشته اش نه نمکش. بررسی داوری ها بیشتر رفع تکلیف شده است تا واکاوی، جمله اعصاب خورد کن " زمانمان کم است بریم سراغ داوری بازی بعدی" نهایت خو کردن 90 است به همه چیزمان. انگار پنالتی گرفته نشده و اخراج ناعادلانه بخشی از روند طبیعی فوتبال است، انگار اینکه چرا بعد از اجرای ُکنده کن تماشایی از سوی رضا عنایتی ترکی خطای روی عنایتی را میگیرد اصلا دیگر برای عادل جذاب نیست. اخبار برنامه هم گلچین بی سلیقه ایست از خبر های زرد و دست چندمی که در طی هفته بارها در بیشمار سایت و صفحه مجازی و اخبار ورزشی دیده ایم و تحلیل فنی بازی ها هم کم کم تحلیل رفت، تا حذف شد و بعد از احیا هم به بررسی نوبتی بازی های دو تیم پایتخت نشین خلاصه شده است . اما 90 را " پرونده ویژه" هایش 90 کرد. جدل های بی پایان و پیروزمندانه عادل که مثل ابرقهرمان ها مدیران فاسد و بی کفایت را چپ و راست میکرد و همین دلخوشی میلیون ها طرفدارش شده بود. صد افسوس که از آن هم چیزی نمانده است. همین بس که در برنامه 120 تا 150 دقیقه ای اش یک(1) دقیقه به بررسی داوری هر بازی اختصاص می دهد و هیچ وقت هم برای بیشتر از 20 دقیقه یا کمی بیشتر برای بررسی فلان معضل فوتبالی وقت نیست.
تنها چیزی که هنوز همان طعم خوب همیشگی را دارد طنازی های عادل است. شاید به همین دلیل این "خندوانه" رامبد بود که برای اولین بار بعد از 15 سال توانست شانه به شانه 90 عادل بزند. 90 در فوتبال ما چیزی شده است شبیه بخشی از جریان اصلاح طلبی در سیاست و شبیه خیلی چیزهای دیگر که به آنها امیدی نداریم اما آلترناتیوی هم ندارند، و هر از چند گاهی با شور و هیجان سر وجد مان می آورند ولی دوباره عادت می کنند، دوباره عادت می کنیم. 90 هنوز هم بهترین است، هنوز هم می شود که تا نیمه های شب چشم به تلویزیون دوخت به این امید که سورپرازمان کند. فقط کاش 90 دیگری بود، کاش خندوانه فوتبالی بود تا عادل به خودش بیاید و به جای میلیون ها بار پخش سوال پیامکی ، به جای پخش آیتم های نا مربوط ، عوض کردن دکور و مدل مو هایش و خیلی چیزهای دیگر یکبار هم شده مثلا بپرسد : "کارلوس کیروش این همه وقت کجا بوده است ؟؟؟". برگردد و ببیند که داورانی که برای دلال ها قلیان چاق می کردند چه می کنند و خیلی چیزهای گمشده و بکر دیگر ....