این جا ایران است ، مردمانی احساسی، زود رنج و حساس که اتفاقات را یا سیاه می بینند و یا سفید. مردمان این جا یا متعادلند بی تعادل. مردم این جا عادت دارند به افتادن. افتادن هایی که در طول تاریخ یا از این ور بُوم بوده یا از آن ور بوم.
مردمانی فراموش کار که یک روز لقب پهلوان می دهند و به ابرها می دوزند و یک روز یا زیر پا می اندازند و به فرش می چسبانند. این جا ایران است . این جا یک روز تیتر روزنامه ها رستم و سهراب می شود و یک روز دیگر ...! این جا برای رصد اتفاقات یا از منطق استفاده می شود یا از بی منطقی. حدّ وسطی وجود ندارد.
این جا ایران است ، این جا یک روز لقب سلطان می دهند و روز دیگر کاری می کنند که شبانه فرار کنی.
علی دایی را یادتان هست؟ گلش به کویت را چطور؟ گریه هایش را؟ با او چه کردیم؟. اشک های مهدوی کیا در برنامه 90 را بخاطر دارید؟ این جا ایران است ..
این جا تفاوتی بین مسئول و مردم وجود ندارد. خوش استقبال و بد بدرقه.
این جا ایران است همه چیز زود فراموش می شود. هم مدال های قهرمانان و هم دزدی هایی که انجام می شود. حمید سوریان ظهور می کند، طلا می گیرد، در جهان اول می شود، المپیک را فتح می کند، پر افتخارترین فرنگی کار ایران می شود، محبوب می شود، مدالش را می دهد، کم کم بزرگ می شود و سنش بالا می رود.
این جا ایران است . این جا هزاران مدال هم داشته باشی باز هم باید موفق باشی. کاری به گذشته تو ندارند. کاری ندارند چند کیلو وزن کم کرده ای. کاری ندارند که روی تشک کشتی تلو تلو می خوری و گیج می زنی. این جا فقط لحظه "حال" تو را می بینند. کافی است با چند مدال جهانی و المپیک یک روز خوب نباشی. یک روز آماده نباشی. کاری ندارند رستمی یا سهراب، این جا پیام آور شادی نباشی، خواهی مُرد!
این جا آیران است، جایی که خوبی و بدی زود فراموش می شود!