طرفداری- آلوارو موراتا مهاجم اسپانیایی باشگاه رئال مادرید پس از بازگشت از باشگاه یوونتوس امروز به شکل رسمی‌ به هواداران معرفی‌ شد. قبل از شروع مراسم رئال مادرید تصویر حضور موراتا در رده‌های مختلف رئال مادرید را به نمایش گذاشت. 

۳ هزار نفر موراتا را تماشا کردند که به روی سنّ آمد. پس از آن موراتا به این سوالات جواب داد که آن را به نقل از AS با هم می‌‌خوانیم:

چه چیزی زیر نظر زیدان تغییر کرده است:

خیلی‌ چیز ها. حالا در بازی‌های مهم بالغ تر هستم. به لطف یوونتوس که یکی‌ از بزرگترین باشگاه‌های اروپا است. 

تیم:

من در بهترین تیم دنیا هستم و سخت‌ترین کار رسیدن به ترکیب رئال مادرید است اما تیم در کل به دنبال بازیکنانی است که رویای خود را دنبال می‌‌کنند. هیچ چیز غیر ممکن نیست.

احتمال رفتن در تابستان:

آرام بودم. اگر من را می‌‌خواستن اینجا می‌‌بودم. من به مربیان و باشگاه اعتماد دارم. من در سخت‌ترین پست هستم چون باید گل بزنم اما من زندگی‌ خودم را برای این هدف خواهم داد چون مادریدیستایی هستم.

آینده:

همانطور که گفتم، من آنجایی‌ خواهم بود که آنها من را بخواهند. رئال می‌‌توانست با فروش من پول خوبی‌ بگیرد اما روی من شرط بستند.

دقایق بازی

در یووه صلاحیت بازی داشتم و حالا در بهترین تیم دنیا هستم اما هر کاری می‌‌کنم تا به جام برسیم. دوست دارم چمپیونزلیگ را بگیریم چون حالا در بهترین شرایطم هستم. اینجا جای بردن و رشد است.

گلنزنی در پیش فصل:

فقط ۶۰ دقیقه بازی رسمی‌ کردم. نگران نیستم.

برگشت:

بهتر از این نمی‌‌شود. 

مهاجم دوم:

مربیان تصمیم می‌‌گیرند اما من کاری می‌‌کنم که آنها برای انتخاب نکردن من کار بسیار دشواری داشته باشند. 

صحبت با زیدان:

به من اعتماد به نفس داد و همه خوشحال هستند. ۳ بازیکن جلویی ما از دنیای دیگری هستند و من سعی‌ می‌‌کنم با کار زیاد گل‌های زیادی برای باشگاه به ثمر برسانم اما من اگر می‌‌خواستم فقط به خودم فکر کنم تنیس یا شطرنج بازی می‌‌کردم.

اسپانیایی‌های زیاد:

در رختکن با هم غذا می‌‌خوریم و برنامه می‌‌چینیم. فقط اسپانیایی‌ها نیستند و افرادی مثل کاسیمرو که از کاستیا با هم بودیم هم هستند، کارواخال و ناچو هم با هم هستیم و با ایسکو هم سال‌ها بازی کردیم. همدیگر را می‌‌شناسیم.  

گلی‌ که با یووه به رئال مادرید زدی:

من با انگیزه آمدم و می‌‌خواهم گل‌های مهمی‌ بزنم. امیدوارم در نیمه نهایی‌ برای رئال مادرید گلزنی کنم. آن گل احساس بسیار غریبی داشت. احساس می‌‌کردم خیلی‌ از دوستانم را در فینال چمپیونزلیگ نخواهم داشت.