به نقل از وینترفل
در قسمت دوم فصل ششم سریال بازی تاج و تخت (با عنوان Home)، تیریون لنیستر به دیدار دو اژدهای زندانی شده دنریس در سیاه چال های میرین رفت.او پس از کمی حرف زدن با آن هازنجیر هایشان را باز کرد.در این سکانس به نظر می رسید که ریگال و ویسیریون با تیریون مشکلی ندارند و حتی تا حدودی از او خوششان می آمد.حال این سوال پیش می آید چرا؟آیا این اتفاقی بود؟آیا اژدهایان فهمیده بودند که تیریون برای کمک دنریس آمده؟یا چیزی فراتر از این هاست؟
در میان طرفداران یک تئوری وجود دارد مبنی بر این که تیریون در واقع پسر ایریس تارگرین یا همان شاه دیوانه است.دلیل اینکه اژدهایان هم از او خوششان آمده می تواند به همین دلیل و داشتن خون تارگرین او باشد.آیا واقعا این طوری است؟بیایید نگاهی به شواهد و مدارک موجود برای تایید و رد این تئوری بیاوریم.
جوانا و ایریس( شاه دیوانه):
در مجموعه کتاب های نغمه یخ و آتش گفته شده که در زمان عروسی تایوین لنیستر و جوانا، ایریس به جوانا علاقه مند بوده.ایریس در عروسی آن دو حضور داشت و بیش از حد نوشید و با تایوین شوخی کرد که حیف شد که دیگر حق شب اول لرد ها و دیگر آزادی های حق همبستری وجود ندارد، سنتی که به شاه اجازه می داد تا با عروس جدید بخوابد.به گفته باریستان سلمی ایریس تمایلاتی نسبت به جوانا داشته و همین امر باعث افزایش اختلافات میان تایوین و ایریس شده است.خلاصه عده ای بر این باورند که ایریس در شب ازدواج تایوین و جوانا و یا شب دیگری به زور و یا هر طریق دیگه ای با جوانا همخوابه شده و حاصل این کار هم به دنیا آمدن تیریون بوده.
(((((رابطه جوانا و تایوین هموراه خوب بوده بطوریکه تنها زمانیکه تایوین لبخند زده بود در حضور جوانا بود.بعد از مرگ جوانا و به دنیا آمدن تیریون بهترین بخش وجود تایوین همراه با جوانا در گذشت.اگر تایوین واقعا عاشق همسرش بوده پس چرا اینقدر از تیریون متنفر است؟پسر بزرگش جیمی عضوی از گاردشاه است و نمی تواند ازدواج کند.در نتیجه تیریون تنها وارث بر حق کسترلی راک است.تایوین بارها حق وراثت تیریون بر کسترلی راک را رد می کند.گفته هایی از اورا در کتاب سوم می توانیند مشاهده کنین:
قوانین انسان ها به تو اجازه می دهند که اسم من را حمل کنی و هم رنگ من لباس بپوشی چون نمی تونم ثابت کنم که تو پسر من نیستی.خدایان منو مجبور کردند که راه رفتن اردک وار تورو وقتی اون نشان پر افتخار شیر رو که به گردنت انداختی تماشا کنم، نشانی که قبل از من مال پدر و پدربزرگم بود.ولی نه خدایان و نه انسان ها نمی تونن منو وادار کنند تا کسترلی راک رو به تو بدم و تو هم اونو به فاحشه خونه خودت تبدیل کنی))))
تایوین همواره خواهان احترام بود و به نظرش داشتن یک پسر کوتوله برای او احترام آمیز نبود.تایوین همیشه تیریون را به خاطر مرگ مادرش سرزنش می کرد و اورا مقصر می دانست.شاید این ها کمی برای شخصیتی مثل تایوین عجیب باشد اما اگر تیریون در حقیقت پسر او نباشد، تایوین تا حدودی حق دارد.
ظاهر تیریون:
ظاهر تیریون شامل ویژگی هایی از ظاهر تارگرین ها می باشد.تارگرین ها به داشتن چشمان بنفش و موهای نقره ای مشهورند.در کتاب موهای تیریون بصورت ترکیبی از نقره ای و سفید توصیف شده(در سریال موهای او به بلوند بودن تمایل دارد).چشمان او نیز مطابقت ندارد، یکی سبز و دیگری سیاه است.ظاهر تیریون نسبت به خواهر و برادرش که دارای یک ظاهر لنیستر کلاسیک هستند، در تضاد است.همانطور که می دانین لنیسترها به داشتن چشمان سبز و موهای طلایی مشهورند.همیشه ظاهر خواهر و برادران به هم شباهت ندارد اما تایوین و جوانا با هم عموزاده بودند پس چرا تیریون با چشمی سیاه و موهایی ترکیبی به دنیا آمد؟
رابطه تایوین و تیریون:
علاوه بر ظاهر وی، تایوین بارها به تیریون توهین می کند.در کتاب یورش شمشیرها او به تیریون می گوید:”تو یک ناقص الخلقه، تافرمان، غیر مستقیم، مخلوق کوچک کینه توز پر از حسادت و شهوت و حیله گری کم است”.
کلمه ناقص الخلقه در این جمله جالب توجه است.این کلمه می تواند اشاره به کوتوله بودن تیریون باشد و از طرفی دیگر هم می تواند منظور از به دنیا آمدن اشتباه او توسط رابطه جوانا و ایریس باشد.مرگ جوانا هم بعد از به دنیا آمدن تیریون دلیلی برای نفرتش از تیریون شد که اگر واقعا تیریون حاصل رابطه جوانا و ایریس باشد، مرگ جوانا رابطه ای با مرگش توسط تیریون دارد.
احساس تایوین نسبت به تیریون تا حدودی مانند احساس کتلین نسبت به جان اسنو است.در کتاب چهارم جنا لنیستر عمه جیمی به او می گوید:”من یه بار به پدرت گفتم که تیریون پسر تایوین است نه تو.تایوین به خاطر این حرف نصف سال باهام حرف نزد.”احتمالا منظور جنا از این حرف این بود که هوش و استعداد های تیریون مانند تایوین است.خشم کتلین نبست به جان به این دلیل بود که حضور جان به کتلین یادآوری می کرد که همسرش با زن دیگری همبستر شده.آیا تایوین هم همچنین احساسی داشت و دلیل نفرتش از تیریون این بود که حضور تیریون به او یادآوری می کرد که همسر عزیزش جنا با کس دیگری همبستر شده؟
نفرت تایوین از زن های مورد علاقه تیریون هم جالب بود.در وستروس خوابیدن یک اشراف زاده با یک فاحشه غیر معمول باشد( خود تایوین هم در آخر کتاب سوم با شی همخوابه شده بود) اما اگر تیریون در واقع ایریس بوده این صفت رو از ایریس به ارث برده و این خصوصیت تایوین هم او را به یاد ایریس می انداخت و باعث نفرتش می شد.
جدا از اینکه تایوین او را پسر خود نمی خواند سعی در نابود کردن او هم دارد.همانطور که دیدین او تیریون رو در نبرد گرین فورک به جلوی لشگر فرستاد و یا دستور اعدام تیریون به خاطر کشتن جافری را داد، او همواره خواهان مرگ تیریون بوده و خود تایوین قبل از کشته شدنش به دست تیریون اعتراف کرد که همیشه خواهان مرگ تو بودم.
علاقه تیریون به اژدهایان:
سرنخ های دیگری در مورد اصل و نسب تیریون وجود دارد.همانند تارگرین ها او علاقه خاصی به آتش و اژدهایان دارد که به وضوح می توانین در کتاب و سریال مشاهده کنین.در زیر می توانین یکی از مکالمات وی با جان را در کتاب اول مشاهده کنین:
((((وقتی همسن تو بودم همیشه خواب هایی می دیدم که در اون اژدهای خودم رو دارم.اوه بله حتی وقتی که یک پسربچه چلاق زشت سوار یه اژدها بشه، می تونه از نوک دماغش به دنیا نگاه کنه.ﻋﺎدت داﺷﺘﻢ ﮐﻪ در زیرزمینهای ﻫﺎی ﮐﺴﺘﺮﻟﯽ راک آﺗﺶ روﺷﻦ ﮐﻨﻢ و ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻌﻠﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﺑﻪ اﯾﻨﮑﻪ آﺗﺶ اژدﻫﺎﺳﺖ ﺑﻪ شعله ﻫﺎ ﺧﯿﺮه بشم . ﮔﺎﻫﯽ در ذﻫﻨﻢ ﺗﺼﻮر ﻣﯽ ﻣﯽ ﮐﺮدم ﮐﻪ ﭘﺪرم داره ﺳﻮزه .گاهی خواهرم.))))
در کتاب رقصی با اژدهایان تیریون یک راهب سرخ به نام موکورو را ملاقات می کند.همانند ملیساندرا موکورو نیز می تواند آینده را در شعله های آتش ببیند اما پیشگویی های موکورو بسیار دقیق تر از ملیساندرا است.او به تیریون می گوید که در شعله ها اژدهایان پیر و جوان، درست و غلط، روشن و تاریک و تو یک مرد کوچک با سایه ای بزرگ که در میان همه این ها حضور دارد را دیده.اژدها نشان خاندان تارگرین است.نکته ای که در این پیشگویی جالب است ابنه که در آن فقط از اژدها صحبت می شود و به تیریون هم اشاره دارد.
می گویند که اژدهایان فقط به اشخاص خاصی اجازه سواری بر روی آن ها را می دهند و با هرکسی دوست نمی شوند.همانطور که قبلا گفتیم در قسمت دوم آن ها مشکل خاصی با تیریون نداشتند و شاید دلیلش این باشد که تیریون یک تارگرین و از خون والریای پیر است.در کتاب ها شخصی به نام حضور دارد که ادعا می کند از خون تارگرین هاست و همچنین ویسیریون و ریگال (دوو تا از اژدهایان دنریس) با او رابطه خوبی دارند.در نتیجه شاید واقعا اژدهایان به کسانیکه تارگرین هستن علاقه خاصی داشته باشن.
در کتاب اول تیریون یک زین مخصوص برای برن استارک فلج می سازد که همانند زین خود می باشد.این مورد شاید بی اهمیت باشد اما شاید در آینده تیریون همچنین زینی را نیز برای اژدها سواری بسازد.
در کتاب سوم دنریس با خودش فکر می کند:”اژدها سه سر دارد، در این دنیا فقط دو مرد هستند که می توانم به آن ها اعتماد کنم، اگه بتوانم پیدایشان کنم.نمی توانم به تهایی از پسش بر بیام.ما سه نفر خواهیم بود بر علیه کل دنیا مثل اگان و خواهرانش.”احتمالا بزودی در فصل ششم ما به هویت واقعی والدین جانم اسنو پی ببریم چرا که نصفی از اتفاقت برج شادی را در هفته قبل مشاهده کردیم و باید دید که مابقی آن چه زمانی نمایش داده می شود.اگر جان یک تارگرین باشد و تیریون هم همینطور، این دو نفر دو سر بعدی اژدها خواهند بود؟