می گویند بازیکنان بزرگ مربیان بزرگی نمی شوند،من یک مثال نقض خوب برای آن دارم. جوزف یوپ هاینکس در 9 مه 1945 در مونشن گلادباخ آلمان متولد شد،در 18 سالگی به تیم اصلی شهرش پیوست و تا 22 سالگی در مونشن گلادباخ ماند او در این 4سال موفق شد در حدود 80 بازی 50 گل به ثمر برساند،سپس به هانوفر رفت و 3 سال در این تیم ماند.در سال1970هاینکس مجددا به بورسیا مونشن گلادباخ بازگشت و تا پایان فوتبالش در این تیم ماند. در طول 8سال دوره ی دوم حضور او در گلادباخ هاینکس موفق به زدن حدود 170 گل در 226 بازی شد،گلادباخ در دوران اوج قدرت بایرن موفق شد چهار بار قهرمان بوندسلیگا شود. هاینکس همچنین موفق به زدن 5 گل در یک بازی بوندسلیگا شد که از این حیث جزء رکورداران گل زده در یک بازی حساب می شود. اما اوضاع در تیم ملی آلمان متفاوت بود،شما آلمانی باشید و به طور حرفه ای در پست مهاجم فوتبال بازی کنید آن هم در دهه ی هفتاد؟ چه بد شانسی از این بدتر!!!!! در دهه ی هفتاد فوتبال آلمان تنها یک مهاجم را می شناخت و آن کسی نبود به جز گرد مولر،بمب افکن آلمان ها. هاینکس تنها موفق به انجام 39 بازی برای تیم ملی آلمان شد ،ولی در سال 1974 همراه همین تیم به مقام قهرمانی جهان رسید. سرانجام یوپ هاینکس در سال 1978 و پس از زدن 220 گل، تنها در بازی های بوندسلیگا که از این حیث در مقام سوم برترین گلزنان تاریخ بوندسلیگا قرار میگیرد،ازفوتبال خداحافظی کرد. پس از خداحافظی از فوتبال به عنوان دستیار در گلادباخ به فعالیتش ادامه داد و در سال 1979 به عنوان سرمربی این تیم انتخاب شد و به مدت 8 سال در این تیم به مربیگری پرداخت،شاید جالب ترین و حتی تلخ ترین اتفاق دوران مربیگری هاینکس در گلادباخ جام یوفا در فصل1986-1985 اتفاق افتاد جایی که رئال مادرید توانست بازی پنج-یک باخته به گلادباخ را در بازی برگشت با پیروزی چهار بر صفر جبران کند و به مرحله ی بعدی رقابت ها برود. سرانجام هاینکس در سال 1987 تیم شهرش را ترک کرده و به عنوان سرمربی باشگاه بایرن مونیخ انتخاب شد. دوران حضور او در بایرن دوران موفقی بود او به همرا این تیم توانست دوقهرمانی در بوندسلیگا ودو قهرمانی در سوپر جام آلمان را بدست آورد. در اروپا نیز هاینکس به همراه بایرن مونیخ دو بار به نیمه نهایی رسید ولی هر دوبار را مغلوب تیم میزبان شد. در سال 1991 بایرن مونیخ در اقدامی که بعد ها خود آن را اشتباه نامید با یوپ هاینکس قطع همکاری کرد. پس از بایرن مونیخ،هاینکس دو تجربه ی نه چندان موفق در باشگاه های اتلتیک بیلبائو و آینتراخت فرانکفورت داشت تا در سال 1995 به سمت سرمربی باشگاه اسپانیایی تنریف منصوب شود. زمانی که هاینکس موفق شد تنریف را به نیمه نهایی جام یوفا ببرد مسئولین بایرن متوجه اشتباه خود شدند،ولی دیگر دیر شده بود! رئال مادریدموفق شددر سال 1997با یوپ هاینکس قرار داد ببندد. هاینکس در مدت نه چندان زیاد حضور خود در رئال موفق شد این تیم را قهرمان سوپر جام اسپانیا کند،اما اوج کار او در رئال، لیگ قهرمانان بود،از آخرین قهرمانی رئال در اروپا مدت ها می گذشت و اینک امید آن ها یوپ هاینکس است. رئال مادرید باپیروزی برابر بایر لورکوزن و پس از آن دورتموند مدافع عنوان قهرمانی به فینال لیگ قهرمانان رسید ولی تیم مقابل تیمی بسیار قدرتمند است!!! کمتر کسی شانسی برای رئال مادرید در مقابل یوونتوس ترسناک مارچلو لیپی یونتوسی که سومین سال پیاپی است به فینال رقابت ها می رسد، در نظر می گیرد ولی فراموش نکنید که سرمربی رئال هاینکس است. رئال مادرید با پیروزی یک بر صفر برابر یوونتوس پس از سال ها قهرمان لیگ قهرمانان می شود . اما این جا رئال مادرید است،می خواهی هاینکس باشی یا دل بوسکه یا آنجلوتی!!! تو محکوم به اخراج هستی. در یک اقدام عجیب رئال مادرید یوپ هاینکس را کنار می کند و حال شروع دوران افول هاینکس است. نتایجی نه چندان امیدوار کننده در بنفیکا،اتلتیک بیلبائو،شالکه و سپس مونشن گلادباخ. در سال 2009 چند بازی به هدایت بایرن را به عنوان سرپرست بر عهده می گیرد و تیم یورگن کلینزمن را به لوئیز فن خال تحویل می دهدو پس از آن هدایت لورکوزن را بر عهده می گیرد،در طول دوفصل حضور در لورکوزن هاینکس موفق به کسب نتایج خوب و قابل قبولی می شود و به این دلیل یک بار دیگر بایرن مونیخ،باشگاهی که هاینکس را دو بار از خود رانده بود خواهان وی می شود. هاینکس در فصل2012-2011 هدایت بایرن مونیخ را برعهده می گیرد ،13 سال از قهرمانی او با رئال مادرید می گذرد و همگان داشتند آن را از یاد می بردند. هاینکس این جا بود تا تلخی نائب قهرمانی سال 2010 بایرن در اروپا را از دهان هواداران این تیم پاک کند اینک تیم او در نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا در مقابل یکی از بهترین تیم های تاریخ فوتبال رئال مادرید به رهبری آقای خاص قرار دارد ولی رئال مادرید نباید فراموش کند که تیم روبرویش کیست. درست است که رئال مادرید در آن سال قدرتمند بود ولی رئال مادرید سال بدی را برای قدرتمند بودن انتخاب کرده بود. سرانجام این یوپ هاینکس بود که برنده ی دوئل با آقای خاص شده بود،حال بایرن مونیخ تنها یک تیم دیگر سر راهش می بیند و آن هم چلسی است. فینال لیگ قهرمانان 2012 بایرن مونیخ آماده ی جشن گرفتن قهرمانی در ورزشگاه خو آلیانز آرنا بود.... ولی یک باره جشن تبدیل به عزا شد... بایرن مونیخ در ورزشگاه خود مغلوب چلسی شده بود اما این نیز پایان کار نبود واگذار کردن بوندس لیگا به دورتموند و شکستی تلخ در فینال جام حذفی آلمان مقابل همین تیم. سه گانه ی نائب قهرمانی!!!او این جا بود تا تلخی 2010 را از بین ببرد ولی تلخ ترین سال ورزشی بایرن را رقم زد. فصل 2013-2012... در اواسط این فصل بود که متوجه شدیم پپ گواردیولا فصل بعد جایگزین یوپ هاینکس است اما... بایرن مونیخ یک بار دیگر هاینکس را از خود راند ولی این یک اشتباه بود،این یک دروغ بود،بایرن مونیخ هرگز نباید این کار را می کرد. . شما خود را جای او بگذارید،آیا دیگر امیدی برای ادامه ی کار دارید؟ . اما شما هاینکس نیستید،او بزرگی خود را به دنیای فوتبال نشان داد،میلان ساکی،بارسای کرایف و گواردیولا،برزیل در اوایل قرن 21،هلند رینوس میشل همه و همه به زیبایی های فوتبال اضافه کردند ولی این تیم با آن ها فرق داشت،این بایرن ژانر وحشت فوتبال بود و کارگردان این ژانر کسی نبود جز یوپ هاینکس. حذف آرسنال و پس از آن هم یوونتوس آنتونیو کونته بایرن مونیخ را به نیمه نهایی برد،حال در یک سوء رئال مادرید باید به مصاف دورتموند برود ودر سمت دیگر بایرن مونیخ و بارسلونا. نیمه نهایی فصل 2013-2012 جایی بود که جهان فوتبال فهمید چه زود دیر می شود! خوزه مورینیو در مقابل دورتموند حساب همه چیز را کرده بود به جز یک چیز:لواندوفسکی-واین یعنی حذف!!! رئال مادرید در مجموع با نتیجه ی 4بر3 مقابل دورتموند حذف شد ولی در سوی دیگر اوضاع متفاوت بود ،بارسلونا در برابر کوسه ها! نتیجه ی بازی کمی عجیب بود بایرن مونیخ موفق شد با هفت گل بارسلونای تیتو ویلانوای فقید را در هم بکوبد! در بوندس لیگا نیز بایرن با جابه جا کردن رکورد امتیازات با اقتدار قهرمان شد و دو گانه ی داخلی با جام حذفی کامل شد. حال تنها یک چیز سد راه سه گانه ی بایرن است،دورتموند فینال لیگ قهرمانان اروپا: آرین روبن ،دقیقه ی 89،زانو زذن سوبوتیچ و کات!!!!!!!!! . . همه چیز تمام شد تیم یک دست مونیخ به رهبری یوپ هاینکس به تاریخ پیوست! این تیم با بازیکنانی همچوم مانوئل نویر ،سنگر بان بزرگ باواریایی ها،دانته،رهبر خط دفاعی بایرن،خاوی مارتینز،دیوار بایرن مونیخ،شواین اشتایگر،رهبر میانه ی میدان بایرن،لام و آلابا، دفاع های کنر آماده ی بایرن،روبری،زوج بی تکرار باشگاه بایرن و دو سوپر ماریو در خط حمله و بازیکنانی مانند جروم بواتنگ،فن بویتن،تیموشچوک و... تبدیل به بخشی از تاریخ فوتبال شد. نکته ی جالب این بود که بسیاری از بازیکنان نام برده پس از هاینکس هرگز به کیفیت سابق خود بر نگشتند. حال نام هاینکس دوباره بر سر زبان ها افتاده،مقصد بعدی او کجاست/اینک فوتبال بزرگی او را درک کرده،او به رئال مادرید باز خواهد گشت یا به جای تیتو ویلانوای فقید به بارسا می رود،شاید هم جایگزین الکس فرگوسن در منچستر یونایتد،این احتمال نیز وجود دارد که پیشنهاده وسوسه کننده ی پاریسن ژرمن را قبول و به فرانسه برود. . ولی هیچ کدام،او می توانست به باشگاه های نامبرده رفته و دوباره افتخار آفرینی کند ولی او چیزی دیگر را انتخاب کرد. پس از این همه ظلم در مربیگری او از دنیای مربیگری خداحافظی کرد،او یک پایان تراژدی را انتخاب کرد،هیچ مربی همانند او از دنیای فوتبال خداحافظی نکرده و نخواهد کرد. او خداحافظی کرد و تبدیل به چیزی بیش از یک مربی نزد هواداران بایرن شد. بزرگی کار او زمانی بیشتر مشخص شد که پپ گواردیولای بزرگ مربی صاحب سبک دنیای فوتبال هم هرگز نتوانست افتخارات اورا در مونیخ تکرار کند. اینک آنجلوتی به بایرن آمده و باید دید آیا او می تواند تیمی همچون هاینکس بسازد؟