با شکلگیری سیستم تاکتیکی ۳ـ۳ـ۴ در دههی ۶۰ میلادی در فوتبال آلمان، مردانی در قلب زمین پدیدار شدند که تدریجا به رهبر تیم و بازیسازی خلاق در میدان فراروییدند. یکی از این پدیدههای استثنایی فوتبال، گونتر نتزر بود.
گونتر نتزر در دیدار تیم ملی آلمان با سفیدپوشان بلژیک در جام ملتهای اروپا در سال ۱۹۷۲
گونتر نتزر در دیدار تیم ملی آلمان با سفیدپوشان بلژیک در جام ملتهای اروپا در سال ۱۹۷۲
اگر در جستجوی بزرگان پرآوازهی تیم ملی فوتبال آلمان باشیم، پیش از هر کس به نامهایی چون اووه زلر، سپ مایر، فرانتس بکنباوئر و گرد مولر برمیخوریم. آوازه و محبوبیت این بازیکنان انکارناپذیر است. با این همه، بسیاری از کارشناسان فوتبال معتقدند که دو بازیکن شمارهی ۱۰ تیم ملی فوتبال آلمان از اواخر دههی ۶۰ تا اواسط دههی ۷۰ میلادی، بیش از دیگران بر فوتبال این کشور تاثیر گذاشتهاند. این دو تن گونتر نتزر و ولفگانگ اوورات هستند که از بد حادثه، تقریبا بطور همزمان در صحنهی فوتبال آلمان ظاهر شدند.
میان نتزر و اوورات برای تصاحب پیراهن جادویی شمارهی ۱۰، رقابتی سخت جریان داشت. هلموت شون مربی تیم ملی آلمان همواره ناچار بود یکی از آن دو را قربانی سیستم تاکتیکی کند و این قربانی بیشتر نتزر بود.
ببینید: گونتر نتزر از دریچهی دوربین
اگر امروز هم کسی در آلمان دربارهی بازیکن شمارهی ۱۰ به عنوان نماد فوتبال خلاق و زیبا صحبت کند، بیاختیار نخستین نامی که به ذهن خطور میکند گونتر نتزر است. سخنان آلمانیها در این رابطه حتا طنین و پژواکی حسرتآمیز دارد، گرچه شاید بسیاری معتقد باشند که بازیکن شمارهی ۱۰ به گونهای که نتزر و اوورات آن را نمایش میدادند، در فوتبال پرشتاب و نفسگیر امروز دیگر جایی ندارد.
واقعیت این است که پس از افول ستارگانی چون نتزر و اوورات، اگر چه فوتبال آلمان بازیکنان خلاق و پرقدرتی مانند برند شوستر، لوتار ماتئوس و این اواخر حتا میشائيل بالاک را در میانهی میدان خود تجربه کرد، ولی این بازیکنان هیچ یک در اندازههایی نبودند که بتوانند به جایگاه رفیع نتزر و اوورات دست یابند.
بخوانید: ولفگانگ اوورات، چپپای جادویی آلمان
میخواهیم ببینیم گونتر نتزر که با هوشی سرشار و حرکاتی عجیب در زمین بازی، تماشاگران را مسحور و همهی کسانی را که به فوتبال نگاهی رومانتیک دارند مجذوب میکرد، چه پدیدهای بوده است. یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که گونتر نتزر، در عمر ورزشی خود به عنوان بازیکن، در مسابقات جام جهانی، فقط ۲۰ دقیقه برای تیم ملی آلمان بازی کرد و آن هم بازی حیثیتی میان آلمان غربی و آلمان شرقی در سال ۱۹۷۴ بود که در میان شگفتی همگان با نتیجهی یک بر صفر به سود آلمان شرقی پایان یافت. بسیاری از ناظران فوتبال حتا با اغراق گفتهاند که نتزر در طول عمر ورزشی خود، شاید فقط یک فصل فوتبال موفق بازی کرده باشد. پس علت اسطوره شدن این بازیکن چیست؟
اسطورهای شکل میگیرد
نتزر یک شورشی تمام عیار بود. او در هیچ قالب از پیش ساخته شدهای نمیگنجید.
برای تجدید خاطره با یکی از درخشانترین بازیهای گونتر نتزر، دیدار تیم ملی آلمان را در چارچوب رقابتهای جام ملتهای اروپا در برابر انگلستان در ورزشگاه ویمبلی لندن در سال ۱۹۷۲ به یاد میآوریم. در دیدار رفت یک چهارم نهایی این مسابقات، دو تیمی به مصاف یکدیگر رفتند که یک بار در سال ۱۹۶۶ در همین ورزشگاه دیدار نهایی جام جهانی را برگزار کرده بودند. آلمان پس از شش سال به ویمبلی بازمیگشت تا آن شکست جنجالی را جبران کند. گونتر نتزر با پیراهن شمارهی ۱۰ چون نگینی در قلب تیم ملی آلمان میدرخشید.
او در طول ۹۰ دقیقه چهرهی برتر خط میانی آلمان بود و به بازیکنان خط میانی انگلستان فرصت کوچکترین خودنمایی نداد. آلمان آن بازی تلافیجویانه را با نتیجهی سه بر یک به سود خود به پایان رساند. گل دوم آلمان را خود نتزر از روی نقطهی پنالتی به ثمر رساند. پس از بازی، حتا تماشاگران انگلیسی به پا خواستند و برای آلمانیها و بویژه نتزر کف زدند.
گونتر نتزر در فینال جام حذفی آلمان در برابر اف ث کلن
حتا امروز نیز ورزشینویسان آلمانی که آن بازی را ندیدهاند، آن جملهی تاریخی را نقل میکنند. موضوع تنها بر سر آن نیست که در این جمله با اصطلاح «اعماق فضا» به بعد سومی در فوتبال اشاره میشود که گویی به تازگی کشف شده است. بلکه این اصطلاح به نکتهی ژرفتری نیز اشاره دارد و آن شیوهی بازی کسی است که برای نخستین بار در یک میدان بینالمللی، وظایف یک بازیکن لیبرو و یک هافبک میانی نفوذی را چنان با خلاقیت، ظرافت و قدرت در حد کمال درهم میآمیزد که نمونهاش پیش از آن دیده نشده است.
نتزر با دوندگی و دید عالی، دائما توپ را از اعماق خط دفاعی تیم خودی تحویل میگرفت و با پاسهای دقیق پخش میکرد. او چونان پیستونی بطور مستمر از محوطهی جریمهی خودی تا دروازهی تیم حریف در نوسان بود، پیستونی که صرفا از حرکتی مکانیکی تبعیت نمیکرد، بلکه این حرکات را با نبوغ و خلاقیت و ظرافت درهم آمیخته بود.
به گفتهی کارشناسان آن عصر، نتزر مدتها بود که در تیم باشگاهی خود مونشنگلادباخ با چنین شیوهای بازی میکرد. ولی نباید فراموش کرد که با آمدن تلویزیونهای رنگی به بازار و استفاده از روشها و تکنیکهای مدرن فیلمبرداری، آن هم در ورزشگاهی چون ویمبلی، تماشاگران در پای تلویزیونهای خود، برای نخستین بار میتوانستند حرکات اعجابآور و خلاق بازیکنی را نظاره کنند که با آن موهای بلند طلایی بیش از همه میدوید، درهمه جای میدان حضور داشت و با پاسهای دقیق و بلند خود همواره در دل مدافعان انگلستان، تشویش و اضطراب برمیانگیخت.
در آن بازی، گوردون بنکس دروازهبان افسانهای انگلستان، چند بار با هنرنماییهای خود، شوتهای مخوف نتزر از پشت محوطهی جریمه را به کرنر فرستاد. نتزر در آن دوره، «بازیکن شمارهی ۱۰» را به گونهای کمالیافته تعریف میکرد.
بازیکنی با گامهای غولآسا
مهارتها و تواناییهای فردی نتزر عالی و قدرت دوندگی او مثالزدنی بود. خستگیناپذیری او در آدمی این تصور را برمیانگیخت که گویی با چهار شش نفس میکشد. پاسهای طلایی او توپ را از یک سوی زمین به سوی دیگر میکشاند. گاهی از مسافت ۵۰ یا ۶۰ متری آن چنان پاس دقیقی میداد که به گفتهی یکی از روزنامهنگاران، گویی توپ با چتر نجات روی پای بازیکن خودی فرود آمده است.حرکات نتزر محاسبهپذیر نبود. در یک آن سرعت و آهنگ بازی را تغییر میداد و کند یا تند میکرد. قدرت جنگندگی نتزر در درگیریهای تن به تن حیرتآور بود.
گونتر نتزر
گونتر نتزر
یکی از ویژگیهای نتزر گامهای بلندی بود که به هنگام حرکت با توپ برمیداشت. این گامهای بلند، شاخص نتزر بود و او را از دیگر بازیکنان داخل زمین متمایز میکرد. ولفگانگ اوورات دوست و رقیب نتزر خاطر نشان میکند که تا آن زمان، همهی بازیکنان تکنیکی میانهی میدان آلمان مانند فریتس والتر، هانس شفر و خود او، بازیکنان کوچک اندام و ریزنقشی بودند، ولی با آمدن نتزر، بازیکنی به میدان پاگذاشت که افزون بر مهارتهای فردی، اندامی ورزیده، دست و پاهایی بزرگ و گامهایی غولآسا داشت. پاهای نتزر چنان بزرگ بود که تیم ملی آلمان برای او کفشهای ویژهی فوتبال به کمپانی آدیداس سفارش میداد.
نتزر عاشق حفظ توپ بود، ولی این امر هرگز باعث نمیشد که با همهی وجود در خدمت تیم نباشد. با این همه، نتزر خودسر و فردگرا و لجباز بود.
فراموش شدنی نیست که یک بار در دیدار فینال جام حذفی آلمان، نتزر از روی نیمکت ذخیرهها برخاسته و بدون اجازهی مربی از یکی از بازیکنان تیم خودی خواسته بود که جای خود را در میدان به او بدهد. در برابر چشمان حیرتزدهی مربی و همهی بازیکنان و تماشاگران، نتزر در همان بازی تنها چند دقیقه پس از ورود به میدان، گل پیروزی مونشنگلادباخ را به ثمر رسانده بود! هیچ مربیای نمیتواند یک چنین خودسری و خودکامگی را بر بازیکنی ببخشد. ولی نتزر بازیکنی معمولی نبود که مشکلاتش هم معمولی باشد.
به گفتهی نتزر، بازیکنی که در آن زمان پیراهن شمارهی ده را برتن میکرد، میخواست با این شماره چیزی بگوید. او با این شماره اعلام میکرد که خود را برای بازی مسئول میداند و میخواهد در کانون حوادث آن باشد. ولی امروز هر بازیکن خوبی میتواند پیراهن شمارهی ۱۰ را بر تن کند، بدون آن که واجد آن خصوصیات باشد.
نتزر معتقد است که پله کاملترین شمارهی ۱۰ جهان بود، ولی شاید مارادونا بهترین بازیکن تکنیکی جهان باشد. او میافزاید که مارادونا دریبلزن بهتری بود و در برابر دروازهی حریف کارهای عجیب و غریبی میکرد، ولی بازی پله در مجموع از جذبه و گیرایی بیشتری برخوردار بود. نتزر تاکید میکند که بازیکنان بزرگی که پیراهن شمارهی ۱۰ را بر تن کردهاند، هر یک این سنت را به شیوهی خود تعریف کردهاند و از این دیدگاه نمیتوان آنان را با یکدیگر مقایسه کرد.
خود او تصریح میکند که هیچ الگویی نداشته است، شاید به این دلیل که به باور او کپیها همیشه از اصلها بدترند و نتزر نمیخواسته کپی بازیکن دیگری باشد. با این همه، نتزر در جایی گفته بود، اگر حس جاهطلبی داشت به یک پله دوم تبدیل میشد.
به باور نتزر، بازیکنان شماره ۱۰ شبیه هنرمندان هستند.