نمی دونم با چه فرمولی میشه محاسبه کرد که هر مدال المپیک چقدر هزینه بره. همین 5 مدال مثلا. خرج هر نفر اعزامی ایران رو به برزیل اگه 100 میلیون فرض کنیم و بدون احتساب پسرخاله و دختر عمه های مسئولان بگیم 60 نفر رفتن. 6 میلیارد تومن میشه. (بودجه کل ورزش کشور در طی سالیان و بخور بخور هاشو اصلا بذارین کنار که محاسبه اش از ماشین حساب خارجه)
اگر چندتا پسر خاله و دختر عمه مسئولان رو کمتر میفرستادیم خودش میشد 1 میلیارد تومن، آیا با 1 میلیارد تومن نمیشد میلاد بیگی رو نگه داشت؟ نمی شد صباح شریعتی و مهمان دوست و سامان طهماسبی رو نگه داشت؟
آیا با 50 درصد خرجی که برای احسان حدادی با اون حواشی عجیب غریبش، نمی شد یکی از ورزشکاران خارج رفته رو نگه داشت؟
آیا مشکل ما پول است؟ خیر
آیا ورزشکار ما پولکی است؟ خیر! اما همان بحث آرامش ذهنی هست که در مقاله قبلی گفتم نیازه که به امثال سلیمی و عابدینی و ... بدهند. آیا ورزشکار در سطح ملی نباید برای پیری خودش اندوخته داشته باشد؟ اصلا آیا ما جای میلاد بیگی و مهمان دوست بوده ایم؟
شاید یک مقاله بنویسم و این پول های حروم شده رو حساب کنم تا بفهمیم که از دست رفتن این ورزشکاران زبده، از دست دادن کنترل اعصاب در مقابل داوری ها و ... چقدر قابل حل و قابل کاهش است.
به میلاد بیگی و مهماندوست فحش ندهیم. کافیست ببینید که چقدر ایرانی مهاجر به صورت نخبه دانشگاهی، به صورت مهاجرت با پول و به صورت مهاجرت با قایق به استرالیا و ... وجود داره که فرقی با میلاد بیگی ندارن. اگر آن ها به اقتصاد اون کشورهای مقصد با کار کردنشون کمک میکنن، میلاد بیگی هم به ورزششون کمک میکنه! اما نخبه خارج رفته ما که چرخ علم اونور رو میچرخونه میشه افتخار ما، اما یکی که چرخ ورزش اونور رو میچرخونه میشه خائن.
فرق بین مریم میرزاخانی که به علم آمریکا کمک میکنه و هیچ چیزیش به ایران نمی ماسه با میلاد بیگی که به ورزش آذربایجان کمک میکنه و هیچ چیزیش به ایران نمی ماسه چیه که به یکی میگیم افتخار و به یکی میگیم خائن؟
جفتشون اگر ایران می موندن بهشون توجه لازم نمی شد و نشد.
والسلام.


