بعد از شنیدن همچین چیزی اولین پرسشی که مطرح میشود معنای آسمان است، آسمان کجاست؟ آسمانی وجود ندارد، زمانیکه انسان پا بر روی سطح کره ماه گذاشت وقتی نگاه به آسمان کرد کره زمین را دید همان جایی که میلیونها سال اجداد انسان امروزی با نگاه کردن به خورشید و ماه و ستارگان در تخیلات خودشان به این باور رسیده بودند که کسی در آنجا است، خدایی که او را می پرستیدند و حتی برایش انسانهای دیگر را قربانی میکردند، بعدها انسان با مهارتی که در ساخت اشیای سنگی یا گلی یا فلزی یا چوبی یا ... کسب کرد شمایلهایی همچون حیوانات و انسانهای غول پیکر و یا کوچک را خودش خلق میکرد و بعد آنها را بعنوان خالق و یا بوجود آورنده خودش میپرستید این بازار پر سود خیلی زود نظر انسانهای لاشخور را به خودش جلب کرد انسانهایی که میگفتند تو میتوانی از طریق من به خدا نزدیک شوی انسانهایی که ادعای نزدیکی با خدا را میکردند جواهرات و غذای مجانی را از مردم نادان میگرفتند و به آنها دنیایی خیالی میفروختند دنیایی که هیچکس آن را ندیده دنیایی که انسانهای طماع و زیاده خواه آرزوی رفتن به آنجا را دارند، "زندگی همیشگی" انسان بخاطر نفس کشیدن و استفاده از گاز خطرناک اکسیژن (از خطرناک بودن اکسیژن همان بس که دلیل پوسیدگی آهن است و این غیر ممکن است در محیطی که اکسیژن وجود ندارد شما بتوانید آتش روشن کنید) در طول دوران زندگیش بدنش را فرسوده میکند و بعد از مدتی میمیرد زمانی که مرد او به آسمان نمیرود او به زیر زمین میرود تا بوی بدش باعث آزار زندها نشود و باکتریهایی که در حال تجزیه بدنش هستند باعث شیوع بیماری میان زندها نشوند اما این سناریو برای انسانهای ترسو و زیاده خواه خیلی تلخ است آنها بدنبال این هستند که همیشه زندگی کنند و برای رسیدن به آن کورکورانه هر چیزی را که انسانهای لاشخور به آنها میگویند باور میکنند و انجام میدهند ولی از این واقعیت تلخ بی خبر هستند که در حال سوزاندن لحظه های تنها دوره ای هستند که میتوانند زندگی کنند. نه چیزی از آسمان آمده نه چیزی به آسمان خواهد رفت همه چیزهایی "چه جاندار چه بی جان" که بر روی زمین می بینیم از یکسری مواد شیمیایی تشکیل شده اند و در زمان نابودی به چیز دیگری تبدیل میشوند چوب میسوزد به گرما تبدیل میشود به دود تبدیل میشود به کربن تبدیل میشود و چون ما دیگر آن تکه چوب را نمی بینیم خیال میکنیم که آن چوب دیگر نابود شده ولی این اشتباه است مواد تشکیل دهنده چوب فقط شکل خودشان را بخاطر آتش تغییر داده اند بدن انسان نیز چنین است بعد از مرگ مواد تشکیل دهنده بدن ما به زمین میروند و به شکلهای دیگری میتوان آنها را در طبیعت دید خوراک دیگر جانداران میشویم تبدیل به کود میشویم و باعث غنی تر شدن خاکی میشویم که اطرافمان است پس ما همینجا هستیم. مواد تشکیل دهنده بدن انسان: 1- 65 درصد اکسیژن. 2- 18 درصد کربن. 3- 10 درصد هیدروژن. 4- 3 درصد نیتروژن. 5- 1,5 درصد کلسیم. 6- 1 درصد فسفر. 7- 0,35 درصد پتاسیم. 8- 0,25 سولفور. 9- 0,15 سدیم. 10- 0,05 مگنزیم. 11- مقدار اندکی فلوراید. 12- مقدار اندکی آهن. 13- مقدار اندکی منگنز. 14- مقدار اندکی کلرین. 15- مقدار اندکی مس. 16- مقدار اندکی کوبالت. 17- مقدار اندکی زینک. 18- مقدار اندکی سلنیوم. 19- مقدار اندکی لودین. 20- مقدار اندکی لیتیوم. 21- مقدار اندکی موليبدنوم‌. 22- مقدار اندکی سلیکون. 23- مقدار اندکی آلمینیوم. 24- مقدار اندکی وانادیوم. 25- مقدار اندکی آرسنیک. 26- مقدار اندکی طلا. 27- مقدار اندکی برومین. 28- مقدار اندکی استرونتیوم. 29- مقدار اندکی لید. 30- مقدار اندکی هلیوم. 31- مقدار اندکی بریلیوم. 32- مقدار اندکی نیون. 33- مقدار اندکی آرگون. 34- مقدار اندکی بورون. 35- مقدار اندکی اسکاندیوم. 36- مقدار اندکی نیکل. 37- مقدار اندکی تیتانیوم. 38- مقدار اندکی کرومیوم. 39- مقدار اندکی گالیوم. 40- مقدار اندکی نقره. 41- مقدار اندکی جیوه. و ... برای اطلاعات بیشتر http://www.lenntech.com/periodic-chart-elements/human-body.htm