داستان ورود تامکت به کشورمان، خود بخشی خاص از تاریخ معاصر است که می‌توان برای آن کتاب‌ها نوشت، چرا که ایران با حضور در منطقه‌ای پرآشوب که همواره جنگ را بر خود دیده، نیازمند قوی‌ترین تسلیحات جهت حفظ تمامیت ارضی است تا با هدایت جان برکفان نیروهای مسلح دست هر متجاوزی را قطع کند. در طی دوران پهلوی دوم و پس از وقایع جنگ جهانی، محمدرضا پهلوی به دنبال افزایش قدرت نظامی بود و یکی از مهمترین علل آن را می‌توان در همکاری با غرب و نیز حضور دشمن درجه یک آن زمان یعنی شوروی در شمال کشور و تجربیات تلخ وقایع سال 1320 و همچنین کشور متحد همسایه شمالی یعنی عراق جستجو کرد. برای همین بود که خریدها از کشورهای مختلف غربی همانند ایالات متحده، فرانسه، ایتالیا و بریتانیا آغاز شد. اما اصل شروع این اتفاقات را باید در دهه 40 شمسی جستجو کرد. در این مقطع، نخستین جنگنده‌های جت تاریخ کشورمان همچون F-84 و F-86 و پیشتر جت آموزشی T-33 در حال خدمت بودند و کم کم با جنگنده‌های F-5A/B فریدوم فایتر (جنگنده آزادی) و نسخه شناسایی RF-5A جایگزین شدند. این نسل جدید از هواپیماها، می‌توانست در مانورهای هوایی، قدرت بیشتری را از خود نشان دهد ضمن آنکه با حمل نمونه پیشرفته‌تر موشک‌های هدایت حرارتی برتری نسبت به همتایان شرقی خود داشتند ولی این تمام ماجرا نبود. اندکی بعد، با تولد جنگنده F-4 فانتوم، نیروی هوایی ایران خواستار آن نیز شد. جنگنده F-4 فانتوم این هواپیمای جنگنده با بهره‌گیری از رادار قدرتمند و موشک‌های هوا به هوای هدایت راداری و توانایی حملات دقیق به زمین، نسبت به همتایان زمان خود بسیار پیشرفته بود و دولت وقت آمریکا علاقه‌ای به فروش آن نداشت خصوصا آنکه درگیری در نبرد ویتنام و نیاز به این هواپیما، خط تولید آن را تنها به صورت محدود برای سایر مشتریان باز گذاشته و ایران نیز خواستار تعداد بالایی از آن شده بود. نهایتا با لابی و رایزنی‌های متعدد، نخستین دسته 4 فروندی از جنگنده‌های F-4D «فانتوم» (شبح) در شهریور سال 1347 وارد فرودگاه مهرآباد تهران شدند. پس از این رخداد به ترتیب نمونه‌های جدیدتر جنگنده F-5 با نام تایگر (ببر) و از نوع F-5E/F لباس نیروی هوایی کشورمان را پوشیدند و سپس نسخه‌های به روز فانتوم جهت انجام عملیات‌های چند منظوره و شناسایی تاکتیکی که F-4E و RF-4E بودند وارد ایران شدند. در این زمان، خریدها در سایر بخش‌های نیروی هوایی نیز در جریان بود و هواپیماهای ترابری تاکتیکی C-130 «هرکولس» و فوکر 27 و بعدها تانکرهای غول‌پیکر بوئینگ 707 و 747 که جهت عملیات سوخت رسانی و ترابری راهبردی و حمل مسافر مورد استفاده قرار می‌گرفتند و هوایپماهای گشت‌ دریایی P-3F «اوریون» به ناوگان نیروی هوایی اضافه شدند، اما همزمان با بهسازی ناوگان شکاری و ارتقای روزافزون آنان، نگاه‌ها به دو سو چرخید: نخست تحویل گرفتن یک بمب افکن ضربتی و بعدها خرید یک هواپیمای رهگیر با توانایی برتری هوایی. * «تامکت» یا «ایگل»؛ ایران کدام را می‌خرد؟ برای گزینه نخست، هواپیمای F-111 مدنظر قرار گرفته شد که البته توان لابی‌های کشورمان کارساز نشد و هرگز به مرحله خرید نرسید اما برای خرید هواپیمای رهگیر، 2 گزینه مدنظر قرار گرفت: F-14 «تامکت» و F-15 «ایگل» (عقاب) و دقیقا از همین جاست که داستان خرید تامکت‌ها آغاز می‌شود. جنگنده F-15 ایگل اما برای آنکه دلیل انتخاب این جنگنده گران قیمت -که در زمان خود بالاترین هزینه را بر خریدار اعمال می کرد- را بهتر درک کنیم باید کمی به گذشته باز گردیم. * پنجه در پنجه MiG-25 همانطور که در ابتدای مطلب ذکر کردیم، کشورمان در آن زمان در جبهه متحد بلوک غرب قرار داشت و عملا با حضور در پیمانی تحت عنوان «سنتو» که جهت مقابله با نفوذ بلوک شرق ساخته شده بود و همکاری های نزدیک با پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) و ایالات متحده، به دشمن درجه یک شوروی و متحد منطقه‌ای آن عراق تبدیل شده بود، لذا این کشورها علاقه بسیاری به جاسوسی و ایجاد اختلال در مناطق مختلف ایران داشتند. در مقابل این رخدادها، ایران طبق برنامه‌ای با عنوان «ژن سیاه» هماهنگ با ایالات متحده به جاسوسی از همسایه شمالی خود اقدام می‌کرد و به همین دلیل هواپیماهای شناسایی RF-5A و RF-4E دائما در حال پرواز بر فراز خاک شوروی بودند تا بتوانند پاسخی درخور را به تجاوزات این کشور بدهند اما چند مورد هدف قرار گرفتن نشان داد این راه تنها مسیر پیش روی نیروی هوایی ایران نیست. لذا همراه با عملیات های شناسایی که نیاز اولیه و اساسی ایران در آن زمان به حساب می آمد، فرایند رهگیری هواپیماهای شوروی نیز در دستور کار قرار گفت تا بتوان با مقابله با آنها از ورود گاه و بیگاه به فضای کشور کاست. بار اصلی این رودررویی بر دوش فانتوم‌های تازه خریداری شده افتاد که در چند مورد توانستند عملیات‌های رهگیری را با موفقیت انجام دهند اما به دلیل آنکه عمدتا با حریفی قدرتمند در عرصه شناسایی به نام MiG-25R «فاکسبت» با سرعت نزدیک به 3برابر صوت و سقف پروازی به مراتب بالاتر از خودشان رو به رو بودند، به نتیجه مطلوب نمی‌رسیدند و موشک فانتوم‌ها تنها یکبار توانست «فاکسبت» روس را زخمی کند و در بیشتر اوقات از رسیدن به هدف ناتوان می‌ماند. MIG-25 فاکسبت در این شرایط ایران از طریق مبادی رسمی و غیر رسمی به شوروی اعلام کرد که حاضر است عملیات‌های شناسایی و مقابل به مثل خود را کنار بگذارد، به شرط آنکه شوروی نیز دست از تجاوزهای خود بردارد ولی در عمل این درخواست بی‌جواب ماند. دقیقا در این زمان، ایالات متحده که احساس نیاز عمیقی به یک جنگنده قدرتمند دفاع هوایی حس می‌کرد در حال انتخاب بین 2 هواپیمای شکاری جدید بود که در مرحله نخستین کار قرار داشتند، هواپیماهایی که یکی از آنها (ایگل) بعدها ستون فقرات نیروی هوایی این کشور و دیگری (تامکت) ستون فقرات نیروی دریایی آمریکا را تشکیل داد. * کنگره آمریکا با فروش اف14 به ایران مخالفت می‌کند مقامات ایران به نحوی از این تلاش‌های سرّی مطلع شدند و ارتشبد طوفانیان (رئیس اداره خرید و سفارشات خارجی صنایع نظامی در زمان شاه) طی سفر به آمریکا علاقه ایران را برای خرید و تحویل گرفتن جنگنده جدید نیروی دریایی، پس از مشاهده عملکرد آن اعلام کرد، ولی این بار علیرغم آنکه ایران متحد نخست ایالات متحده در منطقه به حساب می‌آمد و همکاری راهبردی بین دو طرف در جریان بود، کنگره، مخالفت عمیق خود را با هرگونه فروش اعلام داشت چرا که تا آن زمان سابقه نداشت اسلحه با سطح از پیشرفتگی در خارج از چارچوب نیروهای مسلح ایالات متحده مورد بهره‌برداری قرار گیرد. ساخت تامکت‌های ایرانی در شرکت گرومن آمریکا * وام ایران «گرومن» را نجات می‌دهد در همین زمان، شرکت «گرومن» که در حال کار بر روی هواپیماهای تازه ساخت خود یعنی «تامکت» بود، با هزینه بالایی رو به رو شد تا حدی که امکان شکست خوردن طرح نیز وجود داشت، لذا ایران از این موقعیت استفاده کرد و با اهدای وام به این شرکت آن را از خطر ورشکستگی نجات داد. همین اقدام، بهانه خوبی برای تحت فشار قرار دادن کنگره و بعدها تحویل این جنگنده به کشورمان شد. نمایش تامکت‌های ساخته شده ایران در شرکت گرومن در یک نمایشگاه هوایی ایالات متحده/ حضور هواپیماهای ایرانی در مراسم‌های خارجی همواره بخشی از برنامه‌های نیروی هوایی بود ولی این تمام ماجرا نبود چرا که رقیب شرکت «گرومن» نیز در حال کار بر روی جنگنده F15 «ایگل» بود و لذا نفرات ارشد شرکت «مکدانل داگلاس» که در آن زمان سازنده «ایگل» بودند، با چند مرتبه سفر به تهران، سعی در ترغیب شاه جهت خرید این هواپیما داشتند در حالی که بنا بر گزارشات ارتشبد طوفانیان و برخی از کارشناسان اعزامی به ایالات متحده، F14 گزینه بهتری محسوب می‌شد. پروازی آزمایش تامکت‌های ایرانی در ایالات متحده/ سامانه IRST که بعدها حذف شد در زیر دماغه وجود دارد * رقابت ایگل و تامکت برای ربودن دل شاه در نهایت نمایشی در آمریکا ترتیب داده شد که به طور همزمان قابلیت‌های عملیاتی و پروازی 2 جنگنده F14 و F15 به نمایش در بیاید. در این برنامه، نخست «ایگل» با پروازی خیره‌کننده سطح باند را ترک گفت و با انجام مانورهای پیچیده هوایی قدرت خود را به رخ کشید اما اندکی بعد حضور «تامکت» در آسمان، جلوه دیگری را نشان داد و توانایی فوق العاده در عملیات های هوایی، دل شاه ایران را ربود. بازدید محمدرضا پهلوی از تامکت‌ها هنوز که هنوز است برخی معتقدند انتخاب تامکت اشتباه بود و فرماندهان و متخصصان نیروی هوایی بر خردی «ایگل» اصرار داشتند که با دخالت شاه به سرانجام نرسید. در اینجا باید ذکر کرد که علیرغم توانایی بالای «ایگل» در دفاع هوایی و همچنین سامانه‌های به روز کنترل پیشرفته که یک پرواز ایمن را رقم می‌زد و چابکی فراوانی را داشت اما نسبت به «تامکت» از انعطاف پذیری کمتری برخوردار بود خصوصا آنکه فناوری بال متغییر F14 نیز یک مزیت بزرگ محسوب می‌شد. تامکت‌های ایرانی در خط پرواز آزمایشگر شرکت گرومن از سوی دیگر سلاح اصلی «ایگل»، موشک‌های AIM-7E بودند که نسبت به سایر نمونه‌های «اسپارو» از پیشرفت‌های شگرف برخوردار بود ولی مشکل هدایت نیمه فعال راداری و همچنین فاصله زمانی تا عرض نسخه مخصوص این موشک برای «ایگل»، در مقابل فینیکس‌های زرادخانه «تامکت» که در مراحل ساخت قرار داشتند، یک ضعف بزرگ محسوب می‌شد و ایران برای مقابله با همسایه شمالی به سلاحی نیاز داشت که بلافاصله بعد از خرید، تحویل داده شود. کارشناسان شرکت گرومن و جنگنده تامکت پیش از پرواز همیشگی به سوی ایران ضمنا رادار قدرتمند «تامکت» تا فاصله زمان ورود هواپیماهای هشدار زودهنگام هوابُرد (آواکس) می‌توانست خلاهای پدافندی را در مناطق کوهستانی کشور پوشش دهد. دیگر انتقاد کارشناسان به خرید تامکت‌ها، ضعف ذاتی موتور TF-30 جنگنده است که در مراحل خاصی از پرواز می‌تواند دچار واماندگی شده و سبب سانحه شود. تامکت‌ها ایرانی در خاک ایالات متحده همچنان نشان این کشور را حمل می‌کنند جهت حل این مشکل نیز نیروی هوایی خواستار مدل جدیدتر موتور برای جنگنده شد که البته با وقوع انقلاب اسلامی این پروژه به سرانجام نرسید و از سویی دیگر موتور اولیه «ایگل» نیز با مشکلات فراوانی رو به رو بود، لذا در حین مقایسه بین این جنگنده باید پارامترهای مختلف همانند زمان، شرایط خرید و نیازها در مقابل کالای تحویلی را دقیق مورد بررسی قرار داد. * 120 خلبان ایرانی در آمریکا آموزش می‌بینند نهایتا با تمام درگیری‌ها و اختلافات در سطوح بالای نیروی هوایی، قراردادی جهت خرید نخستین گروه از تامکت‌ها تحت عنوان F-14A-GR به تعداد 30 فروند به همراه قطعات یدکی، آموزش خلبانان و کرو نگهداری و همچنین موتورهای جایگزین و تسلیحات هوا به هوا با ایالات متحده امضاء شد و اندکی بعد در تیرماه سال 54، خرید 50 فروند دیگر به همراه 286 تیر موشک فینیکس نهایی شد.