فوتبال و سیاست - کشور آلمان - بخش آخر :D فوتبال از وقتی پدیده آمده و پا به میدان گذاشته ، حتی در کشور هایی که ادعای تمدنهای پیشرفته و زندگی اجتماعی مترقی دارند نیز دسته گل های بسیاری به آب داده است . به عنوان نمونه می توان از دیدار نهایی تیم های آلمانغربی – سوئد ( به تاریخ 24 ژوئن 1958 ) در گوته بورگ سوئد _ در راه ورود به فینال جام جهانی _ یاد کرد . ماجرا از اینجا شروع شد : روز مسابقه ، دهها هزار سوئدی بلندگو به دست که جایگاهها را انباشته بودند ، با فریاد های کرکننده و جنگ طلبانه " هی یا ... هی یا " تیم خود را تشویق می کردند . امواج توفان مانند تشویق بالاخره ثمر بخش شدند و تیم ملی آلمان یک بر سه مغلوب سوئد شد . اما ، قضیه به همین جا خاتمه پیدا نکرد . شکست مزبور و بخصوص رفتار خصمانه تماشاگران سوئدی چنان آلمانیها را عصبانی کرد که یک سلسله انتقام جوییها را در آلمان غربی به دنبال آورد : صاحبان رستوران های آلمان اسم غذاهای سوئدی را از فهرست غذاهاشان خط زدند . هتلها رزرو مسافران سوئدی را فسخ کردند . در " آخن " اهالی به هتل " که ولن هوف " ، که پاتوق سوئدیهاست ، ریختند و آنها را به باد کتک گرفتند . در شهر هایی که سوئد کنسولگری داشت ، مردم پرچم سوئد را پائین کشیدند و سوزاندند . در چند شهر، مردم هر جا اتومبیل ساخت سوئد دیدند لاستیکهایش را با چاقو دریدند و بدنه سالم برایش نگذاشتند و ... البته ماجرا به مطبوعات هم کشید . " سارسایتونگ " ، روزنامه یومیه منطقه سار آلمان نوشت : " باید باده گساری را برای سوئدی ها قدغن کرد . زیرا این ملت وقتی سیاه مست است به تماشای فوتبال می رود و با شعار هی یا – هی یا هل من مبارزه می طلبد " . به هر حال ، عواقب یک مسابقه فوتبال چنان اوضاع وخیمی به پا کرد که هیچ نمانده بود روابط سیاسی و اقتصادی دو کشور را تیره و تار کند . کما اینکه اگر پادرمیانی مطبوعات دو کشور نبود ، به احتمال قریب به یقین اوضاع از هر لحاظ تیره و تار می شد . در چنین اوضاع و احوالی ، مطبوعات با درک رسالت خود ، آگاهانه وارد میدان شدند و سکان کشتی افکار عمومی را ، که مستقیما به طرف گرداب می رفت ، از نیمه را بازگرداندند . از جمله ، نشریه " نویه روهرساتوتگ " ( مطمئنا هیشکی به این اسم مسخره توجه نمیکنه ! :)) ) نوشت : " نفرت پراکنی و شعار هی یا – هی یا دادن کافی است . نباید اجازه داد روابط حسنه دو کشور قربانی نتیجه یک مسابقه فوتبال شود " . سفیر آلمان در سوئد نیز خبرنگاران آلمانی و سوئدی را به سفارت دعوت کرد و از آنها خواست برای فرو نشاندن طغیان احساسات نا به جای مردم کوشش کنند . این اقدامات ، البته در تسکین خشم مردم تا حدی موثر واقع شد ، ولی آشتی واقعی بین دو کشور تا چندین سال ممکن نشد . دیگه ادامه نداره :D بالاخره فوتبال و سیاست آلمان تموم شد ^_-