اینیستا: زمانی که 13 ساله بودم، پدرم دستمزد سه ماهش را جمع کرد تا برای من یک کفش بخرد، اکنون پولهای زیادی دارم، اما هر روز به این کفش ها نگاه میکنم تا به یاد داشته باشم که از کجا آمده ام...