
نوستالژی : قیصر
۳۹۲ بازدیدشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۵ - 0۹:۰۸
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.
"قیصر کانتونا" : تو چرا این ریختی شدی؟ کی زدتت؟
" بهمن رونی" : قصهاش درازه....
" قیصر کانتونا" : کجا ؟
"بهمن رونی" : من بودم، "حاجی فرگوسن، رضا اسکولز، علی فردیناند"، آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقااااامونم بود.
" قیصر کانتونا " : کریم! کدوم کریم؟
" بهمن رونی " : کریم بنزما. میشناسیییییییییییییش.....
آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم اصلا ما تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل "هیتن پارک" اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجو جور شد؛ رو تخت نشسته بودیم داشتیم میخوردیم.
اولی رو رفتیم بالا به سلامتی رفقا، لولِ لول شدیم. دومی رو رفتیم بالا به سلامتی جمع، پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا،" آشیخ کاراگر" نامرد ساقی شد. گفت: برین بالا؛ مام رفتیم بالا. گفت: به سلامتی "جرارد" ، تو نمیری، به موت قسم خیلی تو لب شدم. این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی، ضامندار اومد بیرون. رفتم و اومدم، دیدم کسی نیست همه خوابیدن.
پریدم تو اُتول. اومدم دم کوچه "سر مت بازبی"، بغل این نُرقه فروشیه. اومدم پایین، یه پسره هیکل میزونه ـ اینجوریه ـ زد بههم، افتادم تو جوب. گفتم: هتهته گفت: عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیشم زد؛ از اولیش قایمتر زد.
دست کردم جیبم که برم و بیام؛ چشامو وا کردم دیدم مریضخونه روسام.
حالا ما به همه گفتیم زدیم. شومام بگین زده. آره! خوبیت نداره؛ واردی که..........


