بلا : از تو نمیترسم....میترسم از دست بدمت ! احساس میکنم میخوای ناپدید بشی ! ادوارد : تونمیدونی چقدر منتظرت بودم....پس شیر احساس عشق به بره میکنه ! بلا : چه بره ی احمقی... ادوارد : چه شیر آزر دهنده ای.... سفارشی از عشقم حسین :))))