دومین مقاله ی بنده ی حقیر
لینک مقاله ی اول
yon.ir/maghale
"جیمی کرگر""جان تری""ریو فردیناند""اسکولز""گیگز"و...
همه در حسرت جام جهانی ماندند.مردانی که برای هوادان باشگاه هایشان قهرمان بودند و قهرمانی جام جهانی شاید اندک پاداشی بود که میتوانست زحمات و فداکاری های این مردان را پاسخ دهد.
جیمی کرگر تنها امیدوار بود که انگلیس به جمع 8 تیم برود.فردیناند با دلی پر از حسرت شانسی برای کشورش نمیدید.جان تری هم به نظر نمیرسد برگردد.علی رغم امیدواری مورینیو برای بازگشت کاپیتان,زوج کیهیل و جگیلکا راضی کننده بوده و کارایی فیل جونز در مرکز دفاع و سن بالای تری اجازه بازگشت را به او نمیدهد.
اشلی کول را از یاد نبریم.اشلی وضعیتش از قبل بدتر شده.او حالا در باشگاهش هم نیمکت نشین شده.همان طور که مورینیو گفت او یک حرفه ای بود و اعتراضی نداشت.شاید میدانست که هر چیزی پایانی هم دارد.بینس هم فوق العاده است.شاید اشلی به برزیل نرود.
رایان گیگز را از یاد نبریم.دوستان او در منچستر بارها به او اصرار کردند تا به تیم ملی انگلیس بپیوندد.اما شاید ان ها هم میدانستند که دارند وقتشان را تلف میکنند.او رایان گیگز بود.مردی متعصب.او هرگز به کشورش پشت نمیکرد.
انگلیس بزرگان زیادی دارد که حسرت فتح جام جهانی را به دل دارند که لیست بلند بالایی از انان وجود دارد.
گذشته ها گذشته...هیچ وقت نباید حسرت گذشته را خورد.
اما چیزی که دردناک تر است این است که احتمالا باید دو نام بزرگ دیگر را به این لیست اضافه کنیم.
دو مرد بزرگ...که در غم ها و شادی ها قهرمان بودند.ان دو الگوی طرفداران بودند و جام جهانی شاید قصه ای غمناک باشد بر کارنامه ی این دو مرد
استیون و فرانک را میگویم.دو اسطوره.دو افتخار و دو افسانه.افسانه ای که شاید پایانی تلخ داشته باشد.
این دو مرد اخرین جام جهانی خود را تجربه میکنند.لمپارد با شرایط سنی خود شاید به یورو هم نرسد.فرانک که فصل پیش با نمایش فوق العاده ی خود به جمع 50 بازیکن برتر دنیا راه یافت نشان داد که هنوز تمام نشده.اما سن زیاد او نشان از چیز دیگری در اینده میدهد.
استیون هم شرایطی مشابه دارد.او در لیورپول کارش سنگین است.او یک رهبر برای تیمش بود.اگر او نبود شاید سوارس میرفت.او هنوز هم نقشی حیاتی دارد اما مصدومیتش نگران کننده بود.
با اوج گیری بارکلی و ویلشر و خود نمایی حتی هندرسون به نظر میرسد که هافبک هم نیاز به تغییر نسل دارد.
جرارد و لمپارد با اراده هستند و میتوانند تا جام جهانی روی فرم بمانند و هاجسون را متقاعد کنند که مردان اول برای رهبری میانه میدان در تیم ملی هستند.
اما ان ها خوش شانس نبودند.گروهشان سخت بود و هیچ کس به حضور ان ها حتی در نیمه نهایی هم امیدوار نیست.
ولی تاریخ دینش را به ان دو کامل ادا نکرد.این چیزی نبود که این دو مرد لیاقتشان بود.ولی نباید ناامید بود.شاید این دو مرد با تاریخ سازیشان بتوانند پایانی باشند بر ناکامی اسطوره های انگلیسی...
شاید هر چیزی رخ دهد...
شاید تاریخ جام جهانی در برزیل را به پای این دو مرد بنویسند...
خدا کند ان دو حقشان را بگیرند...
به معجزه اعتقاد ندارم ولی
"خدا کند معجزه ای رخ دهد"