این مقاله ایی هست که به نظر بسیاری از روزنامه نگاران و کارشناسان و طرفداران فوتبال مورد قبول قرار گرفته است این مقاله به 5 قسمت تقسیم شده که میتواند ذهن شما طرفداران فوتبال را در مورد این شخص یعنی خوزه مورینیو یا جوزه مورینیو عوض کند و نگاهی جدید به نگرش این مربی پیدا کنید که در حال حاضر در سن 50 سالگی به افتخارات متعددی رسیده و چه بسا تا دوران بازنشستگی تعدا افتخارات این مربی افزایش پیدا کرده و روزی بهترین مربی تاریخ یا جزئی از بهترین مربیان تاریخ شود ! یک: سه شنبه 19 اسفند 1382؛ سوت پایان بازی منچستر و پورتو در اولدترافورد به صدا درمی آید و مردی به کمال شبیه هالیوودی ترین ستاره های هالیوود در قامت کسی که یونایتد بزرگ را با تیمی در حد پورتو حذف کرده کنار زمین چمن می دود و به تحریک آمیزترین شکل ممکن شادی می کند. از آن شب تا هشتمین شب اردیبهشت 1389 مسیری هفت ساله طی شده و این بار مرد هالیوودی سوپربارسای گواردیولا را حذف کرده و دارد یقه اش را از دستان خشمگین ویکتور والدس کاتالونی بیرون می کشد تا انگشت اشاره اش را به سمت بالا بگیرد. آن بالا البته همه چیز هست: پنج هزار تیفوسی نراتزوری که دوشب را در خیابانهای بارسلونا چادر زده اند و بلیت بازی را پنج برابر گران تر در بازار سیاه خریده اند تا جایی در طبقه دوم نیوکمپ و پشت دوربین نصیبشان شود، جایی که افق دید تمام هوادران بارسا بتواند شکارش کند و تا جایی که می توانند حرص بخورند و دندان قروچه کنند و البته رفیع ترین نقطه ای که یک مرد می تواند بدان اشاره کند. این روزها بازار تحلیل فنی و تاکتیکی و این حرفها داغ داغ است و کماکان بحث فوتبال نجیب و بالرین وار بارسا و ضدفوتبال اتوبوسی اینتر نقل محافل است. ایده این مقاله اما ارتباطی به این مباحث ندارد، بلکه معتقد است خوزه مورینیو پس از چند سال کار در نیوکمپ به این نتیجه رسید که فوتبال می تواند برخلاف آنچه رینوس میشل و سایر هلندیهای مبدع سبک "توتال فوتبال" به جهان باورانده بودند و این شیوه را وحی منزل و نسخه آرمانی تاکتیکی دنیای توپ گرد می دانستند، بر اساس تئوری دیگری طراحی و اجرا شود: «چیزی که در فوتبال اصل است گل زدن نیست، بلکه گل نخوردن است.» این یادداشت از این طریق مدعی می شود که دلیل یگانه بودن مورینیو در دنیای مربیگری دقیقا از همین خصوصیت شخصیتی ناشی می شود: انسانهای ماهر، تیزهوش و حرفه ای می توانند به کمک تواناییهایشان در مسیری که مردم عادی با سرعت معمولی آن را طی می کنند، با سرعت جت حرکت کنند. اما "انسان خاص"(برداشتی از مفهوم ابرانسان نیچه ای) اساسا مسیر را تغییر می دهد. از این دست ابرانسانها در دنیای فوتبال تا به امروز تنها دو نفر بوده اند: یکی بازیکن بود و علیرغم آرزوهای همه ما شیفتگانش در مربیگری به جایی نخواهد رسید یعنی دیه گو مارادونا و دیگری هرگز بازیکن نبود و به زودی در مربیگری به جایگاهی خواهد رسید که احدی به آن نرسیده است یعنی خوزه مورینیو