جان کافی : من خسته ام رییس! خسته از این راه! مثل یه پرستو که توی بارون باشه! خسته از نداشتن رفیق ، خسته از این که نمی فهمم از کجا اومدم و قراره کجا برم! و از همه بیشتر از زشتی هایی که این مردم با هم انجام میدن خسته ام رییس! از این همه درد و رنجی که توی این دنیاست خسته ام! انگار توی مغزم شیشه خورده ریخته باشن! می فهمی؟!! بعد از 6 .7 سال دوباره این فیلمو دیدم....اونموقع تقریبا هیچی از اینجور شاهکار ها نمیفهمیدم :|.کلا هم یادم رفته بود(انگار توی مغزم شیشه خورده ریخته باشن میفهمی؟ :| ).با گفتن دوتا از دوستان دوباره یادم افتاد :) ممنون :)